سلام!
با یک دنیا تبریک به تو محبوبم برای کسب مقام اول شعر در ششمین کنگره شعر و قصه جوان کشور.
ای عشق و تمام بهار... سیب و درخت انار... بتاب و شعله بپاش!

متن زیر را از ترانه ای با صدای لئونارد کوهن (Leonard Cohen ) به نام "Dance me " ترجمه کرده ام که آهنگش را روی همین وبلاگ می شنوید.
متن انگلیسی شعر اینجاست.
"منو به رقص بیار"
پیش به سوی زیبائیت،
با یه ویولن آتیش گرفته،
تا آخر عشق منو به رقص بیار!
منو به رقص بیار و از ترس و اضطراب بیرون بیا،
تا وقتی که با اطمینان دورت می گردم.
بلندم کن، مثل شاخهء درخت زیتون!
قمری خونگی ام باش!
تا آخر عشق منو به رقص بیار،
تا آخر عشق منو به رقص بیار.
آخ! بذار زیبائیت رو ببینم وقتی همه نشونی ها از بین می رن،
بذار حرکتت رو حس کنم همونطور که توی بابیلون اینکار رو می کنن،
یواش یواش بهم نشون بده اون چیزی رو که فقط تا مرزشو دیدم،
تا آخر عشق منو به رقص بیار!
تا آخر عشق منو به رقص بیار!
پیش به سوی این جشن بزرگ منو به رقص بیار!
منو به رقص بیار و منو به رقص بیار
منو به رقص بیار، ترد و لطیف
منو به رقص بیار، یه رقص طولانی
ما هر دو زیر نفوذ عشقمونیم،
ما هر دو توی اوجیم....
پیش به سوی بچه هایی که دوست دارن به دنیا بیان منو به رقص بیار!
از میون پرده هایی که بوسه های ما نخ نماشون می کنن منو به رقص بیار!
همین الان یه خیمهء جون پناه به پا کن،
با همهء این نخ نخ های پاره شده،
تا آخر عشق منو به رقص بیار!
پیش به سوی زیبائیت،
با یه ویولن آتیش گرفته منو به رقص بیار!
از ترس و اضطراب بیرون بیا و منو به رقص بیار،
تا وقتی که با اطمینان دورت می گردم.
منو لمس کن با دست برهنه ات،
لمسم کن با دستکشت!
تا آخر عشق منو به رقص بیار،
تا آخر عشق منو به رقص بیار،
تا آخر عشق منو به رقص بیار.....
سلام/ خوبي بانو؟/ تبريك براي محبوبت!/بعد اينكه اين آهنگ كوهن مرد علاقه ي منه. ترجمشم خيلي خوب بود./پايدار باشي.
Posted by: ليلي at January 25, 2005 11:06 PMمورد علاقه!
Posted by: ليلي at January 25, 2005 11:06 PMسلام خانم، ترجمه محشری بود، آهنگ هم که مشخصه، حرف نداشت!! یکهزار و یک رو به توان یکهزار و یکی یکهزار و یک میرسونم و به تعدادش تبریک میگم، وبلاگ آقای دکتر روی PC قراضه ما باز نشد، از قول بنده به ایشون تبریک بگین، به همون تعداد لطفا!!!
Posted by: رضا موسوی at January 25, 2005 11:21 PMتبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك
Posted by: فري at January 26, 2005 12:21 AMشايسته تر از اين نمي شد.مي دانم كه چقدر خوشحالي
Posted by: راضيه at January 26, 2005 12:22 AMsalam ....tabrike maro ham bepazirid....babate tarjome kheili kheili kheili dastet dorost ...behtarin ahangie ke ta behaal shenidam ...ye jahaeish baram mobham bood ke be lotfe tarjomeye shoma oonam hall shod.......raaje be oon archive ham ke behetoon goftam offlini nadashtam ...toarof mikonid????dar zemn be roozam.
Posted by: mirzaa ghalamdoon at January 26, 2005 10:16 AMوایییییییییییییییییییییییی ! این عالی به این میگویند یک عشق درجه یک. هوارتا تبریک برای هر دو تان .
Posted by: پرستو at January 26, 2005 10:40 AMاز طرف من هم به دکتر تبریک بگین گلاره بانو! اما شعری که ترجمه کره بودین از بس زیبا بود هوس کردم یه ترانه بنویسم با (من و برقصون)...مرسی!
Posted by: meisam yousefi at January 26, 2005 03:14 PMسلام....بسیارازدیدنت در بلاگم خوشحال شدم.آخه تو مقدسی.....این آهنگ هم عالیه وترجمه توعالی تر....تنهاچیزی که میتونم بگم اینه.آفرین....اگر اجازه بدی یه لینک ازت بگیرم....شادوسلامت باش..
Posted by: بابک at January 26, 2005 07:01 PMتبریک من رو هم شنیداری هم دیداری بپذیرید.....سلام هم برسانید....
Posted by: امیر مرزبان at January 26, 2005 09:56 PMتبريك! من خيلي بايد اينجا باشم تا بيشتر از اين بتونم بگم!
Posted by: حميدرضا جمشيدي at January 28, 2005 12:24 AMسلام / وب خوشکلیه / مخصوصا اهنگش/ خیلی حال کردم
Posted by: عاطفه at January 28, 2005 01:46 AMسلام...من هم تبريك عرض ميكنم...يا علي
Posted by: mohsen at January 28, 2005 09:07 AMسلام عزيز ...من به روزم ...يه سری بزن ...
Posted by: علي ثابت قدم at January 29, 2005 01:44 AMمباركه ....سلام بر شما و همسر هنرمند و موفق اتان هميشه در كنار هم با سربلندي و افتخار و شاد زندگي كنيد *آمين*
Posted by: خوشه پروين at January 29, 2005 05:02 AMسلام خانومي .... من آدرس وبلاگت رو از وبلاگ ساقی پیدا کردم ... بهت تبریک میگم به خاطر وبلاگ قشنگت و ترجمه فوق العاده بود .....
Posted by: ::. ghasedak .:: at January 29, 2005 08:57 AMوب فوق العاده زیبایی داری . تبریک میگم
Posted by: رضا قاسمی at January 29, 2005 02:21 PMگلاره عزیزم، ترجمه بسیار روان و زیبا و حسن سلیقه ات را در انتخاب شعر و آهنگ می ستایم ، موفقیت بیشتری را برایت آرزو میکنم.
عزیز دلم ، اگر مایلی ترجمه انگلیسی اشعار فارسی را هم بخوانی به سایت زیر سری بزن www.poetryofiranianwomen.com در این سایت اگر روی عکس من کلیک کنی شعری را که برای همسرم ...بزرگترین عشق زندگیم...سروده ام با ترجمه انگلیسی Dr. Dupree یکی از شاعران معاصر آمریکائی خواهی دید. ضمنا ترجمه انگلیسی اشعاری از خانم سیمین بهبهانی ، فروغ فرخزاد، ژاله اصفهانی، لعبت والا، پوران فرخزاد ، پیرایه یغمائی و ..... نیز در این سایت نوشته شده که خواندن آنها به ترجمه های تو نیز کمک خواهد کرد.
روی ماهت را می بوسم
خاله تو مهوش
هنگامیکه در دیاری دور و تنها ، در عصر یکشنبه ای خاکستری که همچون جمعه های ایران دلگیر و غم فزاست نشسته و با اکراه و دلخوری سرگرم خواندن مطالبی هستی که بزودی آخرین پیوندهایت را با دنیائی که بیش از نیم قرن بآن تعلق داشته ای قطع خواهد کرد ، با خود می اندیشی که هیچکس و هیچ چیز نمیتواند دل دردمندت را که هنوز پس از گذشت یک هفته از مراسم سالمرگ عزیزی داغدار و شکسته است شاد گرداند ، اما گلاره مهربانم صدای گرم و دلنشین تو نورچشم عزیز و سیامک محبوب...مشعلدار شعر و ادبیات امروز ایران....از ورای سیمهای تلفن و از آنسوی اقیانوسها، دریاها، کوهها و دشتها آنچنان موجی از شادی در دلم ریخت که گوئی هرگز غمی نداشته ام . از تلفن شما عزیزانم و از اینکه در این گوشه دورافتاده از من یاد کرده اید بی نهایت سپاسگزارم.
مهوش (پرنده چشم در راه )
هنگامیکه در دیاری دور و تنها ، در عصر یکشنبه ای خاکستری که همچون جمعه های ایران دلگیر و غم فزاست نشسته و با اکراه و دلخوری سرگرم خواندن مطالبی هستی که بزودی آخرین پیوندهایت را با دنیائی که بیش از نیم قرن بآن تعلق داشته ای قطع خواهد کرد ، با خود می اندیشی که هیچکس و هیچ چیز نمیتواند دل دردمندت را که هنوز پس از گذشت یک هفته از مراسم سالمرگ عزیزی داغدار و شکسته است شاد گرداند ، اما گلاره مهربانم صدای گرم و دلنشین تو نورچشم عزیز و سیامک محبوب...مشعلدار شعر و ادبیات امروز ایران....از ورای سیمهای تلفن و از آنسوی اقیانوسها، دریاها، کوهها و دشتها آنچنان موجی از شادی در دلم ریخت که گوئی هرگز غمی نداشته ام . از تلفن شما عزیزانم و از اینکه در این گوشه دورافتاده از من یاد کرده اید بی نهایت سپاسگزارم.
مهوش (پرنده چشم در راه )
سلام گلم. هر چقدر تبریک بگم باز به گرد آقا فرهاد هم نمی رسم! به هر حال امید که همیشه سرمست از باده عشق با سیامک جان برقصی....
Posted by: سیما at February 2, 2005 12:05 AMشما زن و شوهر هم ما رو با این عشق و عاشقی تون خفه کردین ...
به قولی : خورد به سینه ی من صد هزار نیزه و خنجر / ز عشقبازی قاسم ، ز دلربایی هاجر
آقای مهران اگه از عشق و عاشقی این زوج جوان و یا این دو کبوتر عاشق خسته شده ای سری هم به وبلاگ من بزن تا ببینی زندگی عشق است و دیگر هیچ.
Posted by: Mahvash at February 4, 2005 01:58 AMگلاره جان، به وبلاگ گریزان من برو تا ببینی با یک طرفداری صادقانه که من از عشق تو و سیامک عزیز کردم چه قشقرقی بپا شده . مثل اینکه فقط ما هستیم که عشق واقعی را شناخته ایم و آن را مقدس میداریم .
ای عشق همه بهانه از توست ، من خامشم این ترانه از توست.
کاشکی دخترای کوچولو هیچوقت بزرگ نمیشدن.
وقتی کوچولو هستن دخترای باباهاشونن
وقت بزرگ میشن. میشن صدای پای آب. همیشه اینجان ولی هرگز اینجا نیستن.
کاشکی دختر کوچولو ها همیشه کوچولو میموندن. شیرین و آتیش پاره
وقتی بزرگ میشن دیگه آتیشم اونها رو بر نمیتابه.
کاشکی ما همیشه کوچولو می موندیم.
زندگی رو میگفتیم بره ارزونیه دختر گنده ها و پسر بزرگا بشه.
ما چیکار میکردیم ؟ خوب معلومه
منتظر تابستون میموندیم تا برامون آلبالو بیاره.
بعدشم میشدیم خاطره و همه چیز به خوبی و خوشی تموم میشد
تا تو الهام گر ترانه اي باشي ...با سر انگشتان همراهت بر بلنداي آسمان خواهم رقصيد. تبريک خانوم گل!
Posted by: rahaa at February 9, 2005 02:08 PMجگر طلای من ، بدیدارم بیا چشم انتظارم............
Posted by: Mahvash at February 11, 2005 01:01 AMنه تنها ، با سیامک جان بیائید که از عشق و محبت بیقرارم.
Posted by: Mahvash at February 11, 2005 01:04 AMسلاااام خیلی تبریک میگم نمیدونستم از همینجا تبریک میگم به شما بیشتر بانوی گل و آیینه. انشالله همیشه عاشق بمونید و موفق باشید.
Posted by: Leila at February 12, 2005 03:04 PMسلام گلاره جان!!! تبرییییییییییییییییییییییییییییک!!! شرمنده که دیر خبر شدم! یا بهتر بگم دیر دوزاریم افتاد!! از طرف من خیلی خیلی به سیامک جان تبریک بگو!...راستی مدتها پیش با الهام از این ترانهی کوهن یه ترانه گفتم به اسم با من برقص: با من برقص با من! تا آخر این بازی!/ تا لحظهای که از شب، رنگین کمان میسازی!/ تا رد شدن از کابوس در متروی ملالت!/ تا شوق شعر و پرسه در شبهای کسالت!/ با من برقص با من! وقتی کسی اینجا نیست!/ وقتی که شال سرخت بر شانهی زیبائیست!...باقیش هم بمونه برای یک دیدار شبانه بر سر میزی که آنسوش شما باشید و اینسو ما! شاد زی!
Posted by: حسن علیشیری at February 13, 2005 01:19 AMlman az webloge kabootaro yas inja oomadam
tabrik migam behetoon
har rooz movafaghiyat ha bishtar beshe
omidvaram dooste khoobi baraye ham bashim
سلام زیبا زیبا بود شاد باشی و عاشق به منم سربزن 4فصلمو بهاری کن منتظرتم
Posted by: saeed at February 15, 2005 04:22 AMسلام ، ( ای هميشه آشنا ای همزبان / ای نگاهت با دل ما همزبان / سير کن يک لحظه ، در وبلاگ دوست / گفتگويی هست با حافظ ، بخوان ) به اميد ديدار
Posted by: Najva Kashani at February 17, 2005 07:49 AM«نهمين جلسه شعر پنج شنبه های وب لاگی ها»/
مکان: يوسف آباد- خيابان سيد جمالالدين اسدآبادی- نرسيده به ميدان کلانتری-کوچه شماره بيست و يکم- پارک شفق-اتاق آبی!!/
زمان: پنجشنبه ششم اسفند ماه- ساعت ۱۴ تا ۱۸ /شما هم دعوتيد./شعر هايتان را هم براي خواندن حتما بياوريد كه ضرر نمي كنيد.
/منتظريم.
مدام زمزمه ميكردم كه :
بيا بيا ...
نگو كه دير آمدنت
باور مرا خسته كرده بود ...
افق دورتر از چشم كور من بود
اما تو ، خلاصه ترين دامنه برفگير عمرم بودي ...
فراموشم نكرده اي ميدانم !
يكي از همين روز هاي باكره
با مضموني از گفتگوهاي ساده و باراني
با چمداني از كفترهاي هنوز بر بام نيامده
با حزن همان چشمهاي شبيه باد
و با آيه هايي از همان سورة نور
از راه و بيراه ميرسي
به امداد اين خسته پريشان....
منتظر هستم
مدام زمزمه ميكردم كه :
بيا بيا ...
نگو كه دير آمدنت
باور مرا خسته كرده بود ...
افق دورتر از چشم كور من بود
اما تو ، خلاصه ترين دامنه برفگير عمرم بودي ...
فراموشم نكرده اي ميدانم !
يكي از همين روز هاي باكره
با مضموني از گفتگوهاي ساده و باراني
با چمداني از كفترهاي هنوز بر بام نيامده
با حزن همان چشمهاي شبيه باد
و با آيه هايي از همان سورة نور
از راه و بيراه ميرسي
به امداد اين خسته پريشان....
منتظر هستم
گلاره جان کجائی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا عوض نمیشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من عوض شدم!!!!!!!!
Posted by: Mahvash at February 23, 2005 05:29 PMمنم تبریک میگم.همیشه عاشق بمونید.
Posted by: یک ستاره at February 26, 2005 11:06 AMسلام گلاره جون. کجایی؟ حالت خوبه.
Posted by: سیما at March 2, 2005 07:08 AMسلام بانوی بزرگوار
از ترجمه ی خوب و زيبايتان که بگذريم، چند سوال مهم!
1- بروز رسانی وبلاگ چی می شه؟
2- شيرينی رتبه ی اول کنگره ی بندرعباس چی می شه؟
3- شيرينی تولد بعضيا(!) چی می شه؟!
4- خودتون خوبيد ايشالا؟!
durud gelare banu! beruz nemikonin?
Posted by: ميثم يوسفي at March 3, 2005 11:27 AMpas chera updatesh nemikoni?be kasi nagiya bahash safa mikonam o yade pechpechamoon mioftam.
delam barat kheili tang shode.
Kati
ترجمه ی خوب و گویایی بود ......... موفق باشید
Posted by: نرگس شقايق قاصدک at March 6, 2005 05:20 PM