July 7, 2002 2:58 AM
سلام
بپردازيم به بحث عشق!
قرار بود راجع به گفتگو ، كليد جادويي ورود به دنياي ديگري ، صحبت كنيم.
تعريف فروم را يادتان مي آيد: عشق دو صفت دارد : عمق ارتباط متقابل وشادي. در مورد شادي پيش از اين صحبت كرديم اما در بحث ارتباط اولين نكته اي كه به ذهن متبادر مي شود گفتگوست. ما با گفتگو دنياي فرد مقابلمان را كشف مي كنيم و از آنجا كه دنياي دروني هر فردي گستره اي بي نهايت است ما بي نهايت فرصت براي كشف داريم و اين چنين مي شود كه در گذر ساليان ، به مدد همين كشف هاي تازه ، عشق تازگي خود را حفظ مي كند.به گفته اي شاعرانه تر كشف ستاره ها در اين كهكشان لا يتناهي ستاره باراني مي آفريند كه درخشش هزار هزار خورشيد كاغذي فريب را به سخره مي گيرد !
و براي كشف اين ستاره ها دم دست ترين وسيله گفتگوست.
اما كار به همين سادگي نيست! ما متاسفانه در بسياري از اوقات به رموز گفتگو آگاه نيستيم ! ودر نتيجه گفتگو هاي ما عملكردي غير فعال و لا جرم غير سازنده است.
در گفتگو ، ما يك عنصر گوينده و يك عنصر شنونده داريم كه اگر گفتگو نرمال باشد جاي خود را متناوبا عوض مي كنند. در گفتن شايد آسيب شناسي با كمي صداقت و اعتماد متقابل قابل رفع باشد اما بزرگ ترين ضعف ما گوش دادن است . ما معمولا مي شنويم ، گوش نمي دهيم ! يعني عملكردي فاقد خرد ، غير فعال . دكتر اسكات پك در كتاب زيبايش ( هنر عاشقي ) مي گويد: ( گوش دادن حقيقي و توجه يكپارچه به ديگري معمولا يكي از تظاهرات عشق است.)
در جاي ديگري نيز اشاره مي كند: ( گوش دادن تمرين توجه كردن و ضرورتا كاري دشوار است.اكثر مردم قادر به گوش دادن صحيح نيستند زيرا يا در درك اين مسئله دچار مشكل هستند و يا تمايلي به انجام آن ندارند.)
او در اين كتاب فرايند گفتگو از لحاظ شنونده را به 5 گونه تقسيم مي كند:
- اجازه صحبت ندادن - شنيدن بدون توجه ( گوش ندادن)
- تظاهر به گوش دادن وادامه كار خود و استفاده از كلماتي مانند: آهان ، خوب ، …
- گوش دادن انتخابي ( شكل آگاه گوش دادن تصنعي با توجه به مسائل پر اهميت از نظر خودمان وبي توجهي به باقي قضايا)
- گوش دادن حقيقي با توجه كامل و سبك سنگين كردن هر كلمه
بديهي ست كه در تمام لحظات زندگي نمي توان از روش پنجم بهره برد ولي در يك رابطه عاشقانه لااقل بايد ساعاتي را به اين نوع گفتگو اختصاص داد و دقيقا در همين ساعات شما مي توانيد به عمق ارتباط متقابل دست يابيد.
يك نكته بامزه برايتان بگويم : روزي براي دوستي كه در بحبوحه رابطه اي عاشقانه بود در همين ارتباط نوشتم وبعد به جاي مثال آوردن از اين همه دانشمند روان شناس و عشق شناس برايش جمله اي از پوست آدامسهاي … love is نقل كردم! : عشق اين است كه براي سخن گفتن با يكديگر تلوزيون را خاموش كنيم !!
آيا واقعا اين جمله ساده زيبا نيست؟!
و آن وقت چقدر احمقانه و ساده لوحانه است كه دختر و پسر جامعه ما تمام آشنايي و عاشق (؟؟!!) شدنشان در سكوت و چشم در چشم هم دوختن مي گذرد. من زبان نگاه را رد نمي كنم ولي باور كنيد آن كه زبان گفتگو را در نمي يابد زبان نگاه را هم كج خواهد فهميد! سكوت مادر همه سو، تفاهم هاست. به خدا باور كنيد آن كه - مارگوت بيكل - مي گويد : ( سكوت سرشار از سخنان ناگفته است ! ) سرانجامي جز اين ندارد كه بنالد : ( شايد از بخت ياري ماست كه آنچه مي خواهيم / يا به دست نمي آيد / يا از دست مي گريزد ) !
و چقدر احمقانه تر است آنگاه كه زن و شوهر جامعه ما تا تقي به توقي مي خورد قهر مي كنند ! نادر ابراهيمي در كتاب ( چهل نامه به همسرم ) چه زيبا مي گويد: ( قهر زبان استيصال است. قهر پرتاب كدورتهاست به ورطه سكوت موقت، و اين كاري ست كه به كدورت ضخامتي آزارنده مي دهد… وراستي چه خاصيت؟! من و تو شايد از همان آغاز دانستيم كه سخن گفتن مداوم و حتي دردمندانه در باب يك مشكل كاري ست به مراتب انساني تر از سكوت درباره آن.)
…
باز هم چونه من گرم شد !! ادامه بحث در مورد اينكه چرا ما ناتوانيم در عرصه گفتگوي فعال عاشقانه باشد براي بعد …
قهر ، يا به قول ابراهيمي عزيز ( عربده سكوت ) و ( حربه درماندگان ) از زندگي تان دور باد !
از ما ياد كنيد تا ديوار اين سكوت بشكند!
سيامك

