شاعرانه ها
 

January 8, 2005 7:55 PM 

شنبه -19دی 1383

 

سلام
اول اینکه : ...
وقتی روی دستگیره در ، قاب عکس روی دیوار ، گل میخ پرده ، شعله های شومینه ، روی روتختی گلدار و بالای کمد لباس ، آویزان بر لامپهای سقف و بازی کنان با برگهای لیندایی که تازه خریده ای ، کوپید بازیگوش ، نرم نرمک می رقصد و اواز می خواند ، با تیری در چله کمانش و ترکشی که هرگز تهی نخواهد شد ، تا شهاب باران دوستت دارم در آسمان عاشقانگی نقش ببندد تا ابدالاباد ... وقتی عطر نافذ صدایت در مشام آجر آجر خانه می پیچد و صدای تپش قلب این همه آجر را در چهار گوشه شهر می شنوم ... وقتی باران از آسمان می بارد و زمین تن می شوید از غبار ملالت زمستان تا بهار را در آغوش کشد ...من دیگر چه بگویم که واژگانم در میان این همه واژه عاشقانه گم نشود و به پشیزی بیارزد ؟!...سکوت را دوست ندارم رفیق ! ... پس بدان که «هنوز هنوز هنوز عاشق تو هستم» ...عاشقانه ترین « شهری که دوست می دارمت !» ...ای هفت شهر عاشقانگی !!
دوم اینکه : بحثی شیرین و کوچک در باب عشق و فلسفه عاشقانه ... اگر به این بحث مایلید و نظری دارید به نوشته های نویسنده و کامنتهای حقیر توجه کنید ...با تشکر از سوسن عزیز .
سوم اینکه : برای امروز قاعدتا باید از کتاب خانم بهفر می نوشتم اما حس کردم اگر امروز در این باره بنویسم به واسطه عدم امادگی ذهنی ، حاصل کار چیزی در مایه های رفع تکلیف خواهد بود ! ... پس برای امروز دو ترجمه از اشعار نزار قبانی که مثل همیشه از انگلیسی برگردان کرده ام بخوانید و در دنیای گسترده شاعرانه اش گشتی بزنید :

کودکانی که صخره ها را به دوش می کشند
نزار قبانی
برگردان : سیامک بهرام پرور

با سنگی در دستانشان
جهان را به مبارزه می طلبند
به سویمان می آیند
چونان خبرهایی خوش ،
با خشم و عشق
منفجر می شوند و
می افتند ...
آنگاه که ما
گله خرسهای قطبی را ماننده ایم :
تا بن دندان مسلح در برابر سرما !

حلزون وار
در قهوه خانه ها لمیده ایم :
یکی به دنبال معامله ای پرخطر !
دیگری به دنبال یک بیلیون بیشتر !
یکی به دنبال چهارمین همسر ،
و پستانهایی که تمدن صیقلشان داده !!

یکی پاکشان به قصری مجلل درلندن،
دیگری در آمد و شد میان اغوشها ،
یکی به دنبال انتقام در کلوبهای شبانه ،
دیگری در فکر اریکه سلطنت ،
ارتش شخصی
و شاهزادگی !!
[]

آی !
نسل تسلیم شده !
دسل نشاندگان بی شرم !
نسل پس مانده ها !
ما جارو خواهیم شد ،
نه با گامهای آهسته تاریخ !
به دست کودکانی
که صخره ها را بر دوش می کشند
در کفشهای من !

توضیحی به خوانندگان شعرم
نزار قبانی
برگردان : سیامک بهرام پرور

ابلهان درباره ام می گویند
به اتاق زنان در شدم
و هرگز به در نیامدم !
آنها اعدامم را می خواهند
چرا که عشق ورزیدم
به خودم
شاعرانگی
و ترانه ...
و معامله شان نکردم
با حشیش ريال
چون دیگران !

هرگز ندزدیدم و نکشتم
تنها عشق ورزیدم
در روزگاری بی لطافت !
گناهکارم آیا ؟!

و ابلهان درباره ام می گویند
با شعرم
توهین کرده ام به فرامین آسمان !
که گفته عشق
هتک حرمت آسمانهاست ؟!
آسمان محرم من است :
می گریم و می گرید
می خندم و می خندد
و ستارگانش
درخشان تر می شوند
اگر روزی عاشق شوم !

پس چه می شود اگر
به نام دلدارم بسرایم و
چونان درخت شاه بلوط
در هر پایتختی
بکارمش ؟!

شیفتگی
دعوت من باقی خواهد ماند
چونان تمامی پیامبران
و کودکانگی و
معصومیت و
پاکی !
از دلدارم خواهم نوشت ،
تا آنگاه که گیسوان زرین اش را
درآمیزم
با طلای آسمان !

این منم
و کاش دیگرگون نشوم !
چونان کودکی
که بر دیوار ستارگان
خط خطی می کند
برای دلش !
تا آنگاه که ارزش عشق
با هوا برابری کند
در سرزمینم ،
و برای دلدادگان
لغتنامه ای شوم ،
بر لبانشان
الفی
یا
بایی !


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63