شاعرانه ها
 

June 25, 2002 2:12 AM 

 

سلام
برويم سراغ بحث ترانه!
گفتم كه ترانه، صميمي و معصوم و خودماني ست و همچنين گفتم كه مصداق كامل سهل و ممتنع است. اما چرا؟
زبان ترانه زبان كوچه و بازار است ، زباني كه فارغ از هياهوهاي فرهنگستان به راه خود مي رود و بي هيچ ادعايي هم فرهنگ مي زايد و هم از فرهنگ بر مي آيد!(داستان ققنوس را يادتان هست؟!)
در ميانه اين زبان كاملا ساده ، بايد شاعرانگي به كمالي (لااقل نسبي) برسد تا من مخاطب آن را به عنوان شعر بپذيرم . به گفته ديگر مرا چنان در پنجه احساسش بفشارد كه مجال دست كم گرفتنش را پيدا نكنم.
در ترانه احساس بر همه چيز شعر مي چربد، تكنيك هاي عروضي : وزن ، قافيه ،رديف و … ، و تكنيك هاي بديعي : تشبيه استعاره ، مجاز، كنايه و…
شكي نيست همراهي اين عناصر مانند هر شعر ديگري بر كيفيت كار خواهد افزود اما لااقل در ترانه اصالت با شاعرانگي و احساس است! به گمانم فرماليست ترين منتقد هم يك ترانه را – البته در ايران: اگر اصلا آن را به رسميت بشناسد!! – از نظرگاه تكنيك و فرم مورد مطالعه قرار دهد و اگر هم چنين كند سر از ناكجاآباد در خواهد آورد.
وبه همين خاطر است كه مي گويم ترانه سهل وممتنع است : ظاهري ساده و كودكانه ، باطني ديرياب و نفس گير !
هر كه تا كنون ترانه اي سروده مي داند كه جوشنده ترين شعر ترانه است : اصلا تن به ساختن نمي دهد ، اگر صناعي شود شير بي يال و دم و اشكمي مي شود كه خود نقاش هم چشم ديدنش را ندارد ( به شرط آنكه خيلي از خودراضي نباشد!)، وخلاصه اينكه بدجوري شاعرش را لو مي دهد!

نكته أي را بايد اينجا تذكر بدهم :
به نظر من ترانه از فولكلور جداست، هر چند هر دو در فرهنگ عامه جا مي گيرد و تقريبا با يك زبان سخن مي گويند اما تفاوتهايي نيز دارند. براي درك بهتر اين تفاوت شايد مثال زدن بهترين راه باشد. (پريا) و ( دختراي ننه دريا)ي بامداد بي غروب آيا از لحاظ قالب با (علي كوچيكه ) فروغ يا مثلا ( دو پنجره ) و ( كودكانه) قنبري تفاوت ندارد؟!
اشعار فولكلور داراي سابقه قديمي تر و بار نوستالژيك بيشتر هستند و غالبا از فضاي يك افسانه آشنا استفاده مي كنند و گاهي اصولا راوي افسانه هاي سينه به سينه اند. زبان فولكلور زبانيست شبيه قصه هاي مادر بزرگ! با همان قدرت ساحرانه روايتگري. اما در ترانه جنس زبان كمي امروزي تر و واقعي تر است.
به گمان من سرودن فولكلور از لحاظ احتياج به تسلط كامل بر فرهنگ عامه و حتي گاه گويشهاي عاميانه كاري بسيار دشوار است.آن هم به شيوه أي كه خالق ( دختراي ننه دريا) مي سرايد: كودكانه ، عميق ، عاشقانه ، صميمي و اگر از من بپرسيد سرشار از دانش فرهنگ عامه چنان كه حتي در گويشها نيز اين ظرافت آگاهانه احساس مي شود : ( … ديفال خزه … ).
برگرديم به ترانه .
علاوه بر احساس (كه شرط لازم ودر بسياري اوقات حتي كافي ترانه است) نكاتي را خودم به صورت تجربي در اين زمينه پيدا كرده ام كه البته درست و غلط بودنش – مثل بقيه نوشته هاي اين وبلاگ – با خداست!!
مثلا اينكه در ترانه استفاده از طنز حتي در ترانه هاي عاشقانه غمزده به شدت جذاب و دوست داشتني ست و به همراهي شنونده منجر مي شود: تا دلم شكوه رو آغاز مي كنه … ديگه اشكم واسه من ناز مي كنه ! ( قنبري )
والبته اين طنز ، معمولا براي قهقهه نيست كه زهرخندي مي طلبد و تكان سري !!
ديگر اينكه استفاده از اصطلاحات و تكيه كلامهاي روز مره و يا اشاره به مثلها و متلهاي عاميانه بر صميميت و زيبايي ترانه اضافه مي كند: مي دونم چشماي تو يه روز به دادم مي رسه … كو به كو نمي رسه آدم به آدم مي رسه !( يغما گلرويي)
و آخر اينكه نوستالژي به خصوص نوستالژياي كودكانه به سبب نزديكي ساختاري بسيار خوب در ترانه مي نشيند: بوي عيدي، بوي توپ، بوي كاغذ رنگي … ( قنبري)
خوب !
باز پر حرفي كردم ! دفعه بعد كه سراغ اين بحث اومديم از ترانه سراهاي خوب معاصر و ويژگي هاشون حرف مي زنيم . كاش شما هم به من كمك كنيد>.
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63