همین موهاست،
همین قهوه ای های بلند
که تو روزی آن ها را
گیس سفید مادرم می نامی؛
همین صداست،
همین آواز جوان
که تو روزی آن را
آوای دور لالایی مادرم می نامی؛
همین دست هاست،
چابک و ظریف
که تو روزی آن ها را
دست های چروکیده ی مادرم می نامی؛
و سر آخر،
همین چشمهاست
همین چشمها
این دو سیاه نگران
که در ذهن تو تا ابد
همین دو نگران خواهند ماند...
گلاره جمشیدی
سلام گلاره خانم.بسیار سپید زیباییست ....
Posted by: فرهاد at December 20, 2010 5:41 PMزيباست عزيز مثل جواني ات مثل پيريت
Posted by: سميه at December 20, 2010 6:28 PMزيبا بود
همچون جواني ات
همچون روزگار پيري ات
همین خط هاست
همین خطها که نوای مادر بر کاغذ سپید
شعر های مادرم می نامی
سلام گلاره عزیزم
خوبی ؟
کوچولوت چطوره؟
خیــــــــــلی زیبا بود مثل همیشه
اون سه خط بالا هم ببخشید همینطوری به ذهنم اومد نوشتم
فرشته کوچولوت رو ببوس به خانواده هم سلام برسون
Posted by: مهربان سیما at December 24, 2010 6:14 PMسلام.خيلي لذت بردم.مانا باشيد.
Posted by: شبنم بهار at December 25, 2010 11:36 PMdoosesh dashtam.mer30
Posted by: fateme at December 31, 2010 9:37 PMسلام و وقت به خير !
پنجره ي بي ا سم با يك كار " چاپ نشده " باز و بسته شد.
سر زدنتون باعث خوشحالي و افتخاره.
در پناه خدا...
الهی من بگردم..چه حس غریبی داشت این نوشته..یهو دلم ریخت..راست میگی ها...
Posted by: جناب آقای دیپلمات at January 7, 2011 10:36 AMگلاره جان! مادرانه ات خیلی زیبا بود....ممنون می شوم برای پادکست چند شعر بفرستی هم از خودت هم از دکتر. ..هر سه شاد و سلامت باشید
Posted by: پریا at January 11, 2011 7:04 PMشعری از الیزابت الکساندر با ترجمه شما، در برنامه این هفته پادکست سرایه اجرا شده است. خوشحال می شویم نظر شما را در مورد اجرای برنامه بدانیم. در صورت تمایل می توانید لینک اجرا را در صفحه ترجمه شعر هم اضافه کنید. پیروز باشید.
Posted by: پادکست سرایه at January 11, 2011 7:07 PMو کسانی که در من اند فراموش کرده اند
ساحل سهمی از دریاست
نه تعریفی از خشکی.
دعوتید به خواندن شعر
درود بر شما
سلام و سلام
زیبا بود و لذت بخش تصور آینده ای در حنجره کسی به نام فرزند
سلام گلاره خانم.
ترکوندیا....!!!!
سالی یه پست میزاری.
نکنه درگیر روزمرگی شدی!؟
شایدم درگیر کوچولوت؟
امیدورام اکتیوتر بشی.
دینگ....
علیرضا.
Posted by: علیرضا at February 1, 2011 10:55 AMسلام
خانم جمشیدی
هر از گاهی با شعرهایتان غافلگیر می شویم ...
شعر زیبا و بی نقصی است .
سلام گلاره جان
چطوری من برات میل زدم جواب ندادی،کجایییییییییی....
مثل خودت زیبا و دوست داشتنی است مثل همیشه
Posted by: آزاده بهشتی at March 2, 2011 2:12 PMفراخوان نخستین دورهی جایزهی ادبی لیراو
اولین دورهی جایزهی ادبی لیراو برگزار میشود. فراخوان این جایزهی ادبی اسفند هر سال منتشر میشود و داستانهای كوتاه و شعرهای سپید نوشته شده در سالی که به پایان میرسد داوری میشوند. جایزه ادبی لیراو شامل لوح تقدیر و پلاک طلا برای سه برگزيده در دو بخش شعر و داستان میباشد.
داوران هر دوره و نیز دبیر جشنواره از سوی اعضاء موسس انتخاب میشوند.
برندگان نهایی جایزهی ادبی لیراو از طریق تبادل نظر داوران و از میان آثار برگزيده تعیین میشوند. در این مرحله نیز اگر آثار نامزد جایزه توسط هیأت داوران شایسته دریافت جایزه تشخیص داده نشوند، برنده ای معرفی نمیشود.
اسامی داوران در پایان هر دوره اعلام میگردد.
مهلت ارسال آثار تا پایان اردیبهشت 90 میباشد.
ملاک انتخاب داستان کوتاه و شعر:
قبل از هرچیز باید نظر شرکت کنندگان عزیز را به این نکته جلب نماییم که آثار شرکت داده شده در مسابقه نباید قبلا در جایی چه به صورت کتاب و چه به صورت اینترنتی منتشر شده باشد. و همچنین شعرها و داستانهای ارسالی نباید از دو صفحه تجاوز نماید.
شرایط عمومی:
1- در سال 89 نوشته شده باشد.
2- واجد قالب داستان كوتاه باشند.
3- داستانها و شعرها در دو نسخه با word2003تايپ شده باشد.
4- هر نفر حداكثر دو اثر میتواند ارسال نماید.
5- جشنواره سه اثر را به عنوان برگزیده هر بخش اعلام مینماید.
6- دونفر نیز به عنوان تقدیری معرفی میشوند.
دبیر نخستین جایزه ادبی لیراو: حميدرضا اكبری شروه
ایمیل برای ارسال آثار در دو بخش شعر و داستان کوتاه:
h.sharveh@yahoo.com
اگه اشک پشت چشمام اجازه بده دلم میخواد دوباره بخونمش.....
Posted by: آیدا at March 15, 2011 12:38 AM[گل][گل]عیدت مبارک
Posted by: amin at March 27, 2011 3:28 AMدرود
نشست ادبی با حضور غزلسرای معاصر محمد علی بهمنی
به همراه شعر خوانی و گپ و گفت
از شما شاعر گرامی به این وسیله دعوت به حضور می شود
زمان : پنج شنبه ۱۸ فروردین ۹۰ / از ساعت ۱۶ تا ۱۹
مکان : مازندران، نوشهر، سالن آمفی تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی
با سلام و آرزوی ایامی سرشار از سلامتی و شادی در سال 90
منتظر نظرتان هستم. با احترام: لیلا مشفق[گل]
با سلام خدمت دوست عزیزم
بار اول خدمتتون میرسم پس نظرم و میزارم برا بارهای بعدی اما واقعا فضای شعراتون رو دوست دارم و صمیمیتشون رو
خوشحال میشم سری به کلبه بزنید
منتظرتون هستم
خيلي زيبا بود.اين زاويه ديد قشنگ رو بيان كرديد.با كاراتون ارتباط خيلي خوبي برقرار كردم .ايشاالله فرصتي دست بده از نزديك باهاتون آشنا بشم.
Posted by: سحر at May 18, 2011 5:29 AM