October 13, 2002

چشمان تو كه از

چشمان تو كه از هيجان گريه مي كنند
در من هزار چشم نهان گريه مي كنند
نفرين به شعرهايم اگر چشم هاي تو
اينگونه از شنيدنشان گريه مي كنند
بانوي من!چگونه تسلايتان دهم؟
چون چشم هاي باورتان گريه مي كنند
پر كرده كيسه هاي خود از بغض رودها
چون ابرهاي خيس خزان گريه مي كنند
وقتي تو گريه مي كني اي دوست!در دلم
انگار ابرهاي جهان گريه مي كنند
انگار با تو بار دگر خواهران من
در ماتم برادرشان گريه مي كنند
در ماتم هزار گل ارغوان مگر
با هم هزار سرو جوان گريه مي كنند
انگار عاشقانه ترين خاطرات من
همراه با تو مويه كنان گريه مي كنند
حس مي كنم كه گريه فقط گريه تو نيست
همراه تو زمين و زمان گريه مي كنند

حسين منزوي

Posted by گلاره at October 13, 2002 10:55 PM
Comments