شاعرانه ها
 

November 20, 2002 3:55 PM 

 

سلام
امروز بر مي گرديم به بحث عشق و موضوعي كه نيمه كاره رهايش كرده بوديم . اگر يادتان باشد با دوست مهربان من بحثي را شروع كرديم راجع به يكسويه بودن يا دوسويه بودن عشق . به عبارت ديكر سوال اين بود آيا عشق مي تواند حسي يكطرفه باشد يا اينكه صرفا احساسي دوطرفه است ؟
دوست من بر خلاف حقير معتقدند كه عشق مي تواند حسي يكسويه باشد و دلايل خود را ارائه مي كنند و من نيز . و حالا ادامه بحث:
دوست خوبم در آخرين نامه شان نوشته اند :
سيامك عزيز ! ناز وبلاگت پرينت گرفتم و مطالب را به دقت خواندم . به نظرم در بعضي از جاها لغات تو را اسير كرده اند . به اين معني كه مفهوم گم شده است .
به نظرم اولين نكته اينكه عشق مادري و عشق به خدا هم بايد در تعريف عشق بگنجند . چون اين دو نيز انواعي از عشق هستند. مگر چيزي جز عشق براي يك مادر وجود دارد ؟! و اتفاقا مي خواهم بگويم كه اين دو نوع عشق هم دوطرفه اند ! چون فرزند هم مادر را جستجو مي كند ، شايد از روي نياز ، شايد از روي فطرت ، ولي نوزاد كوچك كه فقط در آغوش مادرش آرام مي گيرد در هر حال يك نوع عشق شايد در سطحي پايين تر از عشق مادر دارد . و يا عشق الهي ، مگر مي شود كه مولانا عاشق خدا نباشد ؟! مگر مي شود علي (ع) عاشق نباشد ؟!
به نظر من عشق مرحله دارد ، سطح دارد . و هر سطح نوعي از عشق !
و از همين است كه مي گويم عشق از يك طرفه بودن آغاز مي شود ( نمي گويم عشق يك طرفه است ، قابل توجه همه دوستان !)
به نظر من عشق يك طرفه رشد مي يابد و گاه به دوطرفه بودن كه بهترين نوع عشق است مي انجامد .
مي داني من يك تشبيه دارم : هر نوع عشقي يك رنگ است . و كامل ترين آنها سفيد است . چرا كه رنگ سفيد شامل همه رنگهاست ! مثلا عشق مادر به فرزند شايد آبي باشد ، و جايي ديگر عشق سبز است و … همه اين رنگها با هم مي شود سفيد : يعني تكامل !
مساله دوم هم اين است كه تو گفته اي ، عشق زاييده تفاوتهاست نه شباهت ها .
به نظر من اين حرف اين طوري درست تر است . عشق از شباهت شروع مي شود و با تفاوت تكميل مي شود . من ، اول ، شباهت را كه شايد تنها همزماني نگاه و عمق آن باشد درك مي كنم و عاشق مي شوم و از آن به بعد با تو موافقم : تفاوت است كه سبب قوت بخشيدن به عشق مي شود .
خوب! برگرديم به بحث اصل مان : همان طور كه توضيح دادم ، به نظر من ، عشق از يكطرفه بودن شروع مي شود و همان طور كه خودت گفتي ، چنان كه اريك فروم از يكي از آثار ماركس نقل مي كند :
اگر شما بدون اينكه طلب عشق كنيد ، عشق مي ورزيد ، يعني اگر عشق شما عشقي ست كه قدرت توليد عشق را ندارد ، اگر به وسيله تجلي زندگي به عنوان يك عاشق از خودتان معشوقي نساخته ايد ، عشق شما ناتوان است ، يك بدبختي ست !
من با اين جمله موافقم . ( اگر به عنوان يك عاشق از خود معشوق نساخته ايد ) اين يعني اينكه هر دو طرف عاشق نبوده اند و عاشق با عمل خودش ، توانسته از خود معشوق بسازد ! و اين باز به به اين نكته اشارت دارد كه عشق از ابتدا مي تواند دوطرفه نباشد.
توجه كن ! من اصلا دو طرفه بودن را نفي نمي كنم . من تنها شروع را طور ديگري مي بينم . اين معني نقض حرفهاي شما نيست . فقط نظر من كلي تر است ، همين !
همان طور كه خودت اذعان داري ، عشق شاديست ، بهارست و …و اين هنر عاشق است كه در دل معشوق اين بهار و شادي را به وجود آورده و رشد دهد .
فكر مي كنم كه به قدر كافي توضيح دادم ، بقيه اش بازي با كلمات است كه مي توانم كلي بنويسم ولي مفهوم را به گمانم رسانده ام.
فقط يك چيز ديگر مي نويسم آن هم اينكه نوشته اي كه قبول نداري عشق از يك طرف آغاز مي شود . فكر كنم اختلاف نظر ما همين جاست و با ابقي بحث مشكلي نداريم . هر چند من علتي براي اين مخالفت نديدم . البته فقط يك چيز نوشتي و آن هم عشق گريزي ! كه به نظر من حتي اگر كسي عشق گريز باشد ، وقتي عشق به سراغش مي آيد درگير مي شود !
حالا دو مطلب ديگر و يك پيشنهاد :
اول اينكه شروع هر عشق عمق ندارد ، به تدريج است كه عمق پيدا مي كند . و مطلب ديگر اينكه عشق خودش فعال است كه منجر به يك رابطه فعال مي شود .
و پيشنهاد اينكه اگر مي خواهي راجع به گذشت ، فداكاري ، غيرت و …. در مقوله عشق صحبت كني ، به نظر من بهتر است ابتدا معناي لغوي هر كدام از اينها را بگويي و انگاه جايگاه آنها را در بررسي كني كه در نتيجه سوء تعبيرها كمتر خواهد شد .
خوب ! چند مطلب ديگر هم راجع به عادت ، حسادت و … بگويم .
به نظر من هم ، عادت در عشق جايي ندارد . در مورد حسادت هم همينطور . چون حسادت به عشق بعد انحصاري مي دهد و به قول اريك فروم چون عشق يك هنر است بايد بلد باشيم كه عاشق شويم و از خود معشوق بسازيم .
و نكته پاياني اينكه غم عشق را نياز عاشق تعيين مي كند . نياز يك عاشق به داشته ها و نداشته ها ، بودن ها و نبودن ها !
خوب ! ببخشيد كه اينقدر طولاني شد . متشكرم كه به من اجازه مي دهي كه با تو بحث كنم و شايد چيزي ياد بگيرم .
….
خوب ! نامه دوست مرا خوانديد . در باتداي نوشتن قصد داشتم بند به بند توضيحات خود را بنويسم اما به فكرم رسيد كه اين كار را نكنم . اولا به اين خاطر كه خودم يكبار ديگر آن را حين نوشتن دقيق بخوانم . ثانيا به اين دليل كه شما خواننده عزيز هم بدون خواندن حواشي من بي واسطه به نظرات دوست من فكر كني و با آنچه تا كنون گفته شده – و با يادآوري لينكهايي كه گذاشته ام – در ذهن خود به داوري بين عقايد بنشيني آن هم نه براي تعيين بر حق ! كه هر كه بر مسير عشق گام مي زند بر حق است و چنان كه دوست خوب من هم مي گويد اينها تفاوتهايي جزيي ست كه شايد بيشتر تفاوت نگاه و تعريف باشد .داوري شما به خود شما كمك مي كند كه ذهنيت خود را راجع به عشق شكل دهيد و اين خود راهگشاي آينده خواهد بود ،اگر خدا بخواهد !و ثالثا اينكه بحث به درازا كشيده است و گمانم خسته شده ايد!
پس وعده ما پس فردا كه اگر زنده بودم برايتان نظر خودم را مي نويسم .
و البته كماكان منتظر نظرات ساير دوستان هستم !
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63