December 13, 2002 5:09 PM
سلام
امروز برايتان ترجمه نامه اي عاشقانه را اينجا مي گذارم از ادگار آلن پو( Edgar Allen Poe ) نويسنده شهير به سارا هلن ويتمن ( Sarah Helen Whitman )شاعره آمريكايي . پو كه همسرش را يكسال پيش از دست داده است نامه هايي تبدار و پريشان براي سارا مي نويسد .و البته همه اينها در حالي بود كه او تنها يكسال مجال داشت تا زندگي خود را در غرقابه الكل و افسردگي فنا كند !
تنها يك تذكر : لحن ادبي نامه از من نيست ! متن انگليسي نيز فخيم و شاعرانه و پر تصوير است و من سعي كردم همان حال و هوا را منتقل كنم . تا چه قبول افتد و … .
×
1 اكتبر 1848
نمي توانم از اين بهتر برايت شرح دهم كه احساسم چه بود ، جز اين كه بگويم قلب ناشناس تو انگار براي اقامتي تا هميشه به آغوش من راه يافت ، چنانكه قلب من نيز ، به گمانم ، به آغوش تو !
و از آن دم ، من عاشقت شدم !
آري ! اكنون حس مي كنم كه در آن عصرگاه روياهاي شيرين ، چنين شد كه نخستين سپيده عشق بشري ، بر شب يخ آجين روخم منفجر شد !
از آن هنگام نامت را نديده ام و نشنيده ام مگر به لرزشي بر اندامم : نيمي از شعف ، نيمي از اضطراب !
سالهاي سال ، نام تو از لبانم نگذشت ، اما اكنون روحم مي نوشدش ، با عطشي ديوانه وار !
تمام وجودم به جستجوي تو فرياد مي زند ! حتي پچپچه اي از تو ، لرزش احساسي غريب را در من بيدار مي كند : تركيبي مبهم از اشك و شادماني دست افشان !! حسي وحشي و غير قابل شرح كه به هيچ چيز نمي ماند الا خويش آگاهي گناه !!
×
و عشق حديث نامكرريست ! چه پو بگويد ، چه نزار ، چه نرودا ، چه ابراهيمي ، چه مولانا ، چه حافظ و حتي … چه من !!
عاشقانه زيستنتان آرزوي من است .
سيامك

