شاعرانه ها
 

October 21, 2005 10:32 PM 

جمعه- 28 مهر 1384

 

سلام
اول اینکه :...
...وقتی فقط 20 قدم با دریا فاصله داشته باشی زندگی کردن دلچسب تر از همیشه می شود ... صدای موجها از سر و کول آجرهای خانه بالا می رود و آدم حس می کند خیزابها دیوار خانه را می لیسند و همه چیز در خلسه عطرآگین دریا و ماهی و موج و صدف فرورفته است ...
ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند ! ... پا به پایت می آیند ، آنقدر که گاهی سماجت شان در این همراهی حوصله ات را سر می برد و فرش و موکت خانه ات می شود سرشار از این همه رفاقت سمج !!...اما کافی ست تا اندک بادی بوزد یا خرده موجی برخیزد تا رد پایت برای همیشه از حافظه ضعیفشان پاک شود !
...رفیق هماره ! ... ما از نسل ماسه نیستیم ! ...ما از نسل صدف هاییم !...صدفهایی که ، به پاس اقامتی حتی یک روزه در دریا ، تا دنیا دنیا ست صدای دریا را در خاطره خویش می انبارند و برای هر گوش شنوایی قصه مهربانی های موج را باز می گویند !...
«کارو» در «ماسه ها و حماسه ها» گفت : « قرن ما قرن صدف نیست قرن ماسه است ، قرن غزل نیست قرن حماسه است » ....من اما درست به عکس این قضیه فکر می کنم : به صدفها و غزلها !....
دوم اینکه : ببخشید که دراین مثنوی کماکان تاخیر شد !!.. گفتم که در گیر و دار تغییر مکان هستیم و تغییر محل کار و باقی مسائل !...ان شا الله دوباره منظم می شوم !( نه که خیلی بودم !!)
سوم اینکه : ترجمه شعری از نرودا ... دوست دارم دربازه شعر سانتی مانتال، شعر عاشقانه(رمانتیک) و شعر اروتیک و مفاهیمی از این دست و تفاوت هاشان بنویسم ...به زودی !....فعلا این شعر را از نرودا برایتان ترجمه کرده ام که احتمالا به این هم در آن مطلب ارجاع خواهم داد ....
نکته اول اینکه ان شعر مربوط به سری چکامه های نروداست که شاعر در هر یک از آنها موجودیتی را به عنوان محور قرار می دهد و توانایی های شاعرانه اش را به رخ می کشد ...در این مجموعه عناوین عجیبی چون چکامه ای برای کت وشلوار ...برای گوجه فرنگی ، برای مارماهی ، برای ذرت و مانند انها وجود دارد که قدرت حیرت آور شاعر را در بسط نگاه شاعرانه اش به رخ می کشد ....در این شعر اما موضوع بسیار شاعرانه تر است (!)...
نکته دوم اینکه این ترجمه تا حدودی ترجمه آزاد است !یعنی اینکه در یکی دو جا کاملا نعل به نعل نیست و سعی کرده ام شاعرانگی ترجمه را پاس بدارم.... امید به راهنمایی دوستان دارم ...
Ode to a Naked Beauty
Pablo Neruda

With chaste heart, and pure
eyes
I celebrate you, my beauty,
restraining my blood
so that the line
surges and follows
your contour,
and you bed yourself in my verse,
as in woodland, or wave-spume:
earth’s perfume,
sea’s music.

Nakedly beautiful,
whether it is your feet, arching
at a primal touch
of sound or breeze,
or your ears,
tiny spiral shells
from the splendour of America’s oceans.
Your breasts also,
of equal fullness, overflowing
with the living light
and, yes,
winged
your eyelids of silken corn
that disclose
or enclose
the deep twin landscapes of your eyes.

The line of your back
separating you
falls away into paler regions
then surges
to the smooth hemispheres
of an apple,
and goes splitting
your loveliness
into two pillars
of burnt gold, pure alabaster,
to be lost in the twin clusters of your feet,
from which, once more, lifts and takes fire
the double tree of your symmetry:
flower of fire, open circle of candles,
swollen fruit raised
over the meeting of earth and ocean.

Your body – from what substances
agate, quartz, ears of wheat,
did it flow, was it gathered,
rising like bread
in the warmth,
and signalling hills
silvered,
valleys of a single petal, sweetnesses
of velvet depth,
until the pure, fine, form of woman
thickened
and rested there?

It is not so much light that falls
over the world
extended by your body
its suffocating snow,
as brightness, pouring itself out of you,
as if you were
burning inside.

Under your skin the moon is alive.
چکامه ای برای زیبای برهنه
پابلو نرودا
برگردان : سیامک بهرام پرور

با قلبی نجیب
و چشمانی پاک
گرامی می دارمت ، زیبای من !
فرو می نشانم جوشش خونم را
آنگاه که خط
پیچ و تاب می خورد و تعقیب می کند
طرح اندامت را
و تو می خوابانی خویش را
در شعر من چنانکه در جنگل و کف- موج
می آرمد
عطر زمین و
موسیقی دریا

[]
برهنه برهنه زیبا ؛
خواه پاهات
خمیده از نخستین تماس صدا یا نسیم ؛
یا گوشهات
گوش ماهی های ظریفِ پیچ پیچ
برآمده از شکوه اقیانوسهای آمریکا ؛
سینه هات نیز،
انباشتگی متوازن ،
سرریز درخشش حیات ؛
و آری ،
پرهء پلکهات
بافهء ذرت و ابریشم
که پدیدار می کند و
پنهان می دارد
ژرفنای سرزمینهای توامان چشمانت را !

[]

خط تیرهء پشتت
تقسیمت می کند و
فرو می افتد به نواحی پریده رنگ تر
وآنگاه موج می زند
به نیمه های صیقلی یک سیب ،
و می رود و می شکافد
دلربایی ات را
به دو ستون از طلای گداخته ،
مرمر سپید ناب ،
و در خوشه های توامان پاهات
گم می شود ؛
و دیگربار
برمی خیزد از آنجا و
آتش می گیرد
درخت دوگانه قرینگی ات :
شکوفهء آتش ،
حلقه گشوده شمعها ،
میوه درشت برآمده بر ملتقای خاک و اقیانوس !

[]
بدنت چگونه
از عقیق و بلور
خوشه های گندم
سر ریز شد و در آمیخت ،
ورآمده از حرارت
چون نان ،
و تپه های برجسته نقره پوش ،
دره های یک گلبرگ ،
ملاحت عمیق مخمل ،
چندانکه ساختار ناب و ظریف زن
در پیچید و آرمید در آن ؟!

[]

اندک نوری
که برجهان فرو می ریزد
بسط می یابد بر بدنت ؛
برفِ فرو پوشانش
، چنان روشنا ،
سر ریز می کند خویش را از تو ،
چنانکه گویی از درون آتش گرفته ای !

[]

زیر پوست تو
ماه زنده است !
*******************
چشمانتان قلمرو هزار هزار زیبایی باد !
سیامک


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63