August 15, 2002 2:32 AM
سلام
امروز می خواهم کتابی را برایتان معرفی کنم که حدود 5-4 سال پیش وقتی برای اولین بار آن را خواندم مرا شوکه کرد!
بعد ارز خواندن کتاب به دوستانم گفتم که اریک فروم با نوشتن این کتاب مرا از نوشتن وصیت نامه بی نیاز کرده است!!
***
هنر عشق ورزیدن the art of loving
اریک فروم erick fromm
ترجمه پوری سلطانی
چاپ اول : مروارید 1342
چاپ بیستم: 1380
قیمت 11000 ریال
قبلا کتاب ( به نام زندگی ) را از این نویسنده برایتان معرفی کرده بودم که ماهیتی بیشتر جامعه شناسانه داشت.اما در کتاب حاضر( فروم روانکاو ) نمود بیشتری دارد!
این کتاب پر فروش ترین و معروفترین کتاب فروم در جهان محسوب می شود. شیوه جذاب و در عین حال علمی او در پرداخت مطالب در این کتاب به اوج خود رسیده است زیرا علاوه بر تبحر خود او ، این بار موضوع نیز بسیار گیراتر از مقوله های جامعه شناسانه است.
فروم در این کتاب به ما می آموزد که عشق ورزیدن یک هنر است و مانند هر هنر دیگری به آموزش و تجربه نیاز دارد . دیگر اینکه عشق یک فعالیت است و مثل هر فعالیت دیگری صرف توجه ، انرژی و وقت می خواهد ...و هزاران نکته دیگر! ( اگز بخواهم نکاتی را که در این کتاب به آنها اشاره شده یک به یک بشمارم مسلما از حجم خود کتاب بیشتر خواهد شد چون حرفهای پنهان در بین سطورآن بیش از واژگانش می باشد!)
اما آن چه این کتاب را از آثار به ظاهر مشابه نظیر کتابهای لئوبیو سکالیا و جان گری و ... متمایز می سازد این است که فروم دستور العمل ارائه نمی دهد و حتی اگر این کار را هم بکند مسلما خواننده را کاملا توجیه کرده است. مثلا شما در کتاب ( عشق و دیگر هیچ ) سکالیا می خوانید که باید عشق را ابراز کرد و نهایت دلیلی که می آورد این است که این عمل به تداوم و استحکام رابطه می انجامد و با کمی دقت مشخص است که همین دلیل خود نیاز به یک ( چرا؟ ) دارد!!
حال آنکه فروم تحلیل می کند ، چه روانشناسانه و چه جامعه شناسانه . سپس از تحلیل هایش نتیجه می گیرد و این نتیجه گیری حتی اگر دستورالعمل هم باشد به علت خاستگاه منطقی اش قابل پذیرش خواهد بود.
نتیجه این تفاوت ، به نظر من ، این است که کتابهای امثال سکالیا یا گری ، علی رغم اینکه سرشار از حقیقت است ، آثار عملی چندانی در خواننده ندارد مگر اینکه لااقل خواننده اندکی - از لحاظ آگاهی نه دانایی ( به تفاوت این دو پیش از این اشاره کرده ام ) - در مسیر نویسنده باشد اما این اثر فروم ، شما را به سوی راه هدایت می کند مگر اینکه دقیق نخوانید یا اینکه بخواهید لجاجت بورزید!!
نکته مهم دیگر در سبک نوشتاری این متفکر، آوردن شاهد از منابع مختلف است : از انجیل و تورات گرفته تا کتب مذهبی بودایی و تائویسم و از آثار اکهارت و مارکس و اسپینوزا تا اشعار مولانا جلال الدین ! و این خود بر زیبایی ، نفوذ و اعتبار کلام او می افزاید.
فروم در این کتاب ابتدا نظریه عشق خود را شرح می دهد سپس عشق را به انواعی تقسیم می کند:
- عشق برادرانه - عشق مادرانه - عشق جنسی
- عشق به خود - عشق به خدا
این نقطه شاید تنها جایی ست که خود من با فروم کمی تفاوت نظر دارم!
عشق بنا به تعریف خود فروم در این کتاب دارای دو صفت مشخصه است : عمق ارتباط متقابل و شادی. صفت متقابل دال بر دو جانبه بودن است و چنانکه خود بارها تاکید می کند رابطه عاشقانه رابطه ایست که هر دو طرف دهنده و گیرنده اند. در حالیکه ( مهر مادری ) و( رابطه با خدا ) به سبب ماهیتشان در این تعریف نمی گنجند. در مهر مادری یک دهنده کامل وجود دارد و یک گیرنده کامل.چنانکه در رابطه با خدا نیز - چه در تفکر عرفانی ، چه در تفکر ماتریالیستی - نیز چنین است. ( این مطلب نیاز به شرح و بسط بیشتر دارد که ان شاء الله در آینده نزدیک با مطلبی جداگانه در بحث عشق به آن خواهم پرداخت.)
در بخش بعدی کتاب ، نویسنده به علل انحطاط عشق در جامعه معاصر می پردازد و در اینجا ( فروم جامعه شناس ) در کنار ( فروم روانکاو ) قد می کشد وتحلیل گرانه ، اجتماع و سیستم مصرف گرای آن را نقد می کند.
بخش انتهایی نیز در بر گیرنده مطالبی در مورد تمرین عشق و اهمیت آن می باشد. نویسنده ، انضباط ، تمرکز، بردباری و علاقه شدید را برای تمرین عشق ، مانند تمرین هر هنر دیگری ، واجب می داند و تمرین شهامت و ایمان را پیش نیاز تمرین عشق بر می شمارد.
در پایان کتاب نیز مجید رهنما تحلیلی از آثار فروم و شخصیت او را ارائه کرده است که خواندنی و جالب است.
...
در معرفی این کتاب سعی کردم بیشتر به فهرست مطالب اشاره کنم چون تحلیل نکات مطرح شده در آن از عهده یک مطلب وبلاگی - هر چند این قدر طولانی!!- خارج است و در واقع من در مجموعه نوشته هایی که راجع به عشق می نویسم بارها و بارها به مطالب این کتاب گریز زده ام و خواهم زد!!
...
با من همراه باشید.
سیامک

