شاعرانه ها
 

February 27, 2003 7:45 PM 

 

سلام
اول اينكه : ممنون از لطف همه دوستان و مهرباني دريايي شان !
دوم اينكه : امروز مي خواهم راجع به يك كتاب صحبت كنم .
از ولاديمير ناباكوف (Vladimir Nabokov ) پيش از اين ( اختراع والس ) را برايتان معرفي كردم . اما هر چه پيش مي رود و هر چه از او بيشتر مي خوانم بيشتر جذبش مي شوم . ( ماري ) را ديگربار گير آورده ام و مفصلا در مطلبي ديگر راجع به آن خواهم نوشت كه عاشقانه اي استثنايي ست . لوليتا كه كوبريك فيلمي مشهور بر اساس آن به همين

نام ساخته است كه ديگر نيازي به تعريف ندارد .اخيرا كتابي ديگر از اين نويسنده روس كه در فرانسه زيست ، خوانده ام كه به نظرم برگي درخشان از ادبيات معاصر است . و البته هنوز متعجبم كه نويسنده اي چون او چرا اين قدر در ميان كتابخوانان ما غريبه است و نهايتا شايد طرفداران سينما ، فيلم لوليتا را ديده باشند و تازه آنها هم نمي دانند كه خالق داستان آن ، نابوكوف است !!

( زندگي واقعي سباستين نايت ) اثريست كه يك اثر نابوكوفي به تمام معناست . در اين اثر شما تقريبا تمام خصوصيات نابوكوف را به روشني مي بينيد .شايد اولين نكته طرح روي جلد باشد !! اسب شطرنجي كه رويش پروانه اي نشسته است !! (البته اين طرح گويا كار يك طراح داخلي به نام ژيلا اسماعيليان است كه بسيار هوشمندانه است )
داستان طرحي بديع دارد . برادر ناتني نويسنده اي مشهور به نام سباستين نايت ( Knight شواليه ، مهره اسب شطرنج !) ، كه به سبب بيماري جوانمرگ شده است و آثارش ساختارهايي نوجو و تحسين شده دارند ، شروع مي كند به نوشتن بيوگرافي برادر مشهور و نويسنده اش . او كه خود را در طول (و) ناميده مي شود به اين منظور در يك كلاس نويسندگي ثبت نام مي كند و اصول را مي آموزد و سپس با كشف و شهود هاي مادي و معنوي به شناختن جنبه هاي پنهان زندگي سباستين را نائل مي آيد . انگيزه او علاوه بر اينكه به عنوان يك برادر دور مانده از شخصيت برادر ديگر به نوعي كنجكاوي ست ، پاسخ دادن به زندگي نامه اي نوشته وكيل برادرش در كارهاي انتشاراتي ست كه به نظر او سرشار از دروغ و بيراهه رفتن و تخيل است .
مي بينيد كه اين طرح كلي به خودي خود ساختاري نو دارد . لااقل من در بين رمانهايي كه خوانده ام به اين گونه طرحي بر نخورده ام . نويسنده چنان شما را در گير مي كند كه احساس مي كنيد سباستين نايت واقعا وجود داشته است ! ساختار نوشته دقيقا يك زندگي نامه است با اين تفاوت كه نويسنده ( و ) روند كشف و شهود خود را نيز بيان مي كند. جالب

اينجاست كه (و) ، سباستين را از خلال آثارش ، رد يابي مي كند و تلاش دارد وضعيتهاي روحي او را و همچنين سير ادبي و شخصيتي او را در سطح زيرين رمانهايش پي گيرد . و در به اين سبب در طي اين رمان ما با چند رمان ديگر هم به شكل فشرده آشنا مي شويم كه عملا وجود خارجي ندارند ولي انصافا هر يك مي توانند شاهكاري باشند !! طرح تمامي اين قصه ها به شدت نوجو ، تكان دهنده و زيباست و گاهي فكر مي كنم اگر خود نابوكوف اينها را هم مي نوشت چه مي شد !!
جالب اينجاست كه نابوكوف در مقدمه كتاب اختراع والس مي گويد كه از اين كار ، يعني تحليل شخصيت نويسنده در اثرش ، خوشش نمي آيد و آن را كاري عبث و خنده دار و بي ارزش مي داند ! اما ( و) گويا با ( ولاديمير ) خيلي همعقيده نيست !!
غير از اين طرح جسورانه ، طنز ديوانه وار نابوكوف ، چاشني هميشگي آثارش ، در اين اثر نيز نمود دارد كه البته هم طنزي نتيجه جناس سازيهاي مورد علاقه نابوكوف است – كه البته در ترجمه شايد كمرنگ شود – و هم طنزهاي موقعيت است .
يكي از خصوصيات منحصر اين اثر ، لااقل در بين 4 اثري كه از نابوكوف خوانده ام ، لحن اديبانه تر اين رمان است . درست است كه ( ماري ) شايد شاعرانه ترين اثر نابوكوف باشد ، اما از لحاظ بياني ساده و روان است ، حال آنكه كتاب مورد بحث ، شايد به دليل اينكه مي خواهد فضاسازي از اثر نويسنده اي ناشي داشته باشد ، گاهي بسيار فخيم مي شود ! نويسنده اي كه در واقع نويسنده نبوده و يك رسالت خودخواسته او را به اين كار واداشته است و اين دقت نظر نابوكوف را در ريز تزين مسائل نشان مي دهد .
مولفه ديگر كه در تمام آثار نابوكوف وجود دارد اين است كه هرچند نوشته هاي كاملا جذاب و سرگرم كننده است ، مشخصا تنها براي سرگرمي نمي نويسد . به عبارت ديگر داستانهاي او كاملا چند لايه است . به عبارت ديگر او به هر خواننده اي چيزي عرضه مي كند ! مثلا نياز به دقت زيادي ندارد تا جملاتي چنين بديع را در اين كتاب بيابيد كه فارغ از داستان ، به تنهايي دنيايي معنا و زيبايي دارند : جايي كه ( و) در مورد برادرش و دنياي عاشقانه اش مي گويد كه :
… او بدش نمي آمد كه به سيب گناه گازي بزند ، چون سواي لغزشهاي اجتماعي و رفتاري ، قضيه گناه برايش بي اهميت بود . اما از ژله سيبي كه برايش تبليغ كنند . جار بزنند هم بيزار بود !
و مثال هاي بسياري از اين دست .
اما جذابترين نكته آثار نابوكوف كه علي الخصوص در اين اثر حضوري محوري دارد ، چفت بودن كامل همه اجزاست . هيچ چيز در داستان نابوكوف ، رها و به خود نيست ، كوچكترين حادثه اي ، جمله اي يا حركتي معنايي تعيين كننده در فصئل بعدي مي يابد . به بارت ديگر بايد هنگام خواندن كاملا حواستان جمع باشد ! و اگر حواستان خوب جمع نبود –

البته بعضي نكات را با حواس جمع نمي توانيد پيدا كنيد !! چون علاقه بسيار نابوكوف به بازيهاي زباني و آشنايي اش با زبانهاي روسي و فرانسه و انگليسي و اميختن هر سه اينها ! سبب مي شود كه به هر حال برخي از آنها را پيدا نكنيد - مي توانيد به نقد تحليلي كتاب كه در انتهاي كتاب درج شده است مراجعه كنيد ! نقدي كه بسيار زيبا نوشته شده است و البته من سعي كردم در اين مكتوب كمترين نقل قول از ان را داشته باشم و اصولا از جنبه هايي ديگر به كتاب بنگرم تا حلاوت آن متن زائل نشود .
تنها يك نكته را بگويم كه بعد از خواندن تحليل انتهايي و دريافت نصفه نيمه خودم از داستان به شباهتي عجيب بين اين كتاب و بوف كور – البته با خوانش استاد شميسا – رسيدم ! شباهتي كه در ساختار و سبك نگارش نيست ، بلكه در يگانگي كليه شخصيتهاي داستان – طبق نظر استاد شميسا – يا لااقل هم پوشاني بسيار آنها و محو بودن مرز بين آنها و آميختگي شان مي باشد .
و در پايان چيزي ندارم جز اينكه اين كتاب را اصلا از دست ندهيد ! به خاطر تمام جذابيتها و زيباييهاي آشكار و پنهانش . چه نويسنده اي كه منتقدين بسياري در اروپا براي تحليل آثارش كتاب نوشته اند و اثري كه منحصرا چندين نفر به طور مجزا خوانشهاي خود را از آن به شكل كتاب ارائه كرده اند !! مسلما ارزش خواندن دارند .
شاد باشيد و مستدام
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63