شاعرانه ها
 

July 13, 2005 10:33 PM 

چهارشنبه - 22 تیر 1384

 

اول اینکه : ...
...راستی که وقتی تو نیستی حال نوشتن نمی ماند !! همین که نفس بکشی در این هوا و کنارم بنشینی و حتی روزنامه بخوانی یا درس زبان فرانسه ! ...لااقل دل نویسی به حضور تو بسته است و قلم بی عطر تو هوای سماع بر سینه سپید کاغذ را ندارد ! ....( حالا تو – خواننده عزیز ! - بند نکن به اینکه عصر قلم و کاغذ گذشته !...خیال نکن ایراد از صفحه مانیتور توست یا احیانا آی اس پی مربوطه ! ... نه رفیق ! لطفا به گیرنده های خود دست نزنید !...ایراد از فرستنده پدرآمرزیده است که تنها نشسته توی خانه و قرار است عاشقانه بنویسد !! ) ... می گفتم !...چی می گفتم ؟!... ولش کن !... نه به گاز دست می زنم نه در را روی غریبه باز می کنم !!...تو فقط زود بیا حیه انگور !
دوم اینکه : مقادیری اطلاعات تکمیلی درباره « عطر تند نارنج »....
- پحش کتاب با زحمتهای آقای ولیزاده عزیز واگذار شده است به نشر ققنوس . از آنجا که پخش ابتدا در شهرستانها آغاز می شود لذا دوستان شهرستانی می توانند با مراجعه به کتابقروشی های معتبر محل سکونت کتاب را تهیه کرده یا سفارش بدهند . همچنین دوستان ساکن تهران نیز در حال حاضر می توانند به کتابفروشی نشر ققنوس واقع در خیابان 12 فروردین – بازارچه کتاب مراجعه نمایند. بدیهی ست که تقریبا از یک ماه دیگر کتاب باید در همه کتابفروشی ها قابل تهیه باشد .( شماره تلفن نشر ققنوس : 6460099 )
- نکته دیگر اینکه دوستانی که باز هم در تهیه دچار مشکل هستند می توانند آدرس خود را برای من بفرستند تا کتاب را برایشان بفرستم . البته تعداد کتابهایی که من دارم محدودیت دارد و تا جایی که بتوانم در خدمت دوستان هستم ... برای این که بحث تعارف هم پیش نیاید برای دوستانی که تمایل به حمایت از چاپ کتاب و پرداخت مبلغ آن را دارند عرض می کنم که می توانند از این شماره حساب استفاده کنند : حساب سیبای بانک ملی به شماره 0300980874005 به نام سیامک بهرام پرور ....
این را گفتم که تعارفی در کار نباشد .لذا دوستانی که تمایل دارند آدرس پستی خود را به ایمیل من (sbahramparvar@yahoo.com ) بفرستند تا کتاب را برایشان ارسال کنم .
- و نکته اخر اینکه با هزار هزار سپاس از دوستانی که مهربانی های خود را مکرر و مکرر کرده اند عرض می کنم که نظر دادن در باره یک کتاب اصولا کار خوبی ست !...نقد کردن که جای خود را دارد و بسی باعث دلگرمی ست !!...
سوم اینکه : امروز می خواست مراجع به کتاب « با گارد باز» حسین سناپور بنویسم ....ولی به گمانم اگر کوتاه بگویم و بگذرم کافی ست ... متاسفانه در بسیاری از مواقع در کشور ما نویسنده به شهرت رسیده ، گمان می برد که دیگر همه نوشته های خواننده دارد و قابل ارائه است . بی شک موسسات نشر در ایجاد این باور بی تقصیر نیستند اما به نظر من یک نویسنده باید به اعتبار و کارنامه هنری اش نیز بیاندیشد . « با گارد باز» هیچ نکته تکان دهنده ای ندارد ...از این بدتر حتی نقطه چشمگیری هم ندارد ...از داستان نسیتا خوب « با گارد باز» که بگذریم ما بقی داستانها بیشتر داستان واره اند تا داستان . هر چند نویسنده کوشیده است گستره ای از توانایی های خود را در پرداحت زبان و لحنهای متفاوت به اجرا بگذارد اما این ابراز قدرتها تنها در رویه اتفاق می افتد و هیچ زیبایی روایی را ایجاد نمی کند . مانند استفاده از زبان فخیم در دو داستان این مجموعه که شاید از لحاظ انشایی درخور توجه باشد ولی از لحاظ داستانی نکته مشخصه ای ندارند . به گمان من « با گارد باز» خلف خوبی بر « ویران می آیی» و « نیمه غایب» نیست .
چهارم اینکه : بر اساس شنیده ها همایش شاعران مازندران قرار است در نوشهر برگزار شود . دوستان شاعر مازندرانی می توانند در زمینه شعر کلاسیک ، شعر سپید و شعر با گویش محلی ، آثار خود را به آدرس نوشهر – مجتمع فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نوشهر – دبیرخانه همایش شاعران مازندران ارسال نمایند.گویا قرار است جوایز نفیسی نیز در کار باشد !! .... ارسال دو اثر در هر یک از موارد فوق ، به همراه مشحصات کامل شاعر ، میزان تحصیلات و آدرس دقیق همراه با شماره تلفن الزامی ست .در ضمن گویا آخرین فرصت ارسال آثار 27 تیر ماه است ... با تشکر از بوتیمار عزیز و مهربان ....
پنجم اینکه : شعری جدید بخوانید از حسین تقلیلی عزیز شاعر جوان همشهری ام . به گمان من این اثر یکی از برجسته ترین آثار او و حتی یکی از معدود آثار خوب عاشورایی سالهای اخیر است . توجه به موسیقی درونی شعر با توجه به مضمون به کار گرفته شده ؛ استفاده از تصاویر بکر ، نگاه اجتماعی نهادینه شده در شعر که جنبه شعاری ندارد از مشخصه های این شعر است . لازم به ذکر است که دوست خوبم میثم ریاحی نیز چندی پیش این اثر را در وبلاگشان ارائه کردند که با اجازه از ایشان ؛ برای اینکه جمع بیشتری این شعر زیبا را خوانده باشند و احیانا بحثهای خوبی را بشنویم ؛ من نیز از آن استفاده می کنم ....


نام تو را شنید دلم شد سبوی خون
لحظه به لحظه پای غزل رفت توی خون

لحظه به لحظه هر چه سرودم شهید شد
جاری شد از دو سمت دهانم دو جوی خون

ماندند هاج و واج جهان توی بیت هام
از پشت سر قوافی و از روبروی ؛ خون

گفتند از شما ننویسیم بهتر است
بیرون زد از دو چشم کبودم دو گوی خون

دیدم شما درست نشستید روبروم
حتی درون عکس گرفتید بوی خون

یک مشک را فشرده گرفتید در بغل
یک دست را بلند نمودید روی خون

می سوخت حلق قافیه این جای این غزل
از خون گذشتمو غزل افتاد توی آب

دیدم که ماهیان به لب آب آمدند
مردند روی خاک و نرفتند سوی آب

شب شد و چشم چشمه به چشمت دچار شد
دستانتان چکید ....وَ رفت آبروی آب

بعد از هزار و چارصد و چند سال سرخ
بغضی هنوز می شکند در گلوی آب

بغضی که تا همیشه گلوگیر می شود
هر جا درون شعر شود گفتگوی آب

از این غزل به بعد امیدی به آب نیست
الا که با گلاب شود شستشوی ، آب

الا دوباره نام شما خون به پا کند
با خون دوباره سرخ شود رنگ و روی آب

وقتی سر شما به سر نیزه می شود
ایجاب می کند که غزل مثنوی شود

از این غزل به بعد امیدی به خواب نیست
هر جای این جهان که بگردید آب نیست

از این غزل به بعد کبوتر هوا کنید
با دست های خود سرتان را جدا کنید

پاسخ دهيد تشنگي تيغ و تير را
پايان دهيد خواب كلاغان پير را

سر را به روي دست بگيريد بهتر است ؟!
يا اينكه توي خواب بميريد بهتر است ؟!

این درد را که قیمت آن راس آدم است
با صد زبان زنده بگویند هم کم است

این داستان عاشقی و باده نوشی است
هر سر به قیمت دو پیاله فروشی است

این خرقه های غرق ریا را رها کنید
هر کس که سر نداشت به او اقتدا کنید

دیندارها نه از غم دينار مرده اند
سردارها همیشه سر ِدار مرده اند

نام شما که رفت غزل بود و جوی خون
می ریخت چكه چكه ام از دست و روي ، خون

مي خواند زیر لب کسی انگار در ردیف
ای شاعر خزان زده دیگر مگوی : خون !

....
نام شما غزل به غزل رفت تا خدا
من می روم ادامه ی این شعر با شما ...

**************
عشق میهمان ...نه !میزبان دلتان !!
سیامک


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63