October 4, 2003 2:10 AM
سلام
××
پيش نوشت (!): اگر فايل كوچكي ( حدود 250 كيلو بايت ) را كه درخواست مي شود داونلود كنيد ، يك موسيقي بسيار زيبا و كاري ماندگار را خواهيد شنيد كه نه تنها يك شاهكار ست ، بلكه با دنياي متن زير نيز سازگاري زيادي دارد !
×××
اول اينكه : …
… « شب /به گلستان/ تنها/ منتظرت بودم …»
چقدر صداي سكوت ، شبيه صداي رفيعي ست ! همانقدر مغموم زنده و پر اميد .
از در وديوار صداي ساز مي آيد و دلم با زير و بم نتهاي اين اركستر جادويي آكورد مي گيرد !
«آن/ شب جان فرسا /من/ بي تو نياسودم / منتظرت بودم / منتظرت بودم …»
…ناگاه «در ناگهاني از گل و لبخند » ، در باز مي شود … اتاق به هم مي ريزد ! پرده مستانه مي لرزد ! …صندلي به سماعي مجنون وار به آسمان پر مي كشد !… فرش سجده مي برد !…
…در مست …رقص پرده …وَ پرواز صندلي
گويي اتاق تبزده بازار شام شد !…
عطر تو مشام اتاق را پر مي كند … عطر ياس ، شرم آگين ، از پنجره مي گريزد !
چشمانت - آخ ! چشمانت !! - قامت شب را مي شكند : سبحان الله …سبحان الله …سبحان الله …سبحان ربي … !
گيسو شلال كرده اي و هزار كبوتر سياه بر دستان نسيم مي نشينند ! …ياد حرم مي افتم : السلام عليك يا بنت نور !!…
روشناي لبخندت ، سپيده دمان واژه است ! شفق ، به نوازش ، روي گونه هايمان مي نشيند ! … دو قاصدك سپيد محبت ، به سويم پر مي كشند …مي گيرمشان ! …گرم مي شويم … گرم گفتگو … گرم عشق …گرم نيايش : الحمدلله …!!
…
دوم اينكه : غزلي تقديم به بانوي هميشه و هماره واژه .
« مرزهاي سيبستان »
بيا كنار غزلهاي كوچكم بنشين
نه روي قالي كاشان ، به روي فرش زمين !
كاناپه هاي كسالت براي ما تنگند !
و مبلهاي ملالِ هميشه دود آجين -
- كه بين سرفه و سيگار و خلط مي پوكند
و بين سكسكه هايي كه ظاهرا شيرين -
- ترين سرود سپيدند : عشقهاي سياه -
- ميان آدمكاني شبيه با ماشين !!
و دستمال كثيفي پر از فريبِ خيس :
«كجاست عشق بزرگم ؟!…آهاي …!…فين …فين …فين !!»
…وَ يا نه !… نسخه وارونه : ورژن شش و هشت !
: بزن ، برقص… بنوش و بخور بخواب… !… همين !!
همين كه : «زندگي ما دو روز كوتاه ست !» …
همين كه : « درد كدامست ؟!»… « مرگ بر غمگين !» …
×
بيا ترانه خورشيد از گلوي سحر !
كه تن به شب نسپاريم : نه به آن، نه به اين !
نه آن كه گريه مستي ست توي جشن هوس !
نه اين كه قهقهه اي در مراسم تدفين !!
عزيز ! بغض گلوگير روزگار عطش ،
بدون شربت بوسه نمي رود پايين !
آهاي پيرهنت مرزهاي سيبستان !
هزار فرصت چيدن در آنسوي پرچين -
- به دستهاي من و تو عجيب محتاجند !
ببين چه دلنگرانند !…جان عشق ببين !!
و كار تيمي ما نيز نقشه اش اين است :
من از درخت كه چيدم ، تو توي ديس بچين !!
×××××××
دنيايتان سيبستان باد !
سيامك

