شاعرانه ها
 

September 10, 2002 8:17 AM 

 

سلام
اول اينكه :
چنان كه مي بينيد براي دسترسي آسان تر لينك مطالب آرشيو را با دسته بندي موضوعي در گوشه صفحه قرار داده ام تا دوستان جديدم با مراجعه به آنها بتوانند مباحث دنباله دار را راحتتر پي گيري كنند. البته اگر مطالب همين صفحه اصلي برايشان جذاب باشد!!
دوم اينكه:
برگرديم به بحث عشق!
قرار بود راجع به فرديت و استقلال در عشق صحبت كنيم.
بارها نظريه ( انحلال ) را در عشق شنيده ايم : عاشق در معشوق حل مي شود ، فنا مي شود و…!
و گاه مي بينيم بعضي روابط پا را از اين هم فراتر گذاشته و به ( اضمحلال ) مي رسند!!
ولي آيا واقعا عشق به معناي رد كردن فرديت عاشق است؟!
شاعر بزرگ كشورمان مي گويد :
عشق شاديست
عشق آزاديست
عشق آغاز آدميزاديست!

عشق نه تنها آزادي به بار مي آورد كه خود نيز ميوه آزاديست.به گفته نزار قباني (‌ نقل به مضمون ): تاريخ نشان داده است كه روزگاري كه انسان تحت فشار باشد عشق نيز تحت فشار خواهد بود!
عشق مال انسان آزاد است و اولين مشخصه انسان آزاد فرديت و استقلال است.
عشق رابطه اي متقابل است بين دو انسان آزاد اما در انحلال - و از آن بدتر اضمحلال ! - ديگر ( من ) باقي نيست! هر چه هست ( تو‌) ست! ودر ميانه اين از دست رفتن فرديت ، هويت انساني ( من ) نيز رنگ خواهد باخت و لا جرم اين رابطه متقابل به ارتباطي يكسويه تنزل مي يابد . ارتباطي كه بيشتر به رابطه اي انگلي - وشايد با لحني مهربانانه تر : وابسته ! - ماننده است.يكي غالب و ديگري مغلوب مي شود و در نتيجه توان رشد پاياپاي از هر دو طرف سلب خواهد شد و بر چنين رابطه ايستايي نام عشق نمي توان نهاد.
جملات زيباي جبران خليل جبران در كتاب پيامبر بسيار خواندني ست و قتي كه در توصيف عشق سخن مي گويد ( نقل به مضمون ) :
از يك سفره نان بخوريد اما از يك نان نه !…
از يك شراب بنوشيد اما از يك جام نه!…
ستونهاي يك معبد چون از هم فاصله دارند تماميت معبد را حفظ مي كنند…
سرو و صنوبر در سايه هم توان روييدن و باليدن ندارند…!

از سوي ديگر چنان كه گفتيم تفاوتها پاسدار و زاينده عشقند.اين تفاوتها تنها در راستاي حفظ استقلال و فرديت خود اجازه بروز خواهند يافت.متاسفانه در بسياري از اوقات چنين مي پنداريم كه موافقت و تصديق در بست نظرات طرف مقابل - حتي متاسفانه گاه رياكارانه ! - به انسجام رابطه مي انجامد و در همين راستا فرديت خود را بر باد مي دهيم كه ثمره اي جز قرباني شدن عشق نخواهد داشت .در چنين رابطه اي به قول نادر ابراهيمي : يا عاشق زائد است يا معشوق!!
در اين ميان نكته اي حائز اهميت و البته تاسف برانگيز تر نيز وجود دارد‌ : گاه از لحاظ تجربي مي بينيم كه بيان تفاوتها به تزلزل رابطه مي انجامد!!
اين نكته صرفا به خاطر عدم تحمل آرا مخالف - وحتي متفاوت - ، بي خبري از روشهاي گفتگو و كاركرد آن به عنوان يك عنصر ارتباطي نزديك كننده و همچنين آموزش غلط و در نتيجه داشتن تصويري غلط از عشق - همان جستجوي هميشگي يك مشابه تام و تمام ! - مي باشد
ما تا به تفاوتهاي بين خود و معشوق پي مي بريم بنا به پيشينه ذهني مان احساس غبن مي كنيم و در نتيجه عشق ورزيمان متوقف مي شود !!
نادر ابراهيمي در كتاب زيباي چهل نامه كوتاه به همسرم چنين مي نويسد:در طول ساليان دراز زندگي مشترك من به اين باور ابتدايي رسيده ام كه اين نفس اختلاف نظرها نيست كه مشكل اساسي زنان و شوهران را مي سازد ، بل شكل مطرح كردن اين اختلاف نظرهاست.به اعتقاد من از پي طهارت ، زبان ، براي نگه داشتن بنيان خانواده به گونه ايي آرماني و مطلوب ، محكم ترين ابزار است، همچنان كه براي ويران كردن آن مخربترين سلاح!!
همواره براي بيان يك عقيده راه هاي متفاوتي وجود دارد و متاسفانه ما معمولا بدترين راه را بر مي گزينيم!
البته اين مساله بيستر ناشي از عدم درك صحيح ما از رسانه گفتگوست.
گفتگو براي ما ابزاري جهت غلبه كردن است نه تبادل آرا !
در اين راستا ما براي گوشي براي شنيدن نداريم ، تنها فرياد مي زنيم كه حرف خود را به كرسي بنشانيم و در لا به لاي اين فريادها حتي اگر حقيقتي هم باشد ، گم خواهد شد!!
جمله ابراهيمي در يك عاشقانه آرام بسيار زيباست:
ميزان فاصله ارتفاع صدا را معين مي كند!
و ما درست به همين خاطر آنگاه كه از هم ( فاصله ) مي گيريم ،‌ ( ارتفاع ) صدايمان را بالا مي بريم به خيال مغلوب كردن طرف مقابل ، غافل از اينكه عشق و در نتيجه خودمان مغلوب بزرگ ماجراييم!!
×××
خيلي حرف زدم و خيلي ديگر هم حرف دارم!
بحث اهميت فرديت را در بازگشت بعدي مان به مبحث عشق پي خواهيم گرفت.
همراهي ام كنيد
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63