شاعرانه ها
 

July 4, 2002 8:02 AM 

 

سلام
قبل از هرچيز از پنداريهاي عزيز و به خصوص نيما افشار نادري مهربان ممنونم كه با معرفي اين وبلاگ شرمنده ام كردند.
شاد وپيروز باشيد.

در بحث ترانه قرار شد در مورد ترانه سرايي و ترانه سرايان نوين صحبت كنيم.
پيش از شروع عرض كنم كه شايد باورتان نشود اما من تمام اينترنت را زير و رو كردم و گشتم تا ارائه اي مستند از ترانه هاي عطايي و سرفراز داشته باشم اما فهميدم اين ضرب المثل جوينده يابنده است بعضي وقتها چندان درست نيست !( اگر دوستي اطلاعات ديگري دارد ما را بي نصيب نگذارد.)… دردناك است ! به اين موضوع و عللش در مطلب بعدي كه درباره ترانه خواهم نوشت اشاره مي كنم .فعلا علي الحساب اينجا كليك كنيد تا چند تا از ترانه هاي مورد بحث را ببينيد.

به موازات تغييراتي كه در زبان و قالب شعر در زبان فارسي ايجاد شد ، البته با چند سالي تاخير ، ترانه نيز روزآمدتر شد.
پيش از اين ترانه ها در قالبهاي كاملا سنتي و با كلماتي متفاوت از زبان روزمره مردم و لاجرم از لحاظ معنايي نيز در فضايي نسبتا متفاوت با دنياي حقيقي سروده مي شدند( ترانه طوفان زندگي از ترقي را ببينيد) و استثنا هاي كمي به چشم مي خورد ( مواردي مانند ماشين مشدي ممدلي با صداي بديع زاده از لحاظ زباني ، مرا ببوس با صداي گل نراقي از لحاظ فضا و…)
ترانه سرايان معمولا شاعراني بودند كه يا در ميان شعرهايشان يكي را آهنگساز برگزيده و بر آن موسيقي مي گذاشت يا از آنها دعوت مي شد براي آهنگ يا ملودي ساخته شده اي شعر بنويسند و در نتيجه فضا و لحن همانند شعرهاي آن دوران كهنه و گاه نخ نما مي شد!
اما چنانكه گفتم بعد از تحولات شعري كه به فضاي ترانه نيز راه يافت شرايط تغيير كرد. ديگر لازم نبود قالب ترانه حتما چهارپاره و يا مثنوي باشد ، لازم نبود كلمات آنچناني وارد ترانه شود و مفاهيم كاملا مجرد و ذهني باشد در نتيجه ترانه ملموس تر و نزديك تر شد.
در فضاي ترانه هاي نوين در سالهاي گذشته از نام چند نفر نمي توان به سادگي گذشت: شهيار قنبري ، ايرج جنتي عطايي ،‌ اردلان سرفراز و چند تن ديگر كه هيچ گاه مانند اين سه هميشه در اوج نبودند.
اين سه تن در ترانه سرايي با سبكهايي متفاوت گام مي زدند : سرفراز در فضاهايي عاشقانه با شعرهايي ساده و البته تصوير گرا :
( من براي زنده بودن جستجوي تازه مي خواهم
خالي ام از عشق و خاموشم ، هاي وهوي تازه مي خواهم…)
جنتي در فضايي غالبا سياسي (و گاه سياست زده) ، اجتماعي با لحني نسبتا فاخر و پر از تصوير:
( لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه كردن مرگه
زندگي كردن بي تو…)
و شهيار قنبري در فضايي نوستالژيك ، عاشقانه و البته اجتماعي با لحني خودماني ، تجربه گرا و بسيار گيرا و استفاده از تكنيك هايي مثل داستان سرايي در ترانه:
( ما دو تا ماهی بودیم
تو یه دریای کبود…)
اين سه رويه مختلف به نوعي در ساير ترانه سرا ها نيز تسري يافت و چنان مي شود كه شما با شنيدن يك ترانه خوب مي توانيد مثلا حدس بزنيد مربوط به سبك ترانه سرايي عطايي ست يا قنبري و يا سرفراز.
در بين اين سه تن سرفراز به علت گاه ساده گيري هايش ( يا شايد هم بذ شانس بودنش!! ) نسبت به دو تن ديگر در رتبه پايين تري قرار دارد هرجند از آن دو با سابقه تر است.
اما عطايي به واسطه ترانه هاي مستحكم اش برجستگي بيشتري دارد . شايد تنها ايرادي كه بتوان به او گرفت سنگين گويي و شايد كمي پيچيده گويي ست كه بيشتر به شعر پهلو مي زند تا فضاي آرام و صميمي ترانه .نگاه كنيد به ترانه آخرين كوكب ( تو خاموشي ، خونه خاموشه…)يا ترانه ( مرا به خانه ام ببر ) يا ( آسون نشو اي همسفر … )و…
به نظر من قنبري در اين ميان چيز ديگريست . مثلث منفرد زاده ، فرهاد و قنبري قوي ترين تيم ترانه در ايران بوده اند. ماندگاري آثاري چون : كودكانه ، جمعه ها ، صداي بي صدا ،هفته خاكستري و … ماندگاري اين تيم را قطعي كرده است .
اما كار قنبري تنها در اين مجموعه درخشان نيست نگاهي به آثار در خور تامل ترانه هاي نوين نشان مي دهد كه بخش اعظمي از آن از آثار قنبري ست : حرف ، دو ماهي ، نياز ،بوي خوب گندم ، هجرت و…
يكي از كاراكتر هاي ترانه سرايي قنبري ، نوستالژي ست. او بسيار متبحرانه از خاطرات كودكي اش و باريهاي كودكانه و مسايلي كه ما به عنوان يك ايراني به آنها دلبسته ايم وجزء خاطرات مشتركمان هستند سود مي برد شايد بهترين مثال همان ترانه ( كودكانه ) باشد: بوي عيدي بوي توپ بوي كاغذ رنگي…عشق يك ستاره ساختن با دولك(در بازي الك دولك براي اندازه گيري مسافت طي شده ، از طول دولك – چوب كوچكتر- استفاده مي شد كه افراد با تجربه تر با چرخاندن مداوم دولك در دست – ستاره ساختن- مسافت را بيشتر نشان مي دادند يا به عبارت ساده تر تقلب مي كردند!!)… بوي اسكناس تا نخورده لاي كتاب و ….
طنز تلخ و گزنده مولفه ديگر آثار اوست : عصر چار شنبه من ،‌ عصر خوشبختي ما !! ( توجه كنيد كه اسامي برندگان بليط هاي بخت آزمايي روز هاي چهار شنبه اعلام مي شد).
از ديگر نو آوريهاي قنبري به استفاده از شعر غير كلاسيك در ترانه ( با صداي بي صدا و…) و استفاده از داستان ( قصه دوماهي ، قصه بره وگرگ و …) و استفاده از كلماتي كه با فضاي ترانه و حتي شعر كمي غريبه به نظر ميرسند: تلفن، ورزشگاه ، واتيكان ، لبخند ژوكوند و موارد فراواني از اين دست ، مي توان اشاره كرد.
علاوه بر اينها يكي ديگر از برجستگي هاي قنبري به جهت مهارت او در دكلمه است. او به همان سادگي ترانه هايش، دكلمه مي كند و انگار با شما گپ مي زند!

صحبت طولاني شد در ادامه بحث اگر خدا بخواهد به ترانه سرايان نسل حاضر خواهم پرداخت و …شما هم كه اصلا به فكر ما نيستيد!!
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63