December 3, 2002 7:58 PM
سلام
اول بگويم كه معذرت مي خواهم به خاطر تاخير يكروزه در پست كردن مطلب.
راستش اين اينترنت ما درست سر بزنگاه تمام شد و دستمان را گذاشت لاي پوست گردو !!
به همين دليل مطلب علي رغم آماده بودن امروز پست شد .
دوم اينكه قسمت نظرخواهي وبلاگ را راه انداختم تا مشاركت دوستان در بحثها بيشتر شود و از نظرات دوستان در مورد شعرها و ترجمه ها هم بتوانم استفاده كنم . به قول شبگرد عزيز استفاده از comment نسبت به ايميل راحتتر است و به همين دليل با راه اندازي آن به همراهي بيشترتان اميد دارم . پس منتظر لطف شما هستم .
سوم اينكه :… خوب ! برگرديم به بحث عشق كه طرفدارهايش انگار دارند زياد مي شوند ! اول بخوانيد نظر يكي از دوستان را كه طبق روال مالوف ! مي خواهد بي نام بماند !!
ايشان نوشته اند :
راجع به عشق به پدر و مادر من با نظر شما چندان موافق نيستم . چون شما از عشق يك نوزاد به مادرش صحبت كرديد ولي عشق در محدوده سني نوزاد تعريف نمي شود .حتي من فكر مي كنم كه عشق تا موقعي كه انسان به يك بلوع فكري نسبي نرسيده باشد ، نمي تواند حادث شود . مثل احساسات دوران بلوع كه هميشه هستند اما عشق نيستند !
اما از زماني كه انسان به بلوغ فكري مي رسد ، مي تواند مادرش را عاشقانه دوست داشته باشد . اين عشق متضمن رشد هم هست . مثلا گذشت يا احساني كه بايد در حق پدر و مادر كرد ، خود از يك رشد روحي بر مي خيزد . همين طور شادي نيز در اين ميان حاصل مي شود .
عشق به خدا نيز به نظر من مي تواند در تعريف عشق بگنجد . آيا واقعا اين همه آدمي كه نماز مي خوانند و روزه مي گيرند از ترس جهنم و به طمع بهشت است ؟! به نظر من اينگونه نيست! آنهايي كه با انگيزه اي غير از بهشت و جهنم در راه خدا حركت مي كنند و واقعا به او عشق مي ورزند در اين رابطه هم به شادي مي رسند و هم به تكامل كه مشخصه عشق است .
×
دوست مهربان هم بحثم نيز در ادامه سلسله نامه هايشان بعد از شرمنده كردن حقير با لطف بسيارشان اين چنين نوشته اند :
… اول اينكه : تعريف عشق به خدا چيست ؟ در مورد اين بحث كلي حرف دارم !
دوم اينكه در مورد معاني لغات گذشت ، ايثار و فداكاري ، تنها يك تعريف ارائه كرده اي كه من فكر مي كنم بين اين لغات مي شود تفاوت هاي ظريفي قائل شد . هرچند فكر مي كنم كه اگر از فرهنگ لغات دهخدا كمك بگيريم بسيار بهتر است اما مثلا دوستي دارم كه معتقد است فداكاري يك پله از ايثار بالاتر است يعني گذشت در جايي كه شايد لزومي نداشته باشد .
مسلما چنين ديدگاههايي مي تواند در نتيجه بحث تغييرات كلي ايجاد كند . و من به همين دليل پيشنهاد كردم كه معاني لغات موجود در بحث را مشخص كنيم . مثلا خود من فكر مي كنم فداكاري برگردان فارسي ايثار است و گذشت يك پله پايين تر از ايثار و ….
دوست خوب من در نامه بعدي شان بعد از خواندن آخرين مطلب مربوط به بحثمان برايم نوشت :
من قبول دارم كه عشق بي نهايت است و يك بي نهايت رشد نمي كند ولي شناخت انسان نسبت به آن بي نهايت رشد مي كند : مثل خداشناسي . خدا بي نهايت است ولي شناخت هر كس از او فرق مي كند كه اين شناخت مي تواند رشد كند .
در بحث عشق هم من همين اعتقاد را دارم . شناخت من نسبت به عشق است كه تغيير مي كند و به همين دليل مي گويم عشق من ( حس و شناخت من از عشق ) سطح دارد و درجه بندي مي شود .
همين سطح بنديست كه در نتيجه بي نهايت بودن عشق ما را به عشق به خدا مي رساند . كه البته فكر مي كنم بهتر است ما هم در بحث پله پله جلو برويم .
×
خوب نظرات دوستان من را خوانديد . به بحث فكر كنيد و اگر نظري داريد همراهي مان كنيد تا در ادامه مطلب در پس فردا ديدگاه خودم را تشريح كنم .
سيامك
پي نوشت : الان كه مي خواهم مطلب را پابليش كنم مي بينم كه blogger عزيز! مجددا از كار افتاده و پابليش نهايي نمي كند !! به هر حال بنده الان كه غروب سه شنبه است مطلب را مي فرستم كي برسد با خداست و همت مهندسين بلاگر بلا !!!
يا حق

