شاعرانه ها
 

March 15, 2006 7:05 PM 

چهارشنبه- 24 اسفند 1384

 

سلام
اول اینکه :...
....بهار پشت در خانه پا به پا می کند و نمی داند وقتی تو توی خانه ای اصلا نیازی به بودن او هست یا نه !...یک چشمش را دوخته به زنگ در و با چشم دیگر تو را با پیراهن صورتی ات از قاب پنجره دید می زند !...چشم چرانی بهار چرا ندارد ! ... وقتی از میان دستهای تو ،همیشه خدا، بهار نارنج فواره می زند ؛ وقتی نگاه مهربان تو روی همه اشیا و موجودات ، باران بی وقفه مهربانی می ریزد ، وقتی رنگین کمان توی چشمهای تو زاده می شود پل می زند به سمت بهشت نامکشوف درون ات ، وقتی قهوه ای موهایت نسیم را می نوازد و عطر هزار گل ناشناخته وحشی هوش از سر کوچه های شهر می برد ، وقتی زمین مست از توست چنان که آسمان وَ من ، شاعرک عاشق پیشه ، روی مهتابی نشسته ام و به دف زدن ماه در استقبال قدمهایت زل زده ام و رقص هزار هزار ستاره را گرداگرد تو می بینم ، به بهار حق می دهم که دلدل کند و نداند که اصلا نیازی هست زنگ در این خانه را بزند یا نه !....
اما بهار یادش می آید که تو هفت سین را دوست داری ، سیب را و سمنو را ؛ ماهی های سرخ کوچک سرسفره را که درست سر بزنگاه توی تنگ شان غلت می زنند ؛ و دعای تحویل سال را که وقتی بر لبانت می رقصد شیرین ترین لبخند دنیا ، میهمان گوشه نشین دهانت می شود !...
بهار هم می داند که اگر تو نخندی بهار بودن اش به یک سکه سیاه هم نمی ارزد !...بهار هم می داند که اگر تو بخندی دنیا خواهد خندید و مگر او از خدا چه می خواهد جز این !...و اصلا مگر کارش چیست در این دنیای خوابزدهء ترشرو !
بهار دیگر تردیدی ندارد !...زنگ را فشار می دهد تا تو با خنده ات بهار را را بهاری کنی !

دوم اینکه : می دانم که این تاخیر دیگر غیرقابل چشم پوشی ست اما من همچنان به لطف شما امیدوارم ! ...یک قولهایی به خودم داده ام که سال جدید را به اندازه این 6 ماه اخیر بدقول و تنبل نباشم . حتی اگر قرار بشود بیش از مطالب تحلیلی ، شعرهای خودم را تحمل کنید !...هر وقت قولم به خودم را عملی کردم ، به شما هم قول می دهم !

سوم اینکه : این بار مهمان صفحه شعر دیگران صادق فغانی شاعر جوان هم دیار من است . شعر های فغانی چنانکه پیش از این هم گفتم یک مشخصه کاملا آشکار دارد : تلاش برای کشفهای جدید در زبان آرکائیک .از این مشخصه می شود خوشمان بیاید یا نه ؛ اما به هر حال نمی شود منکر شد که فضای قدیمی شعرهای فغانی با کشفهای تازه اش غافلگیر کننده است . اخرین شعر یکه از او شنیده ام نیز این خصوصیات را در برخی از ابیاتش به روشنی نشان می دهد که برجسته ترین نمونه اش بیت سوم شعر است . ضمن اینکه معتقدم شعر فغانی گاهی دچار تساهل هایی می شود که پذیرفته نیست . مثلا در بیت 6 همین غزل «هروله » فراخوانی تصویری مناسب ندارد و در نتیجه تصویر بیت به شکل منسجمی شکل نمی گیرد.... شعر را بخوانید و نظراتتان را برای استفاده من و شاعر بنویسید ....

طی کرده به این شوق دلم مرحله ها را
تا با تو فراموش کند مشغله ها را

با پای برهنه چه کند از سفر عشق
سوغات نیاورده به جز آبله ها را

یادم برود سلسله موت ؟! که دیده است
تاریخ فراموش کند سلسله ها را

تو دزد دلی ، خنجر ابروت گواه است
بگذار به حال خودشان قافله ها را

چون لنج به گل ماندهء غم منتظرم تا
آتش بکشد هرم تنت اسکله ها را

با درد دو چشمت همه شب مست برقصم
اجری بنویسند اگر هروله ها را

تا حوصله ات سر نرود نامه به نامه
دربین غزلهام نوشتم گله ها را

از گیس بلندت گله کردن شده کارم
هر چند که سر برده دگر حوصله ها را

تا شاعر خوبی شوم ای کاش خداوند
روزی دوبرابر بکند فاصله ها را

صادق فغانی

**************
عیدتان پیشاپیش مبارک و سالتان سرشار از هزار بوسه و ترنم و ترانه !
سیامک


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63