شاعرانه ها
 

November 3, 2002 9:44 PM 

 

سلام
امروز مي خواهم وبلاگ را با نامه دوستي آشنا رونق بدهم.
دوست خوب شاعري دارم كه در پاسخ به نامه اي كه خطاب به شهيار قنبري نوشتم اين نامه را براي من ارسال كرده است. بخوانيد ديدگاههاي دوست شاعر مرا :

سيامك عزيز ! سلام
داشتم به جبران بدقولي و تنبليِ هميشگي ام در نوشتن، برايت مي نوشتم ، كه عزيزي زنگ زد و از پشت تلفن برايم نوشته اي را خواند خطاب به شهيار قنبري ! نامه اي كه تو آن را نوشته بودي ! ناگهان پرتاب شدم! دستانم بر روي دكمه هاي كيبورد قفل شد ! مي داني ؟من هم مثل توشهيار را دوست مي دارم و مثل تو از آنچه به تازگي از او مي بينم شگفت زده ام! باور نمي كنم ترانه سراي تمام روياهاي من ، همان كسي كه در باغِ سبز ترانه را به من نشان داد ، اين گونه سخن بگويد! نه! تنها حرفهاي اخيرش در مورد پندار و چلچراغ را نمي گويم! از همان روزي كه ترانه سراي صادق نسل مرا به واژه دزدي متهم كرد از او دل چركين شدم! در آن زمان من يغما را مثل امروز نمي شناختم. حرفها و دلايل سبك سرانه او براي واژه دزدي ، ديدگاه مرا نسبت به شهيارِ «عزيز» تغيير داد! اويك تشابه واژه اي را دست آويزي براي اين اتهام قرار داده بود و من صدها نمونه از اين دست تكرار واژه ها و تصاوير را در شعر تمام شاعران جهان مي ديدم و …. به غرور استادمابانه ي شهيار….مي خنديدم! … صادقانه بگويم من اين گونه رفتارهاي بزرگِ ترانه را سوءتفاهم نمي دانم! شهيارِ عزيزِ ما در آرامش اقيانوس آرام نشسته و سرخوش و مغرور از گذشته ي پر افتخارِ خود،از بالا به هرآنچه در ايران مي گذرد نگاه مي كند. او ديگر منتظر كسي نيست كه بيايد و خالي سفره هايمان را پر از شقايق كند! حالا «فهميدنِ زن» كارِ تمام وقتِ او شده! و نبوغ غيرقابل انكارِ شاعرانه اش صرف توصيف عشقي مي شود كه منِ ايرانيِ بيست و چند ساله هيچ از آن نمي فهمم و اصلا دغدغه ام آن نيست! سيامك جان فاصله ي ايجاد شده بين من و تو و نسل ما با شهيار بيشتر از آن است كه آن را سوءتفاهم بدانيم و در پيِ آشتي باشيم. اين جهالتِ محض نسبت به اين نسل است! من يكي كه ديگر تابِ تحمل نگاههاي توريستي شهيار و ديگر همقطارانش را نسبت به اين سرزمين زخمي ندارم! باور كن در laguna beach بيشتر به آنها خوش مي گذرد تا در رامسرِ ! و اصلا مگر قرار بود به ترانه سراي بيدار خوش بگذرد! من ديگر نمي خواهم كه او و يا هر كس و ناكس ديگر دردهاي من و همنسلانم را به نام خود مصادره كند ،اشكي بريزد و شب هنگام بازو در بازوي نشمه ها و دوست دخترهاي فراوانش به ريشِ نداشته ي من و تو بخندد! برادر من‌ ! آنكه ترانه هاي ماندگارِ خاطرات من و تو را سرود، يكي ديگر بود! به خدا از نگاهش خشم و شهوت حيواني نمي باريد! شهيارِ من دُرُست پيش از آغاز برنامه هايش در NITV و جام جم و آپادانا و نمي دانم هر شبكه ي ديگري كه بود ، مُرد! و من شهيار ترانه سرا و خواننده را در ذهن خود از آن مجري تلويزيوني جدا كردم!….. نمي دانم! اي كاش همه ي اينها سوتفاهم باشد! اي كاش من اشتباه كرده باشم! …… راستي يغما گلرويي هميشه مي گويد:
« اي كاش همه ي ما شبيهِ ترانه هايمان بوديم!!!»
اي كاش…

زياده عرضي نيست
باقي بقايت !
س.ع

از توجه دوست شاعرم ممنونم .
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63