March 21, 2003 10:26 AM
سلام
اول اينكه : هفت سنگ يازدهم ....در نيومده !!!! نمي دونم چرا ! پس بعدا لينك مي دم به مطالب.....
دوم اينكه : وعده كرده بودم به بهاريه ! بهاريه امسال هم بهاريه گل و ابريشم و لبخند نيست ! چرا ؟! …
براي چه ؟! به خدا اين سوال بي معناست !
ميان دوزخم ! اين اشتعال بي معناست ؟!!…
خدا كند كه بهاريه بعد شادمانه باشد چنان كه همين بهار ، براي شما !
( هفت سين پوسيده )
وقتي كه بهار در زمستان پوسيد
صد ابر غزل بدون باران پوسيد !
( سيب ) و ( سمنو ) ، دو يادگار از حوا !
در سفره نبود و ميل عصيان پوسيد !
حوا كه نبود ، سيب مان حتي بر
كوتاه ترين شاخ درختان پوسيد !
آدم كه به بي گندمي اش مي گنديد ،
صد وسوسه در خيال شيطان پوسيد !
بيخود به دو تا ( جوانه ) دل خوش كردي !
بي نان غزل ، سفره ايمان پوسيد !
با كودك اين عشق ، خدايا ،چه كنم ؟!
نان هم كه نبود و هر چه دندان پوسيد !!
طفلك به ( يك اسكناس نو ) دلخوش بود
كو سد تومنيش ؟! لاي قرآن پوسيد ؟!!
عيدي كه بدون عيدي آمد ، چون قبل !
آغاز چنين است كه پايان پوسيد !
بيهوده ( سماق ) مي مكم تا شايد
در ( ساعت ) عيد ، قفل زندان پوسيد !
كو عطر خوش (سنجدي ات ) بانو ؟! كو ؟!
(سير ) است و تعفن اش ! كه انسان پوسيد !!
×
شرمنده تو ، غزل ، تمام مردم !
( عيد ) ست ولي …(مباركي ) مان پوسيد !!
اميد كه عيد شما تا هميشه و هماره سبز و شادمانه و عاشقانه ببالد . بپايد !
سيامك

