شاعرانه ها
 

October 31, 2002 2:38 PM 

 

سلام
اول يه چيزي بگم !!!! الان خيلي خوشحالم ! چون الان كه وصل شدم تا مطلبي كه نوشته بودم پابليش كنم ديدم كه دوست عزيز من علاوه بر اينكه من رو از نگراني در آوردند ، ادامه بحث عشق رو هم برام فرستادند!
ضمن تشكر از ايشون ، متاسفانه چون ايشون تصوير نامه شون رو ارسال كردند و من بايد اول اونو تايپ كنم و باز هم متاسفانه چون الان به دليل مسافرت امكانش رو ندارم ، ان شاء الله به زودي بعد از خاتمه اين بحث مجددا به بحث يكسويه يا دوسويه بودن عشق بر مي گرديم.باز هم از دوست مهربانم ممنونم.
×
خوب برويم سراغ بحث عشق!
قرار شد در مورد يك سوال صحبت كنيم و طبق معمول هيچكدام از دوستان سر ياري ندارند !!!
سوال اين بود : اصطلاح رايج ( عشق كور ) تا چه اندازه به حقيقت نزديك است و آيا عاشق واقعا كور است ؟!
براي شروع ببينيم اين اعتقاد چه جايگاهي دارد. ارسطو در تعريف عشق مي گويد : نابينايي حواس و انديشة آدمي از عيوب معشوق !
و افلاطون معتقد است : عشق عبارت است از حركت نفس كه از همه چيز فارغ است , به سوي محبوب بدون انديشه .
مي بينيد كه اين نظريه ريشه در تاريخ دارد و نظريه جديدي نيست . از سوي ديگر ضرب المثلها و كنايه هاي عاميانه ما هم سرشار از همين معناست . اما آيا واقعا چنين است ؟!
پاسخ من به اين سوال منفي ست ! براي تشريح نظر خودم بايد به توضيح دومسئله بپردازم :
الف- منطق عاقلانه : اين منطق كه بر مبناي استدلالات خويش انديش شكل گرفته است ، همان چيزي ست كه به طور عام از آن به عنوان منطق نامبرده مي شود و ما وجود آن را براي انسان منطقي لازم مي دانيم! در اين منطق ، ابزار ، انديشه عقل مدار است و هدف آن حفظ صيانت و موجوديت خود به عنوان يك انسان مي باشد. بديهي ست كه وجود اين منطق در رشد انساني پديده اي بسيار كارآمد است و از سوي ديگر استفاده مناسب از آن در حفظ از انواع خطرات و بهرهجويي از انواع فرصتها مددكار آدمي ست.
ب - منطق عاشقانه :هر چند شايد اين اصطلاح غريب تر از اولي به نظر برسد اما با كمي دقت مي توان آن را باز شناخت. اين منطق بر مبناي استدلالات ديگر انديش بنا شده است . در اين نوع از منطق ، ابزار ، انديشه احساس مدار است و هدف ان حفظ موجوديت و منافع معشوق است . من معتقدم كه وجود اين منطق خصيصه بارز عشق است و فقدان آن در حقيقت وجود عشق را زير سوال مي برد. از سوي ديگر استفاده كارا از اين موهبت براي پايداري رابطه عاشقانه و امتداد آن بسيار ضروري ست.
بر طبق آنچه عقيده عام جامعه است - و متاسفانه گاه از دهان روشنفكران نيز شنيده مي شود ! - انديشه ( مغز ) جايگاه و به عبارتي نماينده منطق عاقلانه و احساس ( دل ) جايگاه منطق عاشقانه است! حال آنكه من معتقدم خواستگاه هر دو انديشه است اما معيارها متفاوت است : يك جا ( من ) مركز عالمم و همه كارها بايد به ترتيبي شكل گيرد كه ( من ) به اهدافم برسم و جايي ديگر ( او ) مركز عالم است و ( من ) مي كوشم تا او رشد كند ( و البته كيست كه نداند كه در اين ميان بي شك من نيز رشد خواهم كرد ! وارد اين بحث نمي شوم چون تا حالا چند بار به طور گذرا به آن پرداخته ام و خود بحثي مفصل مي طلبد ).
علاوه بر موارد تفاوتي كه در تعاريف خودم به آنها اشاره كردم تفاوت ديگري هم در اين بين وجود دارد.
منطق عاشقانه مي گويد : او !
منطق عاقلانه مي گويد : او منهاي بعضي از صفاتش !
عشق تماميت را به عنوان موجودي واحد مي سنجد و مي پسندد ، اما عقل تفكيك مي كند و جز به جز به قضاوت مي نشيند .نتيجه استفاده از منطق عاقلانه چيست ؟! ممكن است دو اتفاق بيافتد :
1-عقل مي گويد : او با 70 درصد از خواسته هاي من نزديك است پس سعي كن 30 درصد باقي مانده را عوض كني !وحاصل اين فرايند عقلاني ، مي شود ديالوگ مشهور خسرو شكيبايي در فيلم هامون ( داريوش مهرجويي ) : اگر تو بخواهي من آن باشم كه تو مي خواهي ، آن وقت من ديگر من نيست !!
واين من استحاله يافته را ، عشق به همان راحتي كه قبول كرده است رد مي كند!
توجه كنيد ! بسياري از اوقات منطق عاقلانه - در راستاي همان حفظ موقعيت فردي - بسيار متاثر از جامعه و عرف رايج آن مي باشد . هرچند كه اين امر بستگي تمام و كمالي به شخصيت افراد و استقلال شان دارد اما كمابيش همه ما از جامعه تاثير مي گيريم ، لااقل براي حفظ موقعيت خود به مصداق ضرب المثل : خواهي نشوي رسوا …! ( هرچند من با اين ضرب المثل به شدت مشكل دارم ولي يك نگاه واقعبين به كل جامعه بشري غلبه اين ديدگاه را ثابت مي كند ).
بنابراين بسيار پيش مي آيد كه ما امري را به شكل كاملا ناخودآگاه مي پسنديم اما به واسطه ضرورتهاي جامعه در موضع گيريهاي آشكار و حتي در عمل رد مي كنيم !!
براي مثال : ( من ) نوعي ، از خانمي كه شيطان و سرزنده و رك گو باشد ، ناخوداگاه ، خوشم مي آيد اما به واسطه هنجارهاي يك جامعه اولتراسنتي ، هم در گفتار و هم در عمل بر خلاف اين جهت حركت مي كنم ! چون در غير اين صورت با فشار خردكننده اي رو به رو مي شوم.عكس اين حالت هم صادق است . ( من ) نوعي ، زني آرام و سر به زير و كاملا محجبه را بپسندم و جامعه اولترامدرن !! من تاب اين كشش دروني مرا نداشته باشند .
حالا به موارد فوق بيافزاييد دوگانگي دروني ( من ) نوعي را ، اگر وجود داشته باشد ، كه آن موقع ديگر واويلاست ! يك نيمه سنتي و يك نيمه مدرن كه در درون من با هم دعوا دارند و هريك ساز خود را مي زنند ! هر وقت طرف اين يكي را مي گيري ، آن يكي در درونت داد مي زند : ( امل!!! ) و وقتي اين را وا مي گذاري و به سوي آن مي روي ، اين يكي از درونت فرياد مي كشد : ( بي غيرت!!!)
( توجه كنيد كه در اينجا بحث نگارنده دفاع از حقانيت تفكر سنتي يا مدرن ، هيچ يك ، نيست كه اين خود بحثي تخصصي و جدا را مي طلبد كه در حد توان دانش اندك من نيست. تنها ، قصد من نشان دادن موقعيتي ست كه از تقابل اين دو ايجاد مي شود ).
بنا به همه اين توضيحات ، اگر قصد تغيير معشوقي كه عشق گزيده است را با نگرش جزء نگر عقل داشته باشيم در بسياري از موارد تماميت عشق كل نگر را هدف قرار داده نابود مي كنيم !
2- ….
×××
خيلي روده درازي كردم ! مي گويند بايد مطالب وبلاگ را كم حجم نوشت ولي من انگاري دارم كتاب مي نويسم!!
به خاطر همين و به خاطر اينكه شايد يكي دلش به حال ما بسوزد و از اين يكسويگي گفتگو نجاتمان دهد ! مورد دوم و همين طور ادامه بحث را به دفعه آينده اي كه به بحث عشق برگردم موكول مي كنم .
همراهي ام كنيد تا بحث از تكصدايي در آيد !
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63