شاعرانه ها
 

July 3, 2006 8:05 PM 

دوشنبه - 12 تیرماه 1385

 

سلام
اول اینکه : ...
....معجزه که شاخ و دم ندارد ! ... همین که تو می خندی و باران نت از گلوگاه نمناکت می ریزد توی گوش کوچه های شهر و هزار هزار شکوفه یاس از تمام خانه های شهر گردن می کشند ببینند این غوغای شبانه کدام محبوبه شب است ، معجزه ای تمام و کمال رخ داده است ! ...حالا بگذار خیل معاندین این پیامبر یک لاقبا چشم خود را ببندند بر این همه و دلشان خوش باشد به عطر تی رز ! ... من دهانت را می بویم ، شاید گفته باشی دوستت دارم !... آن وقت با بوسه ای کشدار ، هزار هزار «دوستت دارم» می آفرینم تا همهمه این همه فریاد، خواب هر چه لامذهب ِلاعشق را پریشان کند !... تو معجزه کن !...باقی اش با من !... من ِ یک لاقبای چوپان ِ این رمه واژگان فراموش شده عاشقانه !... تو معجزه کن !... من بت های سنگی این همه عطر متقلب را می شکنم ! ... تو فقط معجزه کن !... بخند !... همین!... باقی اش با من !

دوم اینکه : دیر به روز کردن این بار، بر عکس همیشه ، دو دلیل منطقی دارد !!... اول اینکه به نظرم به روز کردن یک وبلاگ ادبی در هیاهوی جام جهانی و فوتبال چندان کار مربوطی نبود ...گمان بردم که مطالب نوشته شده به نوعی حیف ومیل خواهد شد ...حالا که تب جام تا حدود زیادی فروکش کرده دوباره می نویسم ...دوم اینکه : می خواستم از شرمندگی دوستانی که الطافشان بارها شامل حالم شده بود و حقیر به واسطه مشغله بسیار از سحر قلمشان بی بهره بودم ، دربیایم. اگر باز هم نادانسته کوتاهی کردم به بزرگواری خود ببخشید ...

سوم اینکه : برویم سراغ چند تا از کتابهایی که در این مدت خوانده ام ...
- سلاخ خانه شماره پنج : بله !درست است !...این کتاب جدید نیست !...اما من آن را تازه خوانده ام ... شاهکار کورت ونه گات جونیور یک اثر کم نظیر است ...جدا از داستان تکان دهنده ، شیوه روایت نویسنده از لحاظ تکنیکی واجد نکات بسیاری ست . شکست های زمانی و پاساژهای گوناگونی که به مدد خصوصیت منحصر به فرد راوی – که می توانید ان را بیماری و یا یک حالت خارق العاده فرض کنید ! – کاملا داستانی شده و در خدمت شخصیت پردازی قرار گرفته اند ، نمونه کاملی از فرم در خدمت محتوا را شکل داده اند.مشخصه دیگر کتاب رشته تداعی هایی ست که در متن شکل می گیرد وارجاعات درون متنی فراوان را ایجاد می کند و بر انسجام اان می افزاید . از سوی دیگر طنز کمیاب ونه گات ، آمیزه ای از تلخی و دردمندی و شوخ طبعی ست . این معجون مردافکن به خوبی در خدمت روایت بوده و عمق فاجعه انسانی را بیش از پیش نشان می دهند.فاجعه – و فاجعه هایی ، که تنها به کمک حماقت بی پایان بشری مجال بروز خواهند یافت . از طرف دیگر کم لطفی ست اگر بخواهیم اثر ونه گات را به یک واقعه تاریخی صرف – بمباران شهر درسدن توسط قوای متفقین که کشتاری بیش از بمب اتمی هیروشیما و ناگازاکی آفریده است و عجبا که تنها شاید همین و فقط همین اثر بدان پرداخته است – محدود کنیم . اثر ونه گات مرثیه مدرنیسم لجام گسیخته ایست که به بهانه نظم نوین جهانی بر پایه های حماقت ، دروغ ، زشتی و ریاکاری بنا شده است ....بی شک مطالعه این کتاب توصیه می شود ... نشر روشنگران و مطالعات زنان –ترجمه ع.ا. بهرامی – چاپ سوم 1383 – 263 صفحه – قیمت 2300 تومان

...از اتفاق روزگار ، تراوت کتابی درباره درخت پول نوشته بود . به جای برگ اسکناس بیست دلاری داشت .گلهای درخت ، سهام دولتی بود . میوه های آن الماس بود . درخت پول ، انسانها را به خود جلب می کرد و این انسانها اطراف ریشه های آن همدیگر را به قتل می رسانیدند و به کود مناسبی برای درخت تبدیل می شدند .
بله ، رسم روزگار چنین است
....
************
- انسان ، جنایت و احتمال : باز هم اثر دیگری از نادر ابراهیمی که داستانی ست که جدیدا و در قالب مجموعه داستانهای کوتاه نویسنده توسط نشر روزبهان چاپ شده است . چاپ قبلی اثر مربوز به نظر امیرکبیر و در سال 1350 بوده است ....باز هم نادر ابراهیمی به مثولات عمیق زندگی بشر پرداخته است و دیگر بار چیزی که می خواهد بگوید بر همه چیز در روایتش می چربد...من نوشته های او را دوست دارم به این سبب که اندیشه در آن حرف اول را می زند ..شک نیست که شاید روایت ذر این میان اندکی به حاشیه می رود و گاه با خطابه هایی فلسفی به جای دیالوگ روبه روییم اما صحت اندیشگی ابراهیمی ارزش خواندن آثارش را افزون می کند . بحث این کتاب بر عدم ثبات و نیز تغییر واقعیت ، و حتی شاید حقیقت ، با توجه به زاویه دید بیننده است و اینکه گاه دروغها همانقدر راستند که راستها ، دروغ ! ...نویسنده با به میان کشیدن موضوع مرگ مشکوک یک زن در هنگام زلزله و متهم شدن همسر او به قتل در چند فصل متوالی اندیشه مخاطب را به این چالش می کشد که اصولا آیا قتلی واقع شده است و آیا اگر شده قاتل سید بابا خان ، همسر زن ، است یا خیر ... مخاطب بارها و بارها به همراه راوی در دام چاله های فرضیات غلط می افتد و داوری های کاملا متضاد را تجربه می کند و در نهایت به سرگیجه می افتد که میان این همه داوری کدامیک می توانند راه به حقیقت برند ...و این درست همان است که نویسنده هوشمندی چون ابراهیمی می خواهد ...توصیه می شود !...به خصوص برای علاقه مندان به سبک ابراهیمی !....نشر روزبهان – 1384 – 125 صفحه – قیمت 10500 ریال

...عدالت مثل رفاقت نیست . عدالت همیشه بر ستم تکیه می کند و در کنار ستم، زندگی . تنها زمانی که جنایتی اتفاق می افتد یا خلافی پیش می آید ، عدالت فرصت خودنمایی را به چنگ می آورد . عدالت ، مثل پاسبان است – پاسبان ِگشت . تنها خلافکاران وجود پاسبان را اثبات می کنند ؛ و تازه ، خلاف از کدام دیدگاه ؟دنیای خوب دنیایی ست که در آن عدالت و نگهبان وجود نداشته باشد ....
************
- داستانهای تلفنی : حانی روداری نویسنده ایست که با اینترنت شناختمش . در یکی از وبلاگها داستان بسیار کوتاهی از او خواندم و شیفته شاعرانگی کودکانه آثار او شدم . هوشمندی ، ریزبینی و درک شاعرانه روداری در کنار زبان کودکانه آثار او ترکیب دلپذیری از طنز دیوانه وار و عمق اندیشمندانه هنر را به تماشا می گذارد . مجموعه حاضر مرکب از دهها داستان کوتاه کوتاه است که پدری دور از خانه برای دخترش ، هر شب از طریق تلفن تعریف می کند... خود او نوشته است : من برای هر بچه ای نمی نویسم . برای بچه هایی می نویسم که زمینه آشنایی با مسائل اجتماعی را دارند ... و درست به همین خاطر است که نوشته های او برای بزرگسالانی که به اندیشه اهمیت می دهند و در عین حال کودکانگی خود را حفظ کرده اند بسیار لذت بخش خواهد بود ... در این داستانها می توانید همه چیز را بیابید ازعمیق ترین مفاهیم انسانی تا نفی سیستمهای احمقانه بروکراتیک و از نفی مدرنیته ماشین زده تا حماقتهای دنیایی که کودکی را به هیچ می گیرد !...بی شک هر داستان این کتاب تاویل و تفسیری مجزا را می طلبد ...شاید روزی لااقل برای برخی از برجسته ترین های شان این کار را کردم ... در ضمن ترجمه عالی مسعود جواهری تمام زیباییهای کار را حفظ کرده است .... به شدت توصیه می شود : انتشارات آهنگ دیگر – چاپ اول 1382 – ترجمه مسعود جواهری – 204 صفحه – قیمت 19000 ریال
برای نمونه بخشی از داستان ضرب المثلهای قدیمی را بخوانیدو ببینید چقدر زیبا نویسنده به صحت این عقیده که هر آنچه گذشتگان گفته اند درست است و نیز به پذیرش هر امر به ظاهر بدیهی خط بطلان می کشد :

...ضرب المثل قدیمی دیگری به ورزشگاه رفت تا بازی فوتبال تماشا کند . بازیکنی را به گوشه ای کشید و زیر گوشش زمزمه کرد : « کس نخارد پشت من ، جز ناخن انگشت من ! » .
بازیکن با گوش دادن به این نصیحت ، سعی کرد به تنهایی توپ را پیش ببرد ، ولی بی اندازه خسته کننده بود و نمی توانست به تنهایی گل بزند ، بنابراین با سایر اعضای تیم به بازی پرداخت .
ضرب المثل قدیمی از این نتیجه غیرقابل انتظار مریض شد و لوزه هایش را برداشتند
...
***********
و چهارم اینکه : برای حسن ختام ، شعری بخوانید از شاعر جوان همدیارم سرکار خانم مهدیه حسینیان رستمی که بعد از جلسه شعر ماه گدشته شاعران شمال لطف کردند و اجازه استفاده از این اثر را به من دادند .
چیزی که در این غزل زیبا مرا بیشتر به خود جلب کرده است ، روانی بیان شاعر و سلامت زبانی اش و نیز استفاده مناسب از روایت بدون لکنت در بیان – به جز یکی دو جا مثلا مصراع دوم بیت 7 - و نیز حس تلخ و غم آلود و به شدت رئال شعر که به هیچ وجه تصنعی به نظر نمی رسد . به نظر من این اثر می تواند نمونه موفقی از غزل اجتماعی باشد ... منتظر نظر شما عزیزان هستم ...

حراج

- « آقا ! وجود پاک مرا چند می خری ؟!»
- « به به ! چه چشم ناز و قشنگی !چه دختری !

چرخی بزن ، ببینمت آیا مناسبی ؟
یا نه شبیه کولی دیروز، لاغری !

اسمت چه بود ؟ اهل کجایی ؟ ندیدمت !...»
دختر ، هراس ، دلهره : « ها ؟ چی ؟ بله ! ... پری !

اهل حدود چند خیابان عقب ترم »
- « نزدیک نانوایی سنگک ؟»... - « نه! بربری »

چیزی به مرگ دامن پاکش نمانده بود
زیر نگاه هرزه یک مرد مشتری

-« کمتر حساب کن» ... وَ موبایلش : « الو ! بله !»
- « امشب بیا به خانهء آقای اکبری »

« زن هم مصیبت است ! بله ! چشم ! آمدم !
هی گفت مادرم که چرا زن نمی بری ! »

از خیر او گذشت و فقط گفت :« حیف شد !
امشب برو سراغ خریدار دیگری »

دختر به فکر نان شبش بود و داد زد :
« حتی مرا به قیمت کمتر نمی خری ؟!»...

مهدیه حسینیان رستمی
******************
روزگارتان سرشار از معجزه هزار لبخند ناگهان !
سیامک


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63