March 1, 2003 9:30 PM
سلام
قاعدتا امروز بايد برايتان ترجمه شعر مي گذاشتم اما متاسفانه اين يكي دو روزه خيلي سرم شلوغ بوده . پس در جهت اينكه خيلي دست خالي برنگرديد اين لينكها را ببينيد :
هفت سنگ نهم را نديديد ؟!! اين كه ديگر خيلي بد شد !! كار جديد هفت سنگ را با گفتگوهاي خواندني اش – با عمران صلاحي در مورد پرويز شاپور و همچنين با پوپه مهدوي نادر اولين زن ايراني كه با دوچرخه به سفر دور دنيا مي رود و … - و همچنين ساير ستونهاي شخصي و موضوعي اش از دست ندهيد ! در ضمن اگر هم به بوسه بي فريادرس من هم گوش سپرديد و پاسخي داديد ، جاي دوري نمي رود !هر چند اين دفعه بوسه كشداريست !!( آخر 500000 سال هم چيز كمي نيست !!)
- پيش از اين هم از غزل معاصر افغانستان گفته بودم و از بالندگي و اعجازش . اگر يادتان باشد پيش از اين، از سيد رضا محمدي غزلي زيبا را با اين مطلع برايتان نوشته بودم : صدا ز كالبد تن به در كشيد مرا …
سيد رضا محمدي عزيز اخيرا وبلاگي را راه انداخته به نام فرخار كه سرشار از تغزلي استثنايي ست . نفسي بكشيد در هواي پاك شعرهاي او !
- شبگرد اخيرا به شدت كولاك مي كند !نمي دانم اين همسايه با دلش چه مي كند اما دلنوشته هايش خواندنيست !
- و با راهنمايي شبگرد عزيز خانه شاعري را يافته ام كه يكي از غزلهايش از مدتها پيش به شدت هوايي ام كرده بود ! هومن عزيزي و مريم هوله وبلاگي مشترك را به راه انداخته اند به نام آوانگارد . من از ادعاهايي كه شبگرد مي گويد چيزي نمي دانم اما لااقل مي دانم غزل فانتزي عزيزي به نظرم كاري زيبا و دلنشين و البته تكنيكي در غزل معاصر است . در ضمن هومن عزيزي يكي از شعرهاي نزار قباني را در وبلاگش بازسرايي كرده كه خواندنش بي شك لذت بخش است .
و در آخر سخن هم به قول آقاي شعردوست عزيز ، دو غزل كوچك !:
پشتم به شب است و ياد ماه افتادم
اي عشق ! بيا ، ببين كه راه افتادم !
( يوسف شده اي ! ) عشق به من گفت ، اي واي !
از چاله در آمدم به چاه افتادم !!
×
شبي حوا شدي ، سويم دويدي
و گفتي سيب را از شاخه چيدي !
دو دستم ، ملتمس ، قد مي كشيدند :
خداوندا ! شتر ديدي ، نديدي !!
شاد باشيد
سيامك

