November 02, 2002

در انتظار تو تا كي

در انتظار تو تا كي سحر شماره كنم؟
ورق ورق شب تقويم كهنه باره كنم؟
نشانه هاي تو بر چوبخط هفته زنم
كه جمعه بگذرد و شنبه را شماره كنم
براي خواستن خير مطلقي كه تويي
به هر كتاب ز هر باب استخاره كنم
شب و خيال و سراغ تو،باز مي آيم
كه بهت خانه ي در بسته را نظاره كنم
تو كي ز راه ميايي كه شهر شبزده را
به روشنايي چشمم چراغواره كنم؟
ز ياس هاي تو مشتي بباشم از سر شوق
به روي آب و قدح را بر از ستاره كنم
هزار بوسه ي از انتظار لك زده را
نثار آن لب خوشخند خوشقواره كنم
هنوز هم غزلم شوكراني است الا
كه از لب تو شكرخندي استعاره كنم

Posted by گلاره at November 2, 2002 05:40 AM
Comments