June 14, 2002 1:24 AM
سلام
نظرات مربوط به غزلواره بالماسكه را مي توانيد اينجا بخوانيد.
اما قرار شد بگويم : چرا غزلواره؟!
به گمان من غزل يك قالب عروضي نيست . بلكه يك قالب معنايي ست. به عبارت ديگر به هر شعري كه در بيت اول و تمام مصراعهاي زوج از قافيه يكسان استفاده مي كند نمي توان غزل گفت!
در شعر بعد از نيما بارها و يارها ديده شده كه اشعاري در قالبهاي جديد نيز توسط شاعر (غزل ) نام گرفته اند .
چنانكه ليريسم ( lyrism ) در ادبيات غرب نيز يك قالب ظاهري نيست و شما آن را در انواع شكلها مي بينيد.
غزل – حتي در معناي ذاتي نامش – موجوديتش به عشق وابسته است . مغازله و معاشقه ركن اصلي غزل است. حال مي خواهد توصيف معشوق باشد خواه تحليل رابطه ، اما به هر حال نسيم عشق بايد در تمام غزل ، آرامش دهنده و پريشانگر ، بوزد.
در غزل جديد ، به خصوص از دهه 70 ، پنجره غزل به واسطه نوجويي ها بر مسائل اجتماعي گشوده شد . بحثي نيست كه اشعار زيبايي كه سروده شد گامهاي بلندي در ادبيات فارسي بود كه فضاي واژگاني غزل را گسترش بخشيد اما به گمان من اين اشعار را به همان دليل ذكر شده – عدم حضور عشق به عنوان هسته مركزي – نمي توان در قالب غزل دسته بندي كرد.
لطفا توجه كنيد! اين بحث اصلا به معناي بي ارزشي يا بي اعتباري اين اشعار نيست بلكه به نظر من چون به دلايل ياد شده اين قالب غزل نيست بايد به اين قالب جديد نام ديگري داد .در بعضي مقالات ديده ام كه نام اين اشعار را غزل اجتماعي گذاشته اند اما به گمانم اين تركيب در درون خود تزاحم معنايي دارد . من دوست دارم به علت خويشاوندي اين قالب با غزل آن را (غزلواره) بنامم – هر چند به گمانم اين اصطلاح پيش از اين هم براي ايگونه اشعار استفاده شده ، كجا ؟ …يادم نيست!!
كارهاي درخشاني را در اين قالب از قيصر امين پور عزيز و محمد علي بهمني و بسياري ديگر از شاعران جوان شنيده ايم و مي شنويم كه بنا به تازگي مضمون و فضاي واژگاني بسيار دلنشينند.
اكنون نيز نوجوياني چون محمد سعيد ميرزايي و سيد محمد علي رضازاده – شاعر خوب هم استاني ام كه ان شاء الله از او باز هم خواهم نوشت - و ديگراني از همين نسل ، فضاي نوشده اي را كه به مدد غزلواره ها ايجاد شده بود گسترش بيشتري داده و عشق را به آن مجددا برگردانده اند تا نگاه نسل امروز به عشق با كلمات و تصاوير خودشان در قالب غزل امروز جان بگيرد.
بالماسكه نيز – به گمانم – نمونه اي از همين اشعار است . تا چه قبول افتد و …
000
000
ادامه بحث عشق رو يادم نرفته !! ان شاء الله دفعه بعد !!
سيامك

