June 28, 2002 7:33 AM
سلام
در راستاي اينكه حقير 4-3 روز ( يا بهتر بگم 4-3 شب! ) پياپي كشيك بودم و وبلاگمون هم موند به امان خدا و خودمون هم در حسرت خواب !!،لذا در اين لحظه حساس تاريخي !! بر مي گرديم به بحث عشق!!!
…
…
رسيديم به اين سوال كه : آيا در عشق گذشت ، ايثار و فداكاري وجود دارد؟
براي پاسخ به اين سوال، اول بايد تكليف خودمان را با اين كلمات روشن كنيم: گذشت،فداكاري و ايثار.
در هر سه اين كلمات ،البته با درجات مختلف، اين مفهوم وجود دارد: صرف نظر كردن از چيزي كه دلخواه ماست .يعني ما از يك لذت يا خواسته يا دارايي به نفع شخص ( اشخاص ) يا آرماني مي گذريم. في الواقع ما از دست مي دهيم تا ديگري به دست بياورد.
خوب! حالا آيا اين كيفيت در عشق هست؟
به كمان من نه!
شايد در نگاه اول عجيب به نظر برسد اما شايد با يك مثال منظورم روشن تر شود:
فرض كنيد شما و طرف عشقتان در موضوعي تفاوت سليقه داريد ، وقتي شما از مورد سليقه خود مي گذريد في الواقع دهها برابر لذت آن چيز از وانهادنش لذت خواهيد برد !! در واقع شما زحمتي نمي كشيد تنها لذتي كوچك را با لذتي بسيار بزرگتر عوض مي كنيد !آيا در اين جا فداشدن يا از خودگذشتگي مصداق مي يابد؟!
توجه كنيد اين بحث تنها كاركرد رمانتيك ندارد!! كوچكترين نتيجه اين بحث – به شرط تبديل شدن به آگاهي نه ماندن در حيطه دانايي ( رجوع كنيد به مطالب روز اول و احتمالا فردا!! )- اين است كه ما بهره گيري خود را در عرصه عشق از ياد نخواهيم برد ، مغرور نمي شويم كه : بعله!!من بودم كه حفظ كردم !! در واقع آن چه حفاظت شده خود ماييم و در اين داد و ستد متقابل دهها برابر گذاشته هامان بر مي گيريم و آن وقت در اين تجارت پر سود چه حاي سخن گفتن از فدا شدن است؟!
از سوي ديگر در گذشت و فداكاري شما دو راه در پيش داريد: مي توانيد بگذريد يا اينكه نگذريد. اما در رابطه عاشقانه تنها يك راه وجود دارد كه به آن قدم مي گذاريد . در واقع شما با قدم گذاشتن در راه عشق وارد مسيري مشخص مي شويد و تا زماني كه در جاذبه بي بديل عشق قدم مي زنيد مسيرتان مشخص و اگر از من بپرسيد رو به كمال است ، تنها گزينه ممكن ديگر اين است كه از جاده كاملا خارج شويد! و خوب به اين ترتيب از حيطه بحث عاشقانه ما نيز خارج مي شويد!!
در اين مورد شعر نزار قباني خواندني ست:
پزندگان براي پريدن نيازي به آموزگار ندارند
ماهي ها براي شنا كردن…
…
عشق نيازي به آموزگار ندارد
عشق خود آموزگار است!
توجه كنيد به رابطه ماهي با شنا كردن و پرنده با پريدن تا دريابيد رابطه انسان ( نزار ) را با عشق!
شايد اين كيفيت علاوه بر رابطه عاشقانه بين يك زن و مرد در بعضي موارد ديگر نيز ديده شود : در رابطه بين مادر وفرزند به شكل كلاسيك و بين انسان و خدا در سلوك عارفانه . و همين سبب شده است كه گويندگان متعددي بر اين روابط نيز نام عشق بگذارند كه الته من به دلايلي كه در روز هاي بعد به آن خواهم پرداخت مورد اول را اصولا و مورد دوم را تنها با شرايطي بسيار استثنايي در حيطه عشق مي دانم .
…
دفعه ديگه اگه خدا بخواد از گفتگو ، اين جادوي طلايي ارتباط ، و اثر اون در عشق حرف مي زنيم شما هم كه اصلا نظري نداريد!!!
تا بعد…
سيامك

