شاعرانه ها
 

February 1, 2003 2:34 PM 

 

سلام
اول آنكه خدا لعنت كند اين ISP هاي هندلي را !!
دوم اينكه بحث كتاب را ادامه بدهيم :
داشتم مي گفتم كه كتاب ( چه كسي پنير مرا برداشت ) كتابي نمادين است و سوالاتي را طرح كردم . اين كه چرا دو موش ، دو انسان ؟!و آن هم با اين خصوصيات .
گلاره عزيز در كامنت مطلب گذشته به نكته جالبي اشاره كرده است . من هم تقريبا با نظرش موافقم با كمي تفاوت .
موشها ، دو خصوصيت داشتند : تشخيص سريع ( اسنيف ) ، عكس العمل سريع ( اسكري ) . اينها در حقيقت ، نماد نيروي هدايت گر دروني ما يا به عبارتي غريزه حيات هستند . نيرويي كه سبب مي شود ما تغييرات و استرسها را با حسي الهام گونه دريابيم ( چيزي مثل حس ششم ) و سپس با سرعت به آن پاسخ دهيم . اين فرايند خيلي عاقلانه نيست اما معمولا موثر است !
در عشق نيز همين مكانيسم كارايي اصلي را دارد . عشق ، مجال چند و چون عاقلانه نيست ! همه چيز بر مبناي درك دروني و احساس رضايت استوار است و رفتارها هم به قول شاعر ( نه به خود ) است .
اما ببينيم انسانها چه خصوصياتي دارند : ترس از تغييرات و تمايل به ثبات و ياس در نتيجه تغيير ( هم ) ، رفتار پر تامل و باطمانينه و پس از سبك سنگين كردن ( هاو )
كاملا واضح است كه رفتارهاي فوق الذكر رفتارهايي عاقلانه اند ، يعني از تفكر و تعقل نشات مي گيرند . منتها در مورد ( هم ) تفكري بيمار و ناكارا كه توان هضم تغغيرات را ندارد و زمين و آسمان را متهم رديف اول در همه ناكامي ها مي داند و خود را نقطه پرگار عالم وجود و البته قرباني ! مشابه اين نگاه را در بسياري از متفكرين غربي و شرقي مي توانيد پيدا كنيد كه ياس آلودگي شان تبديل به ژست هاي روشنفكري شده است !
اما ( هاو ) تفكري كاراست . او در طي مراحلي ( تجربه ) به دانسته ها و دريافتهايش مي افزايد و آنها را به كار مي بندد .
در حقيقت ( هم ) نمادي از تعقل درونگرا و ( هاو ) نمادي از تفكر برون گراست . ( هم ) گرداب گونه در خويش فرو مي رود و ( هاو ) فواره سان سر بر مي دارد . به همين دليل مي بينيم كه تمام ديوار نوشته ها از ( هاو ) است ، او به فكر رفيقش هم هست و ….
نكته جالب اينجاست كه ( هاو ) در ابتدا تحت تاثير ( هم ) و تفكر مايوس و طلب كارانه اش قرار مي گيرد . از اين نكته مي توان دريافت كه عقل در ابتداي كنكاش خويش و با برخورد با موانع و مشكلات ، پتانسيل رها شدن در ياس را دارد اما نگاه به نيروي حياتي دروني – چنان كه هاو به موشها و موفقيتشان مي انديشد – مي تواند تفكر مرگ انديش را به تفكر سرشار از حيات بدل كند .
شما مي توانيد برداشت خود را از اين داستان بكنيد اما من حص مي كنم زندگي بر اساس آنچه موشها به ان عمل مي كنند بسيار شيرين تر و سرشار تر است ! همه كوچه پس كوچه ها را طي كردن و گوش دادن به نداي دروني و پيروي از آن – يكي مي گفت نشانه هاي زندگي ! – براي من دلچسب تر است و مي بينيد كه موشها چقدر زودتر به پنير رسيدند ! شما مي توانيد هاو را انتخاب كنيد !
اما چگونه اين داستان در زندگي عاشقانه قابل تاويل است ؟!
از دو ديدگاه مي توان به داستان نگاه كرد . اول : با در نظر گرفتن ميز ( maze ) به عنوان يك رابطه عاشقانه و دوم : با قلمداد كردن آن به عنوان تماميت زندگي عاشقانه .
چه در نگاه اول و چه در نگاه دوم ، جمله كليدي اين است كه : ( با پنير حركت كن ! )
در يك رابطه ، معناي اين جمله اشاره به ضرورت كشفهاي جديد و تغييرات مداوم و پرهيز از عادت كردن به زندگيست .در حقيقت پنير اينجا نماد لذت وشادي در رابطه عاشقانه مي شود .بايد اين را درك كرد كه ( پنير جا به جا مي شود و تغيير مي كند ) و همچنين ( گاه به گاه پنير را بو كرد و از كهنه شدن آن با خبر شد ) ! يادم مي آيد يكي مي گفت : من دوست دارم در ميان راه بايستم و به پشت سرم نگاه كنم و ببينم تا كنون چگونه آمدم ! و من به او گقتم : من هم دوست دارم ببينم كه اكنون در كجا ايستاده ام و به كجا مي خواهم بروم !!
با جميع اين شرايط خواهد بود كه مي شود ( به طعمهاي تازه پنير دست يافت و از ان لذت برد ! ). نبايد يادتان برود كه ( جستجو ، اطمينان بخش تر و صحيح تر و ايمن تر از ماندن در ايستگاه بي پنير است ! ) .
مي بينيد كه چگونه در كنار هم چيدن جمله ها به راحتي تطابق اين داستان كوتاه و ساده را با عشق نشان مي دهد و به گمانم نيازي به توضيح بيشتر ندارد .
اما در نگاه دوم :
خيلي وقتها به هزار و يك دليل كه مي تواند به خاطر اشتباه شما يا ديگري و يا هيچ يك باشد ، شما كليت رابطه را از دست مي دهيد . در اين نگاه به داستان ، پنير ، نمادي از خود رابطه عاشقانه است . با اين تاويل همه جملات را ديگر بار مي توان خواند !
اين كه يادمان نرود كه ( پنير جا به جا مي شود …)و الي آخر . يا جمله هايي مثل اينها : ( حركت در مسير جديد به شما در يافتن پنير جديد كمك مي كند ) ، ( باورهاي قديمي هرگز تو را به يافتن پنير تازه رهنمون نخواهد بود ) و …!
من فكر مي كنم درخشانترين جمله كتاب در اين نگاه اين است : ( هر چه زودتر از شر پنير قديمي راحت شوي زودتر به پنير تازه دست خواهي يافت ! ).
در حقيقت حرف اصلي اين خوانش از كتاب ، تن ندادن به ياس و شكست در اثر فقدان يك رابطه و كشف روابط جديد و دل سپردن به مفهوم واقعي و عام عشق نه به معشوق خاص – كه ديگر واقعا ( معشوق ) نيست كه تنها خاطره اي از لذتي دور است - مي باشد .
×
در مجموع به گمانم خواندن اين كتاب ، حال با هر خوانش و نگاهي ، خالي از لطف نيست و درسهايي – لااقل براي مرور كردن دانسته هايتان – خواهد داشت .
شاد باشيد و پنيرهايتان هماره تازه !
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63