July 9, 2002 2:40 AM
سلام
امروز در ادامه روند معرفي كتاب مي خواهم يك شاعر را به شما معرفي كنم .
نزار قباني شاعر عرب زبان.
براي آنها كه او را نمي شناسند شايد عجيب باشد كه در ميان اين همه شاعر ريز و درشت در سراسر جهان چرا او را براي معرفي برگزيده ام. اما به اين گفته دكتر شفيعي كدكني در كتاب شاعران عرب توجه كنيد (نقل به مضمون ) : چه بخواهيم و چه نخواهيم ، جه از شعرش خوشمان بيايد يا نه ، قباني پر نفوذ ترين شاعر عرب است .
پر نفوذترين! اين به گمان من دلچسب ترين تعريفي ست كه مي توان از يك شاعر كرد . خود نزار در مصاحبه اي مي گويد : من مي توانم از نظر شعري ميان اعراب اتحاد ايجاد كنم ، كاري كه اتحاديه كشورهاي عرب هنوز از نظر سياسي نتوانسته انجام دهد!
نزار قباني شاعري بالفطره است ! حتي وقتي آثار نثري او : مصاحبه ها يا اتوبيوگرافي درخشانش ( داستان من و شعر ) را مي خوانيم ، اوج تصوير سازي لطيف و گويا و سه بعدي را مي بينيم . تصاوير او واقعا سه بعديست : در ذهنت به ناگاه عمق مي يابند و بازي كنان با ذهنت دريايي را خلق مي كنند:
شعرهاي عاشقانه ام
بافته انگشتان توست
و مليله دوزي
زيبايي ات .
پس هرگاه
مردم شعري تازه از من بخوانند
تو را سپاس مي گويند !
نزار متولد دمشق است و سالها در بيروت زيست و در همانجا در سال 1377 شمسي در گذشت.در جلسات شعر خواني او دهها هزار نفر گرد مي آمدند و چنانكه خودش مي گويد مي تواند انواع آدمها را دور خودش جمع كند چون با آنها عاشقانه و دمكراتيك رفتار مي كند!
موضوع آثار نزار قباني عشق و زن است. و انتخاب اين دو موضوع در شرق يعني خودكشي!!
خودش مي گويد: در سرزمين ما شاعر عشق ، روي زميني ناهموار و در محيطي خصومت آميز مي جنگد و در جنگلي كه اشباح و ديوها در آن سكني دارند ، سرود مي خواند. اگر من توانستم مدت سي سال در برابر ديوها و خفاشهاي اين جنگل تاب بياورم به سبب آن بوده است كه مانند گربه هفت جان دارم!
نزار كتاب اول خود را در سيصد نسخه و با هزينه خودش در 21 سالگي منتشر كرد. ( زن سبزه رو به من گفت ) چه در سبك و چه در معني دهن كجي اي به سنت هاي روز بود در نتيجه شاعر و كتابش ( با جملاتي كه بوي خون مي داد ) تكفير شدند!
اما نزار دلگرم به اقبال عمومي آثارش راه خود را ادامه داد تا مردمي ترين شاعر عرب ، يكي از شناخته شده ترين شاعران عرب در جهان باشد. همين حالا اگر نام نزار را در اينترنت جستجو كنيد در دهها سايت آثار او را به انگليسي و عربي خواهيد يافت.
اما چرا شاعري چون او آن هم در زباني نه چندان جهاني اقبالي اينگونه مي يابد؟
به نظر من او شاعريست كه علاوه بر قدرت شاعرانگي فوق العاده ، احاطه اي عجيب بر موضوعات شعري اش دارد . حكايت او حكايت فيل شناسي مولانا نيست! او عشق را با تمام پستي و بلنديهايش مي شناسد و درك كرده است.
رنج زن را در جامعه عرب ديده و كاملا صادقانه از آن متاثر شده است. در يك كلام او شعار نمي دهد. و به همين خاطر جامعه فرهيختگان شعار زده او را نفي مي كنند .تا آنجا كه وقتي بعد از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل و شكست خفت بار اعراب نزار در شعري تلخ به نام ( حزيرانيه ) يا ياد داشتهايي بر شكست نامه ، مرثيه اي بر غرور عرب ،آن هم مرثيه اي خشماگين، مي سرايد همان گروه هايي كه بر ادبيات تغزلي اش خرده مي گرفتند ، سر بر مي آورند كه نزار حق ندارد شعر وطني بگويد چه او روحش را به شيطان و غزل و زن فروخته است!!
و نزار چه زيبا پاسخ مي گويد: آنها نمي فهمند كسي كه سر بر سينه معشوقش مي گذارد و مي گريد مي تواند سر برخاك سرزميننش نيز بگذارد و بگريد!
…
بحثمان طولاني شد . ادامه معرفي آرا نزار قباني در باب شعر و عشق و همچنين معرفي كتابهايش باشد براي دور بعد!!
همراهيم كنيد
سيامك

