یکشنبهء غم انگیز... ترانهء خودکشی...(Gloomy Sunday)
در مورد این ترانهء سحرآمیز که مسبب خودکشی افراد بسیاری در اروپای افسردهء دوران جنگ جهانی دوم بوده است بسیار گفته اند و نوشته اند....
« با مشهور شدن این آهنگ در اروپا، خودکشیهای مرتبط با آن نيز به خارج از مرزهای مجارستان سرايت کرد.
در شهرهای مختلف اروپا کسانی پيش از اقدام به انتحار، وصيت کردند که در مجلس خاکسپاریشان «يکشنبه غمگين» ـ که اکنون آهنگِ خودکشی مجار خوانده میشد ـ نواخته شود.
روزنامههای عامهپسند درباره تأثير اين آهنگ بر مغز انسان افسانهها گفتند. حتی بعضیها مدعی شدند که اگر آهنگ را پيش از خواب گوش دهيد، تا سپيده صبح کابوس خواهيد ديد.
در ميان اخبار راست و دروغی که از تأثير اين نغمه به گوش میرسيد، دو حادثه واقعی سر و صدای بيشتری به پا کرد.
اولی در شهر رم اتفاق افتاد. پسربچهای با شنيدن آهنگ از نوازندهای دورهگرد، دوچرخهاش را کنار رودخانه پارک کرد؛ کل پولهای جيبش را به دورهگرد بخشيد و خود را از روی پل به آب انداخت.
در حادثه دوم در شمال لندن، همسايههای وحشتزدهی زنی از پليس خواستند تا درخانه او را بشکند و وارد منزلش شود؛ زيرا مدت چند ساعت بوده که صدای آهنگِ خودکشی مجار به طور مداوم از خانه او شنيده میشده است.
وقتی پليسها در را شکستند، با جنازه زنی مواجه شدند که گرامافون بالای سرش روی وضعيت «تکرار مداوم» تنظيم شده بود.
کسی هرگز نفهميد که آيا او پيش از مرگ به مدت چند ساعت به اين ترانه گوش میداده يا اينکه با پيشبينی حضور همسايگان بالای سرش، خواسته است تا پيشاپيش برای خود تشييع جنازهای باشکوه و آهنگين ترتيب دهد؟» (لینک مطلب اصلی)
خواندن این مطلب تکان دهنده در مورد این ترانه باعث شد در مورد معنی آن کنجکاو شوم. شعرهای مختلفی با این نام سروده شده است که تنها یکی از این همه شعر مربوط به موسیقی اصلی با شعر و آهنگسازی رزو سرس (rezso seress ) - پیانیست مجار- است. با توجه به اینکه اصل شعر به زبان مجار است، ترجمه های مختلفی به زبان انگلیسی از آن موجود است . متن ترانه مضمون بسیار جالبی دارد: حرفهای مُرده ای به محبوب زنده اش و فراخواندن او به مرگ و پیوستن اش به او... اجراهای متعددی از این ترانه صورت گرفته و فیلم زیبایی هم در سال 1999 با الهام از این ترانه ساخته شد.

رزو سرس در یک روز یکشنبه سال 1968به زندگی خود پایان داد.
اجرای شنیدنی این ترانه به زبان اصلی( مجار) در اینجاست.

شعر زیر ترجمه ای است از ترانهء خودکشی: یکشنبهء غم انگیز....
برگردان: گلاره جمشیدی
یکشنبه غم انگیز،
با صدها شاخه گل سپید
در کلیسایی کوچک
دعاگویان
در انتظارت بودم
محبوبم.
آن یکشنبه صبح
رویاهام را
دنبال کردم
اما
باز هم
ارابه ی اندوهم
بی تو به سویم
باز گشت.
از آن پس
تاهمیشه
یکشنبه هام
غمبار است
اشک می نوشم
نان اندوه می خورم
یکشنبه غم انگیز.
در این
یکشنبهء آخرین
به سراغم بیا
محبوبم،
مرد روحانی هست
تابوت هست
کفن هست
گلها،
در انتظار تواند
گلها،
و یک تابوت.
در زیر درختان شکوفه بار
برای آخرین بار
می فریبمت
چشمانم گشوده اند
تا واپسین بار
نگاهت کنم.
نترس از چشمهام
من
حتی
در مرگ هم
تو را
تقدیس می کنم...
آخرین یکشنبه.
Gloomy Sunday
Gloomy sunday
with hundred white flowers
in the chapel, beloved one
I waited in prayer
That sunday morning
my dreams were chasing
Yet the chariot of my sorrow
came back without you
Forever since then are
so sad all my sundays -
tears are my drink, and
the bread I eat sorrow
Gloomy Sunday
On my last Sunday, belovéd
oh come to me
There'll be a priest too, a
coffin, a catafalque, a shroud
Also then, flowers will await you
flowers - and a coffin
Beneath flowering trees, I will
take my last ride
And my eyes open wide
for a last glance upon you
Don't be scared of my eyes
still in death I will bless you
Last Sunday
(Transl.from hungarian by A.W. Tüting)