شاعرانه ها
 

November 15, 2004 7:31 PM 

دوشنبه - 25 آبان 1383

 

اول اینکه :...
یک سال گذشت !...به همین راحتی یک سال گدشت از این قصه و این غزل !
تو هم با من مرور کن این غزل را !
تا یادمان باشد که عشق شکوفایی یک حادثه است اما عشق ورزیدن توالی بوسه های من است بر گیسوان تو که شب یلدایی بی پایان را به تصویر می کشد !
عشق انفجار نور در گلوی سپیده است اما عشق ورزیدن نورافشانی هزار آفتاب لبخند است برگستره دشت زندگی ، تا سبزینه حیات در رگان ترانه نورسته نپژمرد !
عشق نقطه پایان فاجعه بی توبودگی ست اما عشق ورزی امتداد خط علاقه است بر مدار عاطفه تا سیر صعودی شادمانی را پایانی نباشد !
یادمان باشد عزیز !
عشق « در ناگهانی از گل و لبخند» می آید و در هماره ای از ترانه وآشتی می ماند !
تو یادت هست !...من هم یادم هست ! ... الحمدلله !
دوم اینکه : دو تا وبلاگ خوب پیدا کرده ام !...این ترانه-حکایت زیبا را بخوانید تا با من هم عقیده شوید ! به نظر من هرچند شاید ضعفهای کوچکی داشته باشد اما کشفها و زیبایی هایش بسیار بیشترند .... و نیز این مجموعه غزلهای زیبا را نیز از کف ندهید !
سوم اینکه : برای امروز ترانه ای از کریس د برگ را ترجمه کرده ام از مجموعه قطار اسپانیایی و داستانهای دیگر (Spanish train and other stories) . این مجموعه چنان که از نامش پیداست از چند ترانه - حکایت بسیار زیبا تشکیل شده است که شعرهای بسیار عمیق و در عین حال ساده ، قدرت اجرای خواننده و ارائه دکلمه وار ترانه در کنار موسیقی هایی شگفت ، آثاری دلپذیر را پدید آورده اند . پیش از این ترجمه قطار اسپانیایی را برایتان گذاشته بودم و امروز ترانه ای دیگر از این مجموعه که البته صدایش را هم در زمینه وبلاگ می شنوید !

یه مرد فضایی از سفر اومد ( A Spaceman Came Travelling ) ...لینک اصل شعر
با صدای : کریس د برگ ( Chris De Burgh )
برگردان : سیامک بهرام پرور

یه مرد فضایی از سفر اومد
با سفینه اش
از اون دوردورا :
چندین سال نوری از اون زمانی که ماموریتش شروع شده بود ، می گذشت
سفینه اش رو بالای یه دهکده نگه داشت و
اون مثه یه ستاره تو آسمون معلق شد ....درست مثه یه ستاره !

رد یه نور و گرفت و
اومد طرف کلبه ای که تُوش
یه مادر و بچه تُو رختخواب دراز کشیده بودن.
یه حلقه نقره ای نورانی ، دور سرش می درخشید و
صورتش مثه صورت یه فرشته بود...
و اونا ترسیدن !

اونوقت غریبه حرف زد
گفت : نترسین !
من از یه سیاره خیلی خیلی دور می آم
و واسه آدمیزاد یه پیغام دارم ...
و یه دفعه دلنشین ترین آهنگ فضا رو پر کرد ...
اینجوری بود : لا لا لا ...
صلح و صفا واسه همه آدما
و عشق برای بچه ها !

این آهنگ دوست داشتنی ، پا کشون تُوی زمین پخش شد
و خیلیا با شنیدن اون صدا از خواب پریدن و
مسافرای تُوی جاده ، دهکده رو پیدا کردن ،
با نوری که از سفینه تُو آسمون بود و
همه جا رو روشن کرده بود...

و درست قبل از طلوع آفتاب ،
تو گرگ و میش آسمون ،
غریبه برگشت و گفت : من دیگه باید برم
وقتیکه دو هزار سال از زمان شما گذشت
این ترانه یه بار دیگه شروع می شه ،
تُو گریه یه نوزاد !
اینجوری بود : لا لا لا ...
این ترانه یه بار دیگه شروع می شه،
تُو گریه یه نوزاد !
اینجوری هست : لا لا لا...
صلح و صفا واسه همه آدما
و عشق برای بچه ها !

آه !
تمام جهان در انتظارست
انتظار شنیدن دوباره آن ترانه !
هزاران نفر در آستانه جهان ایستاده اند
و ستاره ای در جایی راه می سپرد،
آن زمان نزدیک است
این ترانه تکرار خواهد شد، دیگربار
در گریه نوزادی !

**************
دعایی از این بهتر می شود ؟!
کاش ترانه ای اینچنین تکرار شود ، دیگر بار و دیگر بار !
سیامک


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63