زمستون
سروده: ژاک پره ور (Jacques Prevert )
برگردان: گلاره جمشیدی
توی یه شب زمستونی
یه آدم گندهء سفید
تند تند می دوه
اون یه آدم برفیه
با یه چپق چوبی کوچیک،
یه آدم برفی گنده
که سرما دنبالش کرده
می رسه به یه دهکده.
با دیدن یه روشنی
خیالش راحت می شه
بدون در زدن
وارد یه خونه می شه؛
واسه گرم کردن خودش،
رو یه بخاری داغ می شینه و،
به یه چشم به هم زدن
غیب میشه.
چیزی ازش نمی مونه
جز چپق اش
میون یه چاله آب،
چیزی ازش نمی مونه
جز چپق اش و
کلاه کهنه اش...
ترجمه همین شعر را با برگردان احمد شاملو در اینجا ببینید.
لینک مقاله ای از من در سایت 7 سنگ در مورد محسن نامجو در اینجا.
لینک چند ترجمه در نشریه الکترونیکی 3پنج (صدای مستقل ادبیات ایران)
******
گلاره