February 18, 2003 1:37 PM
سلام
اول اينكه وبلاگ مرتضي قاسمي را طرفداران غزل معاصر حتما ببينند .
دوم اينكه اگر طرفدار شعر ترجمه هستيد و به طريق اولي شعر معاصر تركيه را مي پسنديد، وبلاگ آقاي خسروشاهي را از دست ندهيد .
دوم اينكه امروز ترجمه شعر ديگري از نزار قباني را تقديمتان مي كنم كه مطابق معمول از انگليسي ترجمه كرده ام .
نامه كوتاه عاشقانه
نزار قباني
نازنين من !
حرفهاي زيادي دارم براي گفتن
اما
كجاست گرانبهاترينش
تا با آن بياغازم ؟!
تمام آنها با تو قيمتي مي شوند
تويي كه از واژگانم پيله هاي ابريشم مي سازي !
آنك ! اين منم و ترانه هايم !
و اين كتاب كوچك شامل ( ما )ست !
فردا وقتي به صفحاتش باز گردم
چراغي سوگواري خواهد كرد
تختخوابي آواز خواهد خواند
نامه هايي از اشتياق سبز خواهند شد
و ( ويوگول ) هايش هوس پرواز خواهند كرد !
نگو :
( چرا اين جوان از من
با جاده هاي بادخيز و طوفان
با درخت بادام و لاله
سخن گفت ،
آن گونه كه جهان اسكورتم مي كند
هر جا كه مي روم ؟!
چرا اين ترانه ها را خواند ،
بي درخششي از من
بي آنكه عطري از رايحه من در خويش داشته باشد ؟!
فردا
مردم مرا در شعر او خواهند ديد ، اين گونه :
دهاني به طعم شراب !
موهاي كوتاه ظريف… !! )
گفته هاي مردم را فراموش كن !
تو
تنها در عشق بزرگ من
بزرگ خواهي بود !
بودن دنيا چه اهميتي دارد
وقتي ما نباشيم
و اگر چشمان تو نباشد ؟!…
فرستنده
يك دوست
به اميد آن كه لايق باشد !
عاشقانه هاي زندگي تان لبريز از شادي و شور و زيبايي !
سيامك

