December 25, 2002 5:57 PM
سلام
خوب برگرديم به بحث عشق !
داشتم مي گفتم كه همانطور كه استقلال و فرديت طرفين در رابطه عاشقانه مهم است استقلال مجموعه رابطه هم عنصري حياتي ست . به اين معنا كه هر گونه نفوذ تاثيرگذار عوامل بيروني در اين محيط عاشقانه با تخريب رابطه همراه خواهد بود . قرار بود راجع به شيوه هاي اين نفوذ صحبت كنيم :
يك سري از راههاي نفوذ خيلي بديهي اند و لااقل نظر خودآگاه تقريبا همه ما راجع به آنها يكسان !! دوست و رفيق و اشنا و در و همسايه و خاله و خان باجي و…هزار جور منابع معتبر و نا معتبر خاله زنكي ديگر در اين دسته جاي مي گيرند و البته ( واضح و مبرهن است كه !!) همه ما به تخريب گر بودن آنها واقفيم و جلوي آنها را مي گيريم !!
و البته بماند كه همين جماعت به اصطلاح آنتلكتوئل هم بسيار بسيار ديده ام كه در اين دامها آن چنان افتاده اند كه سبز ترين بهارها را به خزان وا نهاده اند و حماقت باستاني كماكان بر مدار خود مي چرخد !!و من هميشه با خودم فكر مي كنم كه چرا آدمهاي اين حوالي اين قدر حرفهاي عاقلانه شان قشنگ است و رفتار جاهلانه شان زشت ! و شايد جواب اين سوال جز اين نباشد كه ما همواره از عقايدي حرف مي زنيم كه در درون ما نهادينه نيست ، خودمان به عينه قبولش نداريم و به يقين درنيافتيمش و خلاصه اينكه ( آگاهي ) مان با ( دانايي ) مان فاصله اي شگرف دارد و در بسياري از مواقع رو در رويش واقع مي شود .
… ( از اين حديث كهنه مغموم بگذريم ! )
اما راههاي مخفي تري هم وجود دارد . يكي از رايجترين و البته ديگر مي شود گفت عيان ترين ! راه مخفي اين نفوذ مخرب مهرمنديهاي مداخله جوي والد و فرزنديست ! در جامعه ما مثلي رايج وجود دارد كه از آن به عنوان يكي از جلوه هاي تابناك رابطه مهرمندانه خانواده و فرزند ياد مي شود ! مي گويند : بچه به هر سني هم كه برسه براي پدر و مادر هنوز بچه است !!
خوب ! در اين وانفساي ذبح فرديت و شخصيت مستقل فرزند ، انتظار اينكه روابط او به خصوص رابطه اي كاملا شخصي مثل عشق مستقل باقي بمانند ، توقع ديريابي ست . جالب اينجاست كه عرف جامعه ما هم راه براي انواع و اقسام دخالتهاي جورواجور باز گذاشته است و به نوعي ايجاد حق كرده است ! بياييد از همان اول مرور كنيم :
آقا پسر و دختر خانم مي خواهند احساسات شورانگيزشان را با وصلي شيرين توام كنند تا اين شيريني به خوبي و خوشي صد سال بپايد ! خوب ! قدم اول اين است كه بايد خانواده را در جريان ما وقع بگذارند تا جريان خواستگاري رسمي و باقي مسائل پيش برود . اولين سوال خانواده ها اين است كه : ( طرف كي هست ؟ چي كاره هست ؟ چقدر درآمد داره ؟! تحصيلاتش چيه ؟! باباش چي كاره اس ؟!… ) اگر سيستم بازاري تر باشد : ( ماشين داره ؟ خونه داره ؟ جهيزيه اش چيه ؟ مهرش چقدره ؟! …)
وشايد هم مذهبي تر : ( نماز مي خونه ؟ روزه مي گيره ؟ اهل خمس و زكات هست ؟چادريه ؟ …) و شايد هم حتي كمي اهل مد و زيباپسندانه : ( جوات كه نيست ؟!! خوش تيپ هست ؟ خوش پوش هست ؟ قدش بلنده ؟!! خوشگله ؟!!!…) و خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل !!
بعد از اينكه عشق درخشان طرفين با اين سوالات حسابي دستمالي شد ، تازه مي رسيم به اين نكته كه ( رضايت ) حاصل هست يا نه !! در مورد آقايان يك كمي قضيه بهتر است به خصوص اگر يك آب باريكه اي برقرار باشد ! نهايتش يك اقدام انقلابي ست كه نخواستيم خواستگاري رفتنتان را !! و بعد پا شود و چشمش كور خودش برود دنبال خواستگاري اش !! و البته آن وقت مي ماند كه خانواده طرف حالا كه پسر يكي و يال قوز آمده است خواستگاري دختر دسته گلشان را ( مي دهند ) يا نه ؟!!!!
چه در اين صورت و چه در صورت اينكه از طرف پسر مشكل حل باشد و رضايت خانواده حاصل ، به هر حال حرف حرف پدر دختر خانم است ! حالا چه اين دختر خانم 12 ساله و بي سواد باشد چه يك خانم دكتر متخصص نوروسرجري 35 ساله !!
و البته بعضي وقتها قضيه بدجوري گره مي خورد و پدر محترم رضايت نمي دهند و ديگر باقي قضايا با كرام الكاتبين است !!
و تازه همه اينها را حل شده بگيريد و فرض كنيد عروس و داماد به خانه بخت رفتند . ادامه سناريو را پس از ازدواج خودتان بهتر از من مي دانيد !….
×
شكي نيست كه اين الگو، الگوي هميشگي جامعه ما نيست . حتي مي توان گفت كه الگوي رفتاري غالب هم نيست . اما اين الگو حتي اگر رفتاري هم نباشد اما يك الگوي جا افتاده در باور ماست ! وقتي ما خلاف اين الگو را مي بينيم يا با آن مواجه مي شويم ، متعجبانه از فرهنگ بالاي خانواده خودمان يا طرف مقابل صحبت مي كنيم كه به خواسته هاي ما احترام مي گذارند !! در واقع ، انگار نه انگار كه حق اوليه خود را به عنوان يك انسان به دست آورده ايم : يعني حق انتخاب شريك زندگي !!
همه ما اين هراس را لااقل در اطرافيانمان ديده و تجربه كرده ايم كه اگر پدر و مادرم يا پدر و مادرش بگويند نه ، چه ؟!!
خوب !
در اين وضعيت ، مسلما مهمترين عامل نفوذ كننده موثر همين رابطه پدر و مادر با فرزند است ! نفوذي كه متاسفانه در زرورق بهترين احساسات پيچيده است و باز هم متاسفانه مخرب ترين و آزاردهنده ترين نوع دخالت است !
×
در برابر اين نفوذ چه بايد كرد ؟!!
اين سوال خوبي ست كه جواب خوبي را هم مي طلبد ! چون بحث طولاني شد و همچنين به اميد همكاري احتمالي شما – هر چند چشمم آب نمي خورد !! – ادامه صحبت براي دفعه بعدي كه باز مي گرديم به اين بحث.
همراهي ام كنيد .
سيامك

