گیوم آپولینر Apollinaire Guillaume
1918-1880

آپولینر، برجسته ترین شاعر اوائل قرن بیستم میلادی در فرانسه به شمار میرود. او جسارتی بسیار در عرضه ی نوآوري شعری داشت و همین امر از او پيشكسوتی در زمينه شعر نوي فرانسه ساخت. نخستین بار کلمه ی سوررئال توسط او در یکی از نمایشنامه هایش به کار برده شد. پس از او آندره برتون این مکتب را بسط داد و به عنوان بنیانگذار سوررئالیسم این واژه را با رویاهای سحرآمیز، رازهای ضمیر ناخودآگاه و شوق به عصیانگری معنا کرده و در نوشته ای موسوم به بیانیه سوررئالیسم در سال 1924 چنین نوشت: سوررئالیسم خودکاوی ناب روحی است که از آن طریق، عملکرد راستین اندیشه به صورت شفاهی یا نوشتاری بیان می شود. تحمیل اندیشه است فارغ از هر گونه کنترل عقل یا ملاحظات زیبا شناختی یا دل مشغولی های اخلاقی.
علاقه ی آپولینر به هنر نقاشي و دوستي اش با پيكاسو دلايلي شدند براي اينكه او مبتكر نوعي كار ادبي ـ هنري شود كه «كوبيسم ادبي» نام گرفت و بطور همزمان با كار كوبيسم ادبي، از ترویج کنندگان مكتب سوررئاليسم نیز بود. كارهاي آپولينر از نوع كاليگرام (Calligramme) و ايده ئوگرام (Ideogramme) است يعني متن هايي كه ترتيب و شكل حروفچيني و نگاشتن آنها مشخص كننده و بيانگر موضوع و مضمون درون شان بوده و در واقع نوعي انديشه نگاري است. فرم و تجارب شعري او با به كارگيري ضربآهنگ و استفاده از علايم نقطهگذاري و طراحي حروف و كلمات شكل می گرفت.
تجربه ها و تلاش هاى آپولينر در شعر سوررئاليستى، آوانگاردیسم موجود در شعر او و نگاه اش به جهانِ شعر، مورد استفاده بسيارى از شاعران جهان در دهه هاى مختلف قرار گرفته است. او از اندك شاعرانى بود كه تحول در شعر را هم در فرم و هم در مفهوم دنبال مى كرد. از او اشعار، نمایشنامه ها، متون ادبی و نقدهای بسیاری در تا کنون در تمام دنیا منتشر شده است. دو کتاب او با نام های «الکلها» مجموعه شعر (1913- 1898) و «کالیگرامها» شعرهای صلح و جنگ (1916- 1913) ازمعروف ترین و تاثیرگذارترین آثار اوست. آپولینر در سال 1916 در جنگ بر اثر انفجار خمپاره زخمی شد و در آخرین روزهای جنگ، درگذشت.
متن زیر ترجمه ی یکی از آثار اوست که در آن روحی تغزلی آمیخته با مصائب جنگ، که از نوع نگاه ویژه ی او به این پدیده ناشی می شود، مشهود است.
«هست» (Il y a- متن اصلی)
سراینده: گیوم آپولینر
برگردان: گلاره جمشیدی
ناوی جنگی هست که محبوب مرا با خود برده است
شش سوسیس در آسمان هست، و شب فرا می رسد تا بگویند مگس ها ستارگانی از آنها خواهند زایید
یک زیردریایی دشمن هست که می خواست کمی از عشق مرا با خود ببرد
هزار صنوبر کوچک هست، در هم شکسته از انفجار خمپاره های دور و برم
پیاده نظامی هست، کور شده با گازهای مسموم
ما هستیم، خرده ریز شده در روده های نیچه، گوته و کلن
من هستم، افسرده و غمگین در پی نامه ای که دیر کرده
چند عکس هست، در کیف بغلی ام، از محبوبم
اسیرانی هستند که زندگی را در معدن می گذرانند، آشفته و حیران
آتشباری هست که از صدای آن به خود می لرزند، خدمه
نامه رسانی هست که سلانه سلانه از راه می رسد، از جاده ی تک درخت تنها
می گویند جاسوسی هست که اینجا پنهانی پرسه می زند، مثل افق ای که بی شرمانه در افق ای رو می پوشاند و با آن یکی می شود
برافراشته هست چون سوسن سپید، قامت محبوب من
ناخدایی هست دلواپس و منتظر ارتباطات رادیویی از میان آتلانتیک
سربازانی هستند که نیمه شب تخته هایی را می بینند، برای ساختن تابوت
زنانی هستند که با فریادهایی بلند مشتی ذرت طلب می کنند در پای مسیحی خون آلود، در مکزیک
جریانی اقیانوسی هست، چقدر گرم، چقدر پربار
گورستانی هست، در فاصله ی پنج کیلومتری، مملو از صلیب
صلیب هایی هست همه جا، اینجا، آنجا
گلابی های خارداری هست، روئیده بر این کاکتوس های الجزایری
دستان عشق من هست، قد کشیده و پذیرنده
جوهردانی هست که از نارنجکی پانزده سانتی ساخته ام و دیگر پرتاب نمی شود
زین و یراق ام هست، رها شده در زیر باران
رودخانه هایی هستند که در مسیر خود به عقب برنمی گردند
عشق هست که به نرمی راه می بَرَدم
اسیری کله پوستی بود که تفنگش را روی دوش اش می برد
آدم هایی هستند در دنیا که هیچ وقت در جنگی نبوده اند
هندوهایی هستند که حیران و هراسان به رزم آرایی غربی ها می نگرند
اندوهناک و سودازده در این اندیشه اند که آیا آنها را دوباره خواهند دید
چرا که در طول این جنگ به کمال رسیده است هنر نامرئی شدن
********
چند نمونه از شعر نقاشی های گیوم آپولینر:



********
سلام. معرفي هوشمندانه اي بود.در ترجمه فكر نمي كنيد فكري به حال هست ها بايد كرد؟
جوهردانی هست که از نارنجکی پانزده سانتی ساخته ام و دیگر پرتاب نمی شود
كه ميشد : جوهرداني ساخته ام از نارنجكي پانزده سانتي كه ديگر پرتاب نمي شود...
يا
يک زیردریایی دشمن هست که می خواست کمی از عشق مرا با خود ببرد
هزار صنوبر کوچک هست، در هم شکسته از انفجار خمپاره های دور و برم
كه : زيردريايي دشمن كه مي خواست كمي از عشق مرا باخود ببرد و هزار صنوبر كوچك در هم شكسته از انفجار خمپاره هاي دوروبرم...
جسارت منو ببخشيد
با سلام و تشکر، اسم شعر این است: «هست» و در تمام سطور تاکید بر روی این کلمه است. در متن اصلی تمام جملات با این کلمه شروع شده و در ترجمه هم سعی شده در تمام جملات حتماً این کلمه به همین صورت به کار رود. پیشنهاد شما شاعرانه تر است اما وفادارنه نیست!
گلاره
Posted by: گلاره at November 19, 2009 10:02 AMبا سلام
کارگاه شعر و نقد ادبی ساری، هر ماه با یک کتاب
این جلسه نقد کتاب " شعری که سنگ در کلماتش فرو شده " / مجموعه غزل علیرضا دهرویه
با حضور شاعران و منتقدان استان
30 مهرماه 1388 / شنبه ، ساعت 16 تا 18
آدرس : ساری ، میدان امام (ره) ، مجتمع فرهنگی و هنری ارشاد ، طبقه سوم
حضور برای همه علاقمندان آزاد است.
برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ « ساری شعر » مراجعه کنید.
سلام.اثر زیبا یی بود .و زیباتر از اثر ترجمه ی دقیق و موشکافانه ی آن .موفق باشید
Posted by: vahid at November 21, 2009 10:45 PMسلام.اثر زیبا یی بود .و زیباتر از اثر ترجمه ی دقیق و موشکافانه ی آن .موفق باشید
Posted by: vahid at November 21, 2009 10:52 PMسلام
بابت مطالبتون در باره آپولینر ارزشمند بود
من هم شمارا پیوند کردم
Posted by: meysam at November 26, 2009 9:18 AMدوست عزیز و گرامی
امروز که جهان ادبی مخصوصا شعر فارسی مملو از شاعران کم و بیش با تجربه و شعرهایی باپیشنهادات تازه است ، سرو شکل دیگری به خود گرفته که جمع آوری و چینش آنها و بررسی وضعیت ادبیات و شعر فارسی مستلزم تحرکی تازه در این حوزه می باشد. بنابراین نوع دیگری از فراخوان ها و کنگره های ادبی را که اساسا متفاوت با فرایندی که مرسوم است لازم و ضروری می بینیم .
« مجله ادبی شمال ایران » که با وجود همه محدودیت ها و مشکلات جاری، در صدد است تا گام اول را برای اجرای « شالی » با حمایت و یاری شما به گونه ای امیدوارانه بردارد و در تلاش هستیم تا مجله ای وزین و مکتوب نیز در کنار آن منتشر نماییم .
برای آشنائی با جزئیات فراخوان به وبلاگ شالی " کنگره تخصصی شعر و ادبیات معاصر " مراجعه کنید.
با احترام: دبیرخانه کنگره تخصصی شالی
با درود به گلاره عزيز از طرف من و مستانه .
رودخانه هایی هستند که در مسیر خود به عقب برنمی گردند
عشق هست که به نرمی راه می بَرَدم
براي من اين سطر فوق العاده است با اين فرق كه يقينا جاي عشق و روخانه عوض شده است .
از اين كه بگذريم .خود متن هم متن محكمي ست سالها پيش در كارگاه شعر چند شعر از مجموعه الكلها با همين فضا چاپ شده بود كه خيلي خوشم اومد از خوانششون . ترجمه شما هم كه خيلي خوب و دل نشينه . تاكيد شاعر به هستي و هستنده اي كه همانگونه كه ميبيند مي نويسد با اين فرق كه فضاي ساخته شده عينا همان گزارش واقعيت به صورت شعر نيست بلكه ارتقاع كليت واقيتيست كه مي توان از موقيت هستي در اين ضاي سياه و مرگ همراه با عشق در تضاد با بيرون و درون نويسنده شعر درك كرد . نوع نگاه جهاني او به شعر اورا حتي از طبقه بندي صرف شاعران سئورئال فرا تر برده است .
Posted by: حسين خليلي at December 15, 2009 12:51 AMسلام بر شما
اشعار روخواندم زیبا بودند
با دوغزل ودو چهارپاره بروزم ومنتظر نظر شما
موفق باشید
زیبا بود...زیبا
Posted by: احمد پروین at December 21, 2009 7:08 PMسلام
خسته نباشید!
سلام
خوبی شما؟
مطالب جالبی بود
اپولینر رو دوست داشتم
زیاد ازش کار نخونده بودم
چندتاییی انگشت شمار
ولی احتمالن باید بیشتر پیگیر کارهاش باشم
خالق سورئال
مرسی
سلام به اقای دکتر برسونید
منم ازاد شدم
وبلاگم هم
پایدار باشید
شاید جایی لبانی دوخته به قامت باران گوش به تنهایی من دارد
سلام گلاره جون . مادر شدنت رو تبريك ميگم گلم خيلي خوشحال شدم خيلي .
اين وب لاگ منه . اولش ادم خيلي تنهاست . اما تو كه هستي دلم قرصه . بيا و دستمو بگير .
Posted by: مستانه at January 11, 2010 12:54 AM
هفته نامه دليران تنگستان
در گستره استان بوشهر
پذيراي اخبار ، مطالب ، آثار و عکس هاي شماست
www.delt.ir
Deliran_Weekly@Yahoo.com
گلاره جون ،يه چيزايي نوشتم . به قول يارو گفتني به روزم.
Posted by: مستانه at January 11, 2010 5:09 PMتبریک میگم .
از طرف خودم و مهدیه
خیلی خیلی براتون خوشحالیم
.
.
.
.
تولد هر کودک شکفتن گلی را ماند...
در گلو مانده هايم را بخوان
Posted by: meysam at January 16, 2010 1:11 PMسلام گلاره عزیزم
کجایی بانو. دلم براتون تنگ شده
یاد روزای مدرسه افتادم
دوستدارت
سیما
با يه شعر قاچاقي به روزم.
Posted by: مستانه at January 17, 2010 1:53 AMsalam
chera vaghti vaghti be joostojoye ye shaer esme shoma residam
esma Gelareh Jamshidi baramkheili ashena bood hatta soratesh baram ashkar shod..agar che hafezam hich yarim nemikone ke koja mishnasametoon..
be har hal man afsane amiri hastam..
az page shoma kheili lezzat bordam..
shad bashin,
afsane
درود...
Posted by: hossein at January 21, 2010 9:50 AMسلام گلاره جان... به روزم
Posted by: سیما احمدی at January 23, 2010 9:21 PMسلام.
دعوتید به خوانش:
1. غزلی تازه از بنده با مطلع:
خوش باش دل ای دل! پس از آن چله نشینی
افتاده سر و کار تو با ماه جبینی
2. اخباری از هفدهمین جشنواره تولیدات رادیو تلویزیونی در بندرعباس..
3. قونیه در قطار...
4. چله ی تاک...
5. التماس دعا برای محسن صفری...
سلام
بالاخره من هم –البته با کمی تاخیر!- وارد دنیای مجازی شدم.کار آخرم را
می توانید در وبلاگ جدیدم بخوانید.خوشحال می شوم سری بزنید.
شاد و برقرار باشید
سلام
با اجازه, لينكتان كردم
سلام خوشحالم كه از وبلاگ نويسان قديمي شما يكي هنوز پابرجا هستيد به من سر بزنيد خوشحال مي شوم .
براي خواندن كامل مطالب باز خواهم گشت.
salam azizam
bel akhare be roz shodam .
سلام
سال نوتون مبارک
زندان فرصتی فراهم کرد که جزوهای از شعرای فرانسوی و لهستانی رو بتونن اونجا بخونم
یادمه کارهایی از اپولینر هم بود توش
نمی دونم از این دوست شاعرمون مجموعه ی ترجمه شده ای هم هست یا نه و فقط باید به صورت پراکنده دنبال کارهاشون بود؟
پایدار باشید
سلام
به سفره واژگان بنده دعوتید
به روزم با:
سخنی از ارد بزرگ و غزل پاره ای از لحظات غربتم
چشم به راهتان هستم
زنده باد ایران و فرزندان پاکش
بدرود
Posted by: بهنام احمدى at May 10, 2010 4:43 PMسلام
من آپولینر را خیلی دوستش دارم ...
به نظرم خیلی آدم جالبیه!
ممنون از مطلب خوبتون
سلام گلاره جون
امیدوارم حال هر 3 تاتون خوب باشه
مطلبت خیلی جالب بود
سعی می کنم به سایتت سر بزنم
دوستتون دارم
موفق و شاد باشید
دکتر زهرا رزقی(هممسر دکتر حمید)
غزل پاره ها به روز شد:
با سخنی دیگر از "اُرُدٍ بزرگ"
و ترانه ی "عروس کوکی"
ممنون میشم اگر کلیک رنجه بفرمایید
Posted by: behnam ahmadi at June 6, 2010 12:16 AMسلام خوبی گلاره جوون از شنیدن خبر تولدت نی نی کوچولوت خیلی خیلی خوشحال شدم منو که یادت میاد امیدوارم همیشه و همه جا شاد باشید
آزاده بهشتی
سلام
و
(در آرزوی قهقهه) منتظر شماست
و
با بهترین آرزوها.
درود بیکران به شما
با شعری کوتاه از دنیای این روزای من
به روزم
بیا به سمت و سوی من
و تا بعد ...........
در دارا و ندار
نوشتم از کسی که نه بشر بهش می گن نه خدا
نوشتم از غریبی که زد آتیشو به دست یه آشنا
البته وقت ناخنک به بیت المال با یه تقاضای نابجا
هدیه ی حقیره به شما توی این شبا
سلام
با دو ترانه به روزیم
someones.blogfa.com
سلام خانم جمشیدی عزیز.مطلب زیبایی بود.راجع به گیوم آپولینر زیاد فکر میکنم.انسان خیلی متفکر و آرمانگرایی بوده.
راستی اسم بلاگتونو به پیوندهای وبلاگم اضافه کردم.
موفق باشید.
عشق آتیشی تجربه ی نوشتن یک سفارش آتیشی و بی مجال بود
برای سریال عملیات 125
که به رشادتهای پرسنل شجاع سازمان آتش نشانی می پرداخت
همینقدر توجیه شدم که:
تعلیق هر قسمت سریال در مجهول بودن سرنوشت طعمگان حریقه
ترانه کمتر از یک ربع ساعت متولد شد و خواننده هم سنگ تموم گذاشت
و سه سوت کارو بست ولی غافل از اینکه از قدیم گفتن :
....به کار عجله
بهر حال اینکارو هدیه کردیم به برو بچ آتش نشانی بپاس جربوزشون
ترانه رو با کیفیت ۱۲۸ از اینجا دانلود کنید
سلام گلاره ی عزیز و ممنون از اطلاع رسانیت
دوست داشتم برای نقد کتاب آقای بهرام پرور تهران باشم
اما متاسفانه شرایطم جور نیست
پست خوبت رو هم خوندم
چند هفته ی قبل توی خانه فرهنگ درباره ی کارهای آپولینر صحبت کردیم
و نوآوری هایی که الان داره بعد از مدت ها توی ایران داره اجرا میشه
و به اسم های مختلف درباره ش صحبت میشه
ممنونم!
با احترام:
صدیقه حسینی
سلام گرامي
سپاس ازاطلاع رسانيتان .خواندمت.
هرچند ترجمه شعر نمي تواند مانند خود شعر باشد .اما ترجمه زيبايي بود وحس شعررا مي رساند.
گیوم آپولینر
اگر این بوم خالی در مقابل آپولینر بود
می شد امید داشت که ماهی ، سرانجام
چشمانش را ببندد و دریا را خیال کند
او مراقب نبود و نقاشی شد
شما هم - خودمانی می گویم -
مراقب باشید شعری نشوید .
نیمی از ترکش در سرش
و بیرون مانده نیمی دیگر
تا ببیند در این هزاره چه خبر بود
و اگر می گذاشتند
جنازه اش را به صحنه می کشید
تا با لباس غارنشینان به " مادلن " بگوید :
« عزیزم عجله کن !
همه در اتاق عمل در انتظار دانشی هستند
که بر پوست ما نقاشی شده ... »
اما نگذاشتند ...
خیلی عادی دفنش کردند و رفتند
اما در مقابل این بوم خالی
دیگر خیال می کنم
سه جای پا از لک لک خواهم گذاشت
خیال می کنم ، نمی گذارم ...
نمی گذارند...
و ترکش ها و جمجمه ها ، بوم های سفید
بی خبر از هم به هزاره ی تازه می رسند
" گیوم " آن جا منتظر است
و سه جای پا از لک لک
بر بادها کشیده تا نشان بدهد .
سلامت باشي و هميشه باشي
بدرود
Posted by: maisam at October 12, 2010 4:28 PMبرادر و خواهر خوب شاعرم سایت شعر ناب شما را صمیمانه دعوت به همکاری می نماید.موفق در خوبی و احسان و افراغ اندیشه باشید.http://www.sherenab.com
سلام بر گلاره
ترجمه متيني بود
گرچه ما زبان فرانسه را نمي دانيم
پيروز باشيد
Posted by: حر at October 18, 2010 8:04 AMدرود گلاره ی عزیز.
به روزم با غزلی.
به منظور ارتقاي سطح كيفي شعر و گسترش هرچه بيشتر آن ،به عنوان پشتوانه فرهنگي و ثروت ملي،پنجمين چشنواره بين المللي شعر فجر برگزار مي شود.
اميد است شركت فعال و موثر كليه عزيزان شاعر ، باهر گرايش ، سليقه و سبك شعري موجب بالندگي هرچه بيشتر اين هنر ملي گردد.
اين جشنواره كاملا رقابتي است و تمام سنين، مضامين، قالب ها و حوزه هاي شعري (سنتي،نيمايي و سپيد، سرود و ترانه) و بخش ويژه كودك و نوجوان را در بر مي گيرد.
بديهي است ارزيابي براساس آثار ارسالي خواهد بود و از برگزيدگان در مراسم اختتاميه تقدير شايسته اي به عمل خواهد آمد
شرايط شركت به 2صورت:
1- ارسال مجموعه هاي شعر منتشر شده در فاصله زماني 1388و 1389
یا
2- حداقل 10 شعر با حداكثر20 صفحه (از تازه سروده ها) در هر يك از بخش هاي موردنظر
- تكميل و ارسال فرم شركت در جشنواره به ضميمه يك برگ تصوير شناسنانه يا كارت ملي
لینک فرم ضمیمه:
http://ibna.ir/images/docs/files/000083/nf00083419-1.JPG
مهلت ارسال آثار: تا پايان آبان ماه 1389
نشاني دبيرخانه : تهران،خيابان شهيد مطهري،خيابان قائم مقام فراهاني،خيابان فجر،پلاك 7 ،طبقه چهارم
تلفن:88342979 نمابر:88861324
اینبار آمده ام تا بیشتر از اینها در کنار هم باشیم...
سوغاتی این روزهای دوری
آدرسی برای
دانلود رایگان مجموعه «یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها»ست
منتظرتان هستم
با دو تا شعر
و کلی خبر و لینک خوب
و غم های مشترکمان که هرگز تمام نخواهد شد
هرگز...