November 14, 2002 8:57 PM
سلام
دوستان دائمي اين وبلاگ مي دانند كه اينجا را معمولا يك روز در ميان Update مي كنم . اما امروز ديدم چيزي در مطلب قبل جامانده و به خاطر همين اين مطلب را مي فرستم.
در بحث قبلي پيرامون آثار ساراماگو و خصوصا كتاب كوري سوالي طرح كردم با اين عنوان كه : چرا در بين آن همه آدم زن دكتر كور نيست ؟! و البته جواب را از ديدگاه خودم گذاشتم.
عزيز شبگرد ، دوست مهربانم ، لطف كردند و نظرشان را همان موقع برايم فرستادند كه درج آن را موكول كردم به ادامه بحث كه متاسفانه ديروز از يادم رفت !
تحليل ايشان از جهاتي زيباست . به نظر شبگرد ( البته با ويراستاري حقير به جهت يكدستي متن ):
زن دكتر نماد آنيماي دروني نويسنده است . يك نوع زن ايده آل دروني ! براي مثال صحنه اي كه او بر روي دكتر و دختر پتو را مي كشد - و البته من اضافه مي كنم صحنه اي كه زنان را براي قبول شرايط ديكتاتور ها و البته اقدامات بعدي نظم مي دهد و …- رفتارهايي را از خود نشان مي دهد كه در محدوده يك ايده آل ست !
چنين ايده آلي بايد از ديگران مستثنا باشد و اصولا نمي تواند كور باشد .
با سپاس مجدد از شبگرد عزيز .
راستي نظر شما چيست ؟
و يک خبر بسيار مهم!!!!
هفت سنگ افتتاح شد!!!!!
تراي من که اصلا از دور هم دستي بر آتش نداشتم ! ديدن اين اولين شماره ذوق بسياري داشت ! به خصوص که به نظر من دو هفته نامه پرباريست به خصوص براي شماره اول!
خواندنش را از دست ندهيد. اگر صفحه مرا هم بخوانيد بد نيست!!
سيامك

