شاعرانه ها
 

June 12, 2002 3:20 AM 

 

سلام
والله راستش حرف خيلي زياده اما از كجا شروع كنم ؟…
از يه جاي خيلي ساده ! مثلا اين سريال خط خطي ( خط قرمز ) رو مي بينين ؟!! اگه نمي بينين كه خوش به حالتون!
ولي اگه مي بينين : هيچ به اين فكر كردين چرا عشق تو فيلم ها و سريال هاي ما اينقدر به لجن كشيده ميشه ؟
اريك فروم تو كتاب (هنر عشق ورزيدن) – بعدا راجع به اين كتاب بيشتر حرف مي زنيم ـ ميگه ( نقل به مضمون ) : عشق با دو صفت شناخته ميشه و اگه رابطه ي فاقد اين دو صفت باشه عشق نيست . يكي عمق ارتباط متقابل و ديگري شادي.
دقت كنين : (متقابل) … (شادي)!
يعني چي ؟! يعني اينكه (عشق يه طرفه) اصولا تركيب بي معناييه !! – دراين مورد هم بعدا بيشتر حرف مي زنيم .
ديگه يعني چي ؟! يعني اينكه اين شعار نيست كه عشق بهار است و سبزي و شكوفه ! اگه شما تو رابطتون به شادي و شكفتگي نرسيد باز هم اصولا رابطتون عشق نيست !
حالا اينا رو مقايسه كنيد با اون چيزايي كه تو فيلمها و سريالهاي اين چنيني مي بينيد . عاشقاي ما اول گوشه گير مي شن بعد نوار داريوش گوش مي كنن!! بعد افسرده مي شن ، گاهي وقتا هم خود كشي مي كنن !!!
كاراكتر اين سريال هم كه آخرشه ! رفت معتاد شد !! بابا اي والله !!!
نمي دونم چرا اينجوريه ولي هر وقت اينجور پرت و پلا گويي هارو مي بينم آتيشي مي شم . من دوست ندارم مثل دكتر شريعتي بگم (نقل به مضمون ): مي خواستم بگويم عشق ، ديدم آنقدر به لجن كشيده اندش كه دلم نيامد پس مي گويم دوست داشتن …
وسر آخر نتيجه مي گيرد : دوست داشتن برتر از عشق است.
من اين كار رو دوست ندارم ! چون بيش از يك هزاره تاريخ ادبي و فرهنگ پشت وازه عشق خوابيده ! موسيقي و طنين اين واژه دل آدم و جلا ميده ! مشكل ما كلمه نيست كه عوضش كنيم . مشكل ما معناست ، برداشت غلطه ،‌ كج فهميه !!
يكي نيست بگه آخه بنده هاي خدا ! الماس سنگيه كه شيشه رو مي بره . حالا اگه سنگ شما شيشه رو نمي بره خوب الماس نيست ! چرا اصرار داريد : نه! بعضي الماسها هستن كه شيشه رو نمي برن !
شايد حالا مي گين : هاي فلاني ! پس تكليف غم عشق و دوري و باقي قضايا چي ميشه ؟!
خوب ! اين باشه واسه دفعه بعد !‌ تا هم من فكرامو جمع و جور كنم هم شما !!
000
ديديد گفتم حرف زياده !‌هميشه شروع سخته !باقي اش ديگه بر مي گرده به طرفين گفتگو … پس بسم الله!
000
اينم يه دو بيتي تقديم شما :
شبي حوا شدي ، سويم دويدي
و گفتي سيب را از شاخه چيدي !
دو دستم ، ملتمس ، قد مي كشيدند :
خداوندا ! شتر ديدي ، نديدي !!
000
راستي ! يه قرار با هم مي ذاريم : اون شعرهايي كه تو اين وبلاگ بدون نام مي آرم از خودمه . براي نقل از ديگران حتما نام شاعر ذكر خواهد شد . ( چقدر رسمي شد !)
000
هميشه شاد باشيد در پناه عشق !
سيامك


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63