شاعرانه ها
 

May 27, 2003 4:21 PM 

 

سلام
اول اينكه : محسن اشتياقي شاعريست كه در غزل سرايي بيشتر به غزل دهه هفتاد گرايش دارد . اين سبك غزلسرايي كه به واسطه همه گير بودنش در آن سالها ، غلط يا درست ، به اين نام شهرت يافته است داراي يكسري مولفه هاي تعيين كننده است : تصوير گرايي ، تلاش در جهت ساده كردن لحن و فضا اما نه آن چنان كه در غزل گفتار مشهود است ، سعي در كشف فضاهاي نو بدون وارد كردن واژگان جديد ( اصولا به اين نكته توجه چنداني ندارد نه اينكه بخواهد پرهيز كند ) ، نزديك كردن چينش كلمات به وضعيت عادي دستوري ، گرايش به طبيعت براي ساختن تصاوير بديع ( باران ، آفتاب ، باد ، درخت ، كوه ، جنگل و مانند آن دستمايه هايي جاندار براي شاعران اين سبك هستند كه با نگاه شاعرانه او روحي دوباره مي يابند ) از مهمترين اين مولفه ها هستند . شايد شاخصترين نمونه براي اين سبك سرايش محمد علي بهمني باشد . در غزلهاي آقاي اشتياقي نيز همين مولفه ها به چشم مي خورد . در دنياي شاعرانه او با « چهار فصل نا تمام » شريك شويد .
دوم اينكه : وقت راي دادن دارد به غزلهاي مسابقه دارد به اتمام مي رسد ! از ما گفتن !!!
سوم اينكه : دوست خوبم رامين خرسندي عزيز ، به خانه جديد نقل مكان كرده اند . با ساده دل در خانه جديدش همراه باشيد.
چهارم اينكه : بحثهاي علمي در باب غزل معاصر را در وبلاگ چوپان از دست ندهيد !
پنجم اينكه : اين ترانه تقديم شما و علي الخصوص حسن عليشيري مهربان :

« قصه شاد شكفتن »

مي شه با ستاره بد شد
از شب ترانه كوچيد
مي شه از شاخه حسرت
گل خرزهره غم چيد!

مي شه رو آفتابو خط زد
عوضش نوشت از ابرا
يا كه زد آتيش غصه
به تن نرم حريرا !

مي شه آهُ قطره قطره
بريزي تو جام سينه
بعدشم داد بزني : هاي !
مستي دنيا همينه !!

ولي من قبول ندارم
گريه آخر غزل نيست
خنده هامونو خبر كن !
وقت ارسال مثل نيست –

- كه مي گي : قصه همين بود !
كه : شكستن ته دنياست !
آخراي سال عاشق
از بهار گريه پيداست !!

به خدا قصه مون اين نيست
اين نشستن ما رو له كرد
هي شكستيم و نشستيم
تا بهارمون بشه زرد !

مي شه با قهقهه ، آتيش
به تن مترسكا زد !
مي شه باز اونور ابرا
اسم خورشبد و صدا زد !

وقتي مي شه به غزل زد
وقتي مي شه تو رو دوست داشت
چرا بايد توي سينه
دونه دونه بذر غم كاشت ؟!

من دلم ستاره بازي
توي اون شبي رو مي خواد
كه يه سيب از غزل من
توي دامن تو افتاد !

تو شدي يه كهكشون عشق !
من و كشف معني نور !
من و تو : آدم و حوا !
در و تخته اي كه شد جور !!

به خدا قصه مون اينه
قصه شاد شكفتن !
تو ترانه قد كشيدن !
غزلاي تازه گفتن !

وقتي مي شه به غزل زد
وقتي مي شه تو رو دوست داشت
چرا بايد توي سينه
دونه دونه بذر غم كاشت ؟!
×
زندگي تان سرشار از غزل ترانه باد !
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63