July 23, 2002 12:29 PM
سلام
قرار بود در مورد آثار نزار قباني و ديدگاههاي او راجع به شعر و عشق صحبت كنيم.
از نزار تا كنون به زبان فارسي سه كتاب منتشر شده است:
- داستان من و شعر : ترجمه دكتر غلامحسين يوسفي و دكتر يوسف حسين تبار ، انتشارات توس 1356
- در بندر آبي چشمانت : ترجمه احمد پوري ، نشر چشمه چاپ دوم 1380
- بلقيس و عاشقانه هاي ديگر : ترجمه موسي بيدج ، نشر ثالث 1378
( داستان من وشعر ) اتوبيو گرافي شاعرانه و درخشاني ست كه ما را با شاعر آشنا مي كند . نزار صادقانه لحظات زندگي اش را به تصوير مي كشد و ما را از كودكي اش به تجربه اولين شعرش مي كشاند از آنجا به عشق نقب مي زند ، سپس در اندوه فلسطين سخن مي گويد و باز به شعر باز مي گردد و…
( مي توانم چشمانم را ببندم و بعد از سي سال ، نشستن پدرم را در صحن خانه به ياد بياورم كه جلوش فنجاني قهوه و منقل و جعبه اي توتون و روزنامه اش بود و هر پنج دقيقه بر صفحات روزنامه گل سفيد ياسميني فرو مي افتاد ، گويي كه نامه عشق بود كه از آسمان نازل مي شد. )
اين كتاب نشان مي دهد كه چقدر نزار ذهنيت تصوير گرايي دارد . علي رغم نثر بودن و حتي گاه گزارشي بودن ـ بر حسب موضوع ـ متن سرشار از تصوير هاي شاعرانه است ! نزار همه عقايد خود را براي درك بهتر با تمثيل بيان مي كند و چه دلنشين!
نمي دانم چرا اين كتاب ديگر تجديد چاپ نشد! آن هم حالا كه نام نزار ديگر بار به واسطه ترجمه اشعارش مطرح شده است .
( در بندر آبي چشمانت ) منتخبي از آثار نزار است كه توسط احمد پوري ترجمه شده است . پوري زيبا ترجمه مي كند و ساده .
ترجمه او سادگي و صميميت شعر نزار را كاملا بيان مي كند. من با اين كتاب نزار و عاشقانه هايش را شناختم :
( يك مرد براي عاشق شدن
به يك لحظه نياز دارد
براي فراموش كردن
به يك عمر ! )
در اين كتاب قطعه درخشاني به نام دوازده گل بر قبر بلقيس وجود دارد كه شاعر در سوگ همسر عراقي اش - كه در يك بمب گذاري گويا توسط خود اعراب كشته شده است - سروده است :
( وقتي تو نيستي
تمام خانه ما درد مي كند! )
اين كتاب مدتي ناياب بود ولي با تجديد چاپش فعلا اگر جوينده باشيد خواهيد يافت!
( بلقيس و عاشقانه هاي ديگر ) منتخبي ديگر است با ترجمه موسي بيدج كه به دنبال استقبال از كتاب اول به بازار آمد .
اشعار اين كتاب نسبت به كتاب اول بلندترند . اشعار زيبايي چون : ( هر وقت شعري …) ، ( پيوند زن وشعر ) ، ( فال قهوه ) و… را مي توانيد در اين كتاب بخوانيد . انصافا ترجمه بيدج هم زيباست و در حين سادگي ، شاعرانگي در كلام را نيز حفظ كرده است :
( يكشنبه طولاني
يكشنبه سنگين
لندن
سرگرم طلاق دياناست
و از جنون گاوي هراسان!
اتوبوس بايد بيايد و
نمي آيد
شعر هم !
وگوشواره بلند طلايي ات
به گردشم نمي خواند.)
در اين كتاب نيز مرثيه اي ديگر براي بلقيس مي بينيم كه علي رغم طولاني بودن بسيار تاثير گذار و زيباست و شاعر بارها عشق و سياست را به هم مي آميزد :
( بلقيس !
اين سخن مرثيه نيست !
عرب را دست مريزاد ! )
نزار شاعريست كه به خرق عادت در شعر معتقد است . او مي گويد : شعر انتظار چيزيست كه انتظار نمي رود !
در اشعار او اين رويه آشكار است چه در قلمرو واژگاني : استفاده از كلماتي مثل آسپرين ، ماهواره ، سانسور ، ميكل آنژ و…
چه در قلمرو معنا و درون مايه و تصوير .
شعر هاي كوتاه نزار پايان بندي هاي شگرفي دارند و شعرهاي بلندش نيز با تقسيم شدن به چند قطعه كوتاه دقيقا همين پايان بندي ها را حفظ مي كنند و به اين ترتيب شاعر با ضربه هاي پياپي حضور مستمر خواننده را طلب مي كند و به آن دست مي يابد.
طنز لطيف و گاه گزنده در آثار نزار نكته دلنشين ديگريست كه همراهي خواننده را بر مي انگيزد. مثلا در حين خواندن شعر بلند بلقيس با وجود سوگواره بودن در بعضي از قسمتها ، بي شك ، لبخندي تلخ بر لبانتان خواهد نشست :
( اگر از كرانه فلسطين غمگين
براي ما
ستاره اي يا پرتقالي مي آوردند
اگر از كرانه غزه
سنگريزه اي يا صدفي
اگر در بيست و پنج سال
زيتون بني را آزاد كرده بودند
يا ليمويي را باز گردانده بودند
و رسوايي تاريخ را مي زدودند
من قاتلان تورا سپاس مي گفتم!
اما آنان
فلسطين را رها كردند
و آهويي را از پا در آوردند!)
….
باز صحبت طولاني شد ! تشريح نظرات نزار درباره شعر و عشق را مي گذارم براي دفعه بعد.
شما هم كه قصد همراهي نداريد!
سيامك

