October 29, 2002 3:11 PM
سلام
اين چند روز هي داشتم مي نوشتم! به خاطر همين لطفا اگر مي شود امروز به حقير استراحت بدهيد!
البته خيلي هم دست خالي نيستم ! الان جريان را مي گويم فقط قبل از آن يك نكته :
مطلب عشق را ان شاء الله پس فردا مي نويسم و از آن جا كه از دوست عزيزم خبري ندارم – و البته بسيار نگرانش هستم ( دوستي هاي دنياي مجازي يك بدي اش اين است !) – مجبورم بحث را عوض كنم ولي قول مي دهم به محض بازگشت مجدد دوستم بحث دوسويه بودن يا يك سويه بودن عشق را ادامه دهيم . براي بحث جديد به اين سوال خواهم پرداخت :
اصطلاح ( عشق كور ) را كه شنيده ايد و حتما مي دانيد كه مي گويند عاشق كور است ! آيا اين امر صحت دارد ؟ و چرا ؟
خوشحال مي شوم قبل از شروع بحث نظرات شما را هم بشنوم .
اما چرا دست خالي نيستم ! در سه چهار روز اخير اين دو مطلب را نوشته ام كه خوشحال مي شوم بخوانيد :
- نامه سرگشاده به ترانه سراي ناب. كه نامه اي خطاب به شهيار قنبري ست به دنبال اظهار نظرهاي اخيرش و در سايت پندار منتشر شده است. با تشكر فراوان از نيماي عزيز .
- نامه جديدي در ستون بوسه بي فريادرس در نشريه الكترونيكي تماشاگرنمايان . با تشكر فراوان از همه بر و بچه هاي مهربان نشريه.
ديديد كه ! خيلي هم دست خالي نبودم !
راستي تا يادم نرفته ، دوست مهرباني لطف كرده اند و از وبلاگ من ديدن كرده اند و آدرس وبلاگشان را براي من گذاشته اند .
الهام عزيز وبلاگ زيباي شبگرد را مي نويسد كه توصيه مي كنم خواندن مطالب دلنشينش را از دست ندهيد .
ديگر چه ؟!
ديگر اينكه ملالي نيست جز اين كه او كه بايد بيايد ، نمي آيد و زندگي در چرخه بي پايانش بر مدار هيچ هي مي چرخد و مي چرخد و مي چرخد و ….
تو بگو اصلا حالي مي ماند كه از ملال بگويم؟!
سيامك

