December 27, 2002 8:27 PM
سلام
اول اينكه : سياوش عزيز و حميد نازنين در وبلاگهايشان حقير را مورد لطف قرار داده اند و حسابي شرمنده كرده اند . دوستان خوب ام ممنونم .
دوم اينكه : تحت هيچ شرايطي اين داستان زيبا را كه آقاي اميني نوشته اند و در هفت سنگ اخير منتشر شده است از دست ندهيد !
سوم اينكه : در وبلاگ حميد عزيز ، مژده بازگشت سيامك – همنام همتقدير ! – را به وبلاگ عزيزكم سلام ، خواندم . حيف بود كه عاشقانه نويسي كم نظير سيامك ، ادامه نيابد .
چهارم اينكه : برويم سراغ بحث كتاب و كتابخواني !
معرفي كتاب امروز من كمي از روال معمول خارج است !! تمام مواردي كه تا به حال در اين وبلاگ به عنوان معرفي كتاب و نويسنده آمده اند ، بيشتر حال و هواي تحسين و تحليل داشته است ولي اين بار قضيه بيشتر بار انتقادي دارد كه البته شايد انتقادي از جو رايج شعر در جامعه هنري كشورمان باشد .
اخيرا مجموعه شعري با عنوان ( ماخ اولا ) جهت معرفي شعر و شاعران امروز مازندران به كوشش زينت نظري به چاپ رسيده است . عنوان مجموعه برگرفته از اشعار نيما وشعري به همين نام است :
ماخ اولا پيكره رود بلند
مي رود نا معلوم
مي خروشد هر دم
مي جهاند تن ، از سنگ به سنگ ….
شك نيست كه مجموعه هايي كه به ارائه محصولات هنري و به خصوص شعر در يك منطقه خاص از كشور تمركز يافته اند ، توانايي نشان دادن استعدادهاي تهفته در آن منطقه و آشنا كردن مردمان ساير نقاط كشور با اسامي جديدي كه شايد هنوز فرصت طرح شدن در حيطه ادبيات كشور را نيافته اند – به دليل مافياي احمقانه نشريات ادبي و ساير تريبونهاي ارائه محصولات هنري كه متاسفانه در همه جاي دنيا كمابيش ديده مي شود ! –و همچنين تبيين نوع نگاه ، زبان خاص و نهايتا سطح هنري شاعران منطقه را دارد . بنابراين انتشار چنين مجموعه هايي هميشه راه گشا و اصولا اقدامي مثبت تلقي مي شود .
مجموعه ماخ اولا ، به خوبي از عهده نشان دادن گوشه اي از آن چه در دنياي شاعرانه مازندران مي گذرد ، بر آمده است . اما چنان كه گفتم تنها گوشه اي !!
براي من كه با حال و هواي انجمنهاي شعري استان تا حدودي آشنا هستم ، انتشار اين گونه اي مجموعه جاي تعجب و پرسش دارد . در اين كتاب آثاري از 51 شاعر ، به چاپ رسيده است كه تنها 7 شاعر : غزل ، 41 شاعر : شعرهاي نو ، و دو نفر نيز هم غزل و هم سپيد ارائه كرده اند ! كساني كه با جريانات شعري اين منطقه از كشور آشنايند به راحتي در خواهند يافت كه اين الگوي آماري از پايه و اساس غلط است !!
حتي اگر بنا را بر كيفيت آثار بگذاريم ، غزل در مازندران به واسطه حضور پررنگ شاعراني چون محمد علي زضازاده ، ياسر گليجي ، ليلي حيدري و دهها جوان هنرمند ديگر به خصوص در نيمه غربي استان حضوري بسيار فراگير دارد . در واقع اين منطقه به خوبي خود را به عنوان يكي از مناطقي كه رويكردي مناسب نسبت به غزل امروز دارند معرفي كرده است . اما چنان كه گفتم و با نگاهي گذرا به اين مجموعه مي توان به آن رسيد ، اين جريان شعري به راحتي از ديد گرد آورندگان اين مجموعه بر كنار مانده است . در واقع شاعراني كه به عنوان غزلسرا در اين مجموعه جاي گرفته اند عموما شاعراني هستند كه به واسطه حضور پر رنگشان در جامعه هنري كشور نمي شد از نامشان به سادگي گذشت ! اگر نه شايد عمق فاجعه از اين هم بيشتر مي شد !!
شكي نيست كه انتخاب كنندگان با توجه به رويكردهاي شعري و سلائق خود به واسطه تمام زحماتي كه مي كشند كاملا محق به تصميم گيري اند و از سوي ديگر باز هم شكي نيست كه در اين مقال ، من قصد بازگشت به آن دعواي مسخره حيدري –نعمتي رايج را ندارم كه شعر كلاسيك بهتر است يا شعر غير كلاسيك ! چرا كه من هم به مانند فروغ عزيز معتقدم : شعر بايد شعر باشد ، كهنه و نو ندارد !!
و اتفاقا آنچه مرا بسيار بر آشفته است همين است ! متاسفانه بسياري از اسعار منتخب ، لااقل به نظر من ! از حيطه شعر كاملا خارج اند !!!
اين نمونه ها را بخوانيد :
از متن به حاشيه افتادم
افتادم توي كلنه
آنقدر كارت دارم ندارم
آنقدر ور مي زنيد آقا
آنقدر دور سرم هيچ هزار كلمه
مي چرخم قربون صدقه ندادنت
آنقدر ( اصلا ) ولش كن
آنقدر بايد خودم باشم
كه در هيچ كلمه اي راهم نمي دهند .
…
و يا اين يكي :
آرزوهاي خارخار
خليدن گاه
موسيقار حفره
سورگاه موريانه هاي دوردست دورست نزديك
مخده ي معيوب
خالي هاي تلخ
و خانه
و خانه رخنه
خانه خالي ملخهاي هميشه
ملخهاي هميشه هوم م م م !
…
و نمونه هايي بسيار از اين دست . صادقانه بگويم من اصلا اين نوشته ها را نمي فهمم !!! و خوشحال مي شوم اگر كسي مفهوم اين جملات را به من بياموزد !
هايدگر نظري زيبا در شعر دارد :
شعرهاي پيچيده اغلب به آبهاي گل آلود مي مانند ! به قول نيچه ، به عمد گل آلود شده اند تا ژرف تر جلوه كنند ، اما آبهاي زلال ژرف هميشه ژرفاشان را كمتر از آنچه هست نشان مي دهند و براي راه بردن به ژرفاي چنين آبهايي بايد شناگري دانست و الا به دست و رو تازه كردني در كنارشان بسنده بايد كرد . شعر اگر به راستي شعر باشد سزشار و تهي نشدني ست و رو به رو شدن با آن هر بار مكاشفه تازه ايست !
بدبختانه جريان رايج شعري امروز ايران به خصوص بخش در بوق و كرنايش مصداق كامل آب گل آلود است . آب گل آلودي كه در اين مجموعه نيز جرياني بي رقيب دارد ! ظهور موجهاي پي در پي و امواج سواراني كه خوب كار خود را بلندند اما شاعري را نه و همچنين برخي از اساتيد و شاعران گرامي كه مريد و شاگرد دور خود جمع مي كنند و به نام كارگاه ، فن شعر (مي آموزند)! و نتيجه اش نويسندگاني هم سطح و هم لهجه و همانند مثل چند قلوهاي يك تخمكي ست كه عموما از مراد خود بسيار ضعيف ترند ! همه وهمه به نتايجي چني منجر مي شود !
اساتيد به اين نكته نمي انديشند كه شعر ، در و پنجره سازي نيست كه بشود با نقاله و گونيا و اره و تيشه و با در دست داشتن اندازه هاي لازم آن را ( ساخت ) . شعر ، شاعرانگي مي خواهد !! عنصري كه اينگونه نوشته ها كاملا عاري از آن مي باشند .
جالب اينجاست كه در حيطه شعر جهان و شاعران مطرح آن نيز ، لااقل خود من ، هيچ جايي به نمونه هاي اين چنيني بر نخورده ام . در دنيايي كه بورخس نويسنده پيشرويي كه بسياري از آقايان نيز او را تحسين مي كنند مي گويد : فرداي ادبيات ، متعلق به شعر – حكايت است ! و همه مي دانيم كه شعر – حكايت ، به واسطه همراهي داستان و شعر لااقل داراي لايه اي رويين و ساده و سهل ياب و البته احتمالا لايه هايي دروني و ديرياب تر مي باشد ، نوشته هايي چنين كه فاقد تخيل منسجم و معنا و تداعي مشخص مي باشند چه جايگاهي خواهد داشت ؟!
متاسفانه جريان رايج شعري در يكي دو تا از شعرهاي اين استان نيز به گونه ايست كه مي بينيد و از آنجا كه اين مجموعه توسط همين جريان شعري انتخاب شده است نتيجه كار به اين شكل است ! تكرار مي كنم كه سليقه انتخاب كننده به واسطه تمام زحماتي كه براي چاپ چنين مجموعه هايي مي كشد كاملا محترم است اما مي شد مثلا نام مجموعه را برگريده شعر امروز مازندران نگذاشت ! مي شد نوشت برگزيده شعر امروز فلان جا !! مانند نمونه اي كه پيش از اين و آن هم در سطحي بسيار محدودتر و گمانم فقط در خود استان با عنوان ( بابلسر باراني من ) به چاپ رسيد .
زيادي بحث كش آمد و البته مي تواند بسيار بيشتر از اين هم نوشت اما گمانم ادامه بحث خسته كننده خواهد شد . باشد براي مجالي ديگر اگر عمري بود و حالي !
فقط نا گفتن اين نكته بي انصافي ست كه شعرهاي زيبايي نيز در اين مجموعه ديده مي شود كه براي كسي كه مثل من عاشقانه به شعر نگاه مي كند خريد اين كتاب را كاملا موجه مي كند . هزار توماني كه در ازاي اين كتاب مي پردازيد و شايد دهها برابرش با خواندن غزلهاي دلنشين: رضازاده و گليجي و پور عاشوري و اشعار سپيد زيباي : براري، قائمي ،قيصري ،كابلي ، امير كريمي ، مهدي پور و ملكي و … به خوبي در احساستان به بار مي نشيند و مزه تلخ آن همه عصبانيت را – اگر مثل من باشيد! – به شيريني بدل مي كند .
همراهي ام كنيد.
سيامك

