شاعرانه ها
 

September 5, 2002 7:06 AM 

 

سلام
این ترانه - حکایت تقدیم به کسانی که باور ندارند عشق زاده تفاوتهاست نه شباهتها!!
ببخشید یه کم !!! طولانیه . فقط امیدوارم بعد از تمام شدنش احساس اتلاف وقت نداشته باشید.
تذکر اینکه این شعر ادای دینی است به بامداد بزرگ و خالق پریا و دخترای ننه دریا .

ماهی پولک طلا

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
( روی رف تنگ بلور )*
توی تنگ یه ماهی بود

ماهی پولک طلا
رو تنش بازی نور
باله هاش رنگین کمون
چش بد الهی دور !


اما انگار تو دلش
یه غم قدیمی بود
تو دلش یه عالمه
حرفای صمیمی بود

( با صدای بی صدا )*
لابه لای صدفا
زیر لب می گفت که :هی !
روزگار بی وفا !!

تک و تنها تو یه تنگ
دارم از دست می رم
آخرش هم می دونم
باید اینجا بمیرم !

تنگ تنهایی من
مثه دریای غمه
واسه این گوی بلور
یه ماهی خیلی کمه !!

چی می شد یه روزی صبح
وقتی ÷ا می شم ز خواب
ببینم یه همزبون
کنارم تو تنگ آب

اگه زشتم که باشه
مثه خرچنگای پیر !
با چشای تا به تا
پولکای عین قیر!!-

اگه سهم نونمو
هر روزی چپو کنه!
اگه از رو تنبلی
خودشو ولو کنه !!-

من بازم اونو می خوام
اگه همزبون باشه
حرفمو بفهمه تا
تنهایی تموم بشه

اگه اینجوری بشه
صدفا غزل می شن
قطره قطره های آب
یه دفه عسل می شن!

اگه اینجوری بشه
توی تنگ کوچیکم
÷ر مرواری می شه
به جای حباب غم!

خدا جون ! این دل تنگ
داره خون می شه ، ببین!
اون داره یه آرزو
روشو نندازی زمین!!...

ماهی قصه ما
ماهی پولک طلا
سرکش رو به خدا
دلکش غرق دعا !...
000
خورشید از کوهای دور
خودشو بالا کشید
دست نورش روی آب
یه ورق طلا کشید


ماهی قصه ما
ماهی پولک طلا
توی خواب و بیداری
لا به لای صدفا -

- رو لبش خنده شاد
داش می دید میون خواب
یه ماهی عین خودش
کنارش تو تنگ آب!

ولی خورشید بلا
با تلنگرای نور
می گرفت با شیطنت
خوابو از چشاش به زور!

ماهی پولک طلا
غلتی زد رو به طلوع
پر غصه پر درد
گریه هاش شدن شروع:

آخه لعنتی چته؟!
حق خوابم ندارم؟!
توی این دریای غم
یه حبابم ندارم؟!


نمی تونی ببینی
خنده مو حتی تو خواب؟!
دیدی اشکای منو؟!
حالا هی بتاب !... بتاب!!...

تو افق خورشید خانوم
دل نازکش شکست
غم ماهی مونو دید
دوباره به خون نشست

ماهی پولک طلا
تو دلش دریای درد
تو چشاش اشکای شور
رو لبش یه آه سرد-

- چشو از افق گرفت
غلطی زد رو صدفا
خواس ببنده چشاشو
یه دفه دید که ... خدا !-

- یه ماهی عین خودش ؟!
نه جونم! یه شاپری
رو به روش رو صدفا
پر ناز و یکوری-

- لم داده تو تنگ آب
داره می خنده چشاش
یه غزل یه شعر ناب
حس توی عمق نگاش!

ماهی فلک زده
ماهی پولک طلا
دیگه معطلش نکرد
یه هویی پرید هوا


با تموم سرعتش
رفت به ماهی برسه
می دونست تا آرزو
(فاصله اش یک نفسه!)*

شاپری هم انگاری
درد بی همدمی داشت
چون اونم همینجوری
سر به سوی اون گذاشت!

این یکی از این طرف
اون یکی از اون طرف!...
...یه دفه یه جسم سخت!
...یه دفه خون و صدف!!

ماهی پولک طلا
گیج و ویج و نیمه جون
رو صدف افتاده بود
رو لباش یه قطره خون!

با خودش حرف می زد:
چمه؟! ...ها!...یه جسم سخت!
مثه شیشه ...مثه سنگ!
ای خدا! لعنت به بخت!

اون تو یه تنگ دیگه ست!
توی یک تنگ دیگه!!
...آخ داره حرف می زنه...
چی می خواد بهم بگه؟!

انگاری با این سوال
به تنش جونی اومد
به دلش نور امید
به رگاش خونی اومد

به خودش تکونی داد
چرخی زد میون آب
پای دیواره اومد
پر شور و اضطراب

شاپری هم مثه اون
رو به روش ایستاده بود
عکس چشم ماهیمون
تو چشاش افتاده بود

ماهی پولک طلا
پر شادی ، پر غم
به خودش گفت که باید
کارو یکسره کنم!

تا یر دسگه تنگ
خودشو عقب کشید
یه دفه مثل یه تیر
سوی شاپری پرید

پر کشید پولک طلا
تو دلش یه آرزو
از تو تنگ روی رف
تا به تنگ رو به رو!...
000

خورشید تنگ غروب
بار و بندیلش و بست
یه نگا به طاقچه کرد...
دوباره به خون نشست!

روی رف یه دست خیس
آینه ای رو پاک می کرد!...
اون طرف دستی دیگه
یه ماهی رو خاک می کرد!!

اما خورشید می دونست
تا هزار سال دیگه
لکه ای رو آینه
قصه بوسه می گه

قصه بوسه اون
ماهی پولک طلا
که یه روزی پی هیچ
رفت به شهر آینه ها...!

*عبارات داخل پرانتز از شهیار قنبری است.
سیامک


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63