شاعرانه ها
 

August 27, 2002 2:03 AM 

 

سلام
دوستي چيز عجيبيه!
دلت مي خواد هزارن روز و شبي رو كه با هم گذروندين تو چشم دوستات دوره كني ، از عطر خنده هاشون مست شي و با شوخياشون تاريخ شادي رو خلاصه كني!
دوستاي جووني ،‌دوستاي دانشگاه ، دوستاي غم و لبخند ،‌ دوستاي درد و آرامش ،‌ دوستاي شباي امتحان و فراغت!!….
دو روزي با دوستاي دوره تحصيلم بودم . جشن و نورافشاني خاطره ها بود ! جاتون خالي!

و اما ادامه بحث شيرين عشق!
امروز مي خواستم از استقلال فردي در رابطه عاشقانه صحبت كنم.اما پيش از شروع اين بحث به يك مقدمه نياز داريم.اين مقدمه مي تواند با اين سوال شروع شود: ( آيا عشق زاييده شباهتها ست ؟! )
درك عمومي جامعه چنين است كه شباهت ، عشق مي آفريند. به هر جا كه نگاه كني و از هر جواني كه بپرسي دنبال شبيه خودش مي گردد ! كسي كه مثل او فكر بزند ، مثل او حرف بزند ، مثل او تفريح كند،‌ مثل او تحصيل كند … و حتي مثل او تخيل كند!!
حتي مشاوران ريز و درشت ما - كه البته تعداد انواع خاله زنكي شان كم نيست! - هم به ما توصيه مي كنند دنبال همساني سليقه و فكر باشيم.
اما آيا به راستي عشق از شباهت يا از آن بالاتر همساني زاييده مي شود؟!
اريك فروم در (‌هنر عشق ورزيدن )‌ به اين سوال جواب منفي داده است و مي گويد شباهت كامل در عشق مانع رشد مي شود.
نادر ابراهيمي - كه به نظر من از محدود نويسندگاني ست كه عشق را خوب مي شناسد - در كتاب (‌بار ديگر شهري كه دوست مي داشتم )‌ - كه شاهكارش نيز هست - مي نويسد :
عشق انحلال كامل فرديت است در جمع !
خود او درحدود بيست سال بعد در كتاب زيباي (40 نامه به همسرم ) به ديد تحليل و انتقاد به اين جمله مي نگرد:
… در هر حال حتي دو نفر كه سخت و بي حساب عاشق همند و عشق آنها را به وحدتي عاطفي رسانده است واجب نيست كه هر دو صداي كبك ، درخت نارون ، قله علم كوه ، رنگ سرخ ، بشقاب سفالي را دوست داشته باشند - به يك اندازه هم.
اگر چنين حالتي هم پيش بيايد - كه البته نمي آيد- بايد گفت كه يا عاشق زايد است يا معشوق!يكي كافيست… بخواه كه در عين يكي بودن يكي نباشيم. بخواه كه همديگر را كامل كنيم نه ناپديد!
و در جايي ديگر مي گويد:
همسفر بودن و هم هدف بودن ابدا به معناي شبيه بودن و شبيه شدن نيست . شبيه شدن دال بر كمال نيست بل دليل توقف است.
و آخر اينكه نمي دانم داستان ( در جستجوي قطعه گم شده ) را خوانده ايد يا نه ؟ اثر درخشان شل سيلور اشتاين !

اگر توجه كنيد اين داستان ظاهرا ساده بسيار سمبليك است
دايره اي به دنبال قطعه اي مي گردد كه با ( تكميل ) تماميت دايره وارش ( غلتيدن ) را ممكن سازد .غلتيدني كه ( معناي ناب دايره بودن‌) است و در ضمن او را در ( حركت‌) ياري مي دهد!
و اين قطعه گم شده لزوما و اصولا شبيه خودش نيست!
×
اينها را گفتم كه حالا دليل مرا بشنويد كه چرا فكر مي كنم (‌ عشق زاييده تفاوتهاست نه تشابه ها !)
عشق والاترين رتبه ديگرخواهي ست كه در مقابل تماميت خودخواهانه انسان مي ايستد.
در واقع منطق عاشقانه - بر خلاف منطق عاقلانه كه اساسا خودمدار است - اساسي ديگرمدار دارد . كه اتفاقا همين تفاوت در ديدگاه عوامانه - و متاسفانه گاه روشنفكرانه! - ما به سوءتفاهم بي منطق بودن عشق مي انجامد! (‌در اين باره در مطلبي مجزا به بحث خواهيم نشست)
خوب!…منطق ديگرخواهانه عشق مي گويد : ( او را از خودت بيشتر دوست بدار!‌)
حالا اگر زاينده عشق شباهتها باشند اين سوال مطرح مي شود: ( چگونه ممكن است كسي از خود من به من شبيه تر باشد؟!! ) چون تنها چنين كسي لايق خواهد بود كه من او را بيش از خودم دوست داشته باشم!
اين تناقض به گمان من رد كننده نقش همساني در عشق است.بالعكس تفوتهاي يك انسان با ما و اينكه دريابيم او صفاتي دارد كه ما نداريم ـ البته اين امر متقابل است - به وجود آورنده و پرورنده عشق خواهد بود.
چنين مي شود كه شاعر در لحظه مكاشفه و الهام شاعرانه اش ، معشوق را ( مثل هيچكس‌) خطاب مي كند!
متاسفانه اين جستجوي همساني موجب از دست رفتن فرصتهاي عاشقانه و همچنين دل بستن به آئينه اي مي شود كه تنها تصويرمان را باز مي تاباند و ما نرگس وار - نارسيسيتيك‌ ( خودشيفته ) - به آن دل مي بازيم و سرانجاممان نيز لاجرم جز غزقه شدن نخواهد بود!
اما يك نكته ديگر نيز ممكن است ذهن ما را به خود مشغول كند كه :
( آيا مي شود كه بين يك آدم مثلا دروغگو و يك آدم راستگو عشقي پايا ايجاد شود؟! خوب اينها هم با هم متفاوتند!!)

شما براي اين سوال چه جوابي داريد ؟
جوابهايتان را يا هر نظر ديگري كه داريد برايم بنويسيد تا با هم بحث را به پيش ببريم!انشاءالله بار ديگر كه به بحث عشق برسيم اين مطلب را ادامه داده و به بحث استقلال در عشق خواهم پرداخت.
همراهيم كنيد.
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63