شاعرانه ها
 

May 6, 2007 8:02 PM 

یکشنبه - 16 اردیبهشت ماه 1386

 

سلام
اول اینکه : ...
...توی «رختشویخانه» زنجان دیدم ات ! ...خود خودت بودی !... در هجوم درخشش پولکها و طلادوزی های پیراهنت ، در لابه لای رنگهای رنگین کمانی دامنت ، چیزی بود که نشناختنت را ناممکن می کرد ...نشسته بودی و دل چرک زمستان را در جاری آبهای بهاری می شستی و این گونه جهان به شادی دوباره امید می بست ...امید به اینکه «چاقوی دسته صدفی » فقط برای قاچ کردن سیبی بیرون بیاید که می خواهد در دهان حوایی چون تو بنشیند !
...سال را که کنار «خانه کُرد» نو کردیم ، حس کردم نامت به اصل خودش برگشته است و روی جادوی دفها و تنبورها ، نت به نت اوج می گیرد و زمزمه می شود و در قطره قطره آبهای «دریاچه زریوار» تکرار می شود !...
... «فرهاد تراش» را که دیدم یادم آمد مجنون بیچاره دلش خوش بود به آهوهای بیابان لیلی !...لیلی هم آن قدر مهربان بود که لااقل بیاید ظرف مجنون را بشکند و دلش را نه ! ... شیرین اما «طاق»اش را می خواست و جویهای سنگی شیرش را تا برود تنگ خزانه زرخیز خسرو بنشیند و به ریش فرهاد بیچاره بخندد!...راستی هم ...هیچ فکر کردی ؟!خیلی غریب است ! ...تیشه فرهاد به سنگ نشست و عشق برخاست ...بر سرش نشست و انار رویید !....شاعرانه تر از این هم می شود ؟! ... در شیرینی تو که شکی نیست اما «شیرین» نباش !...لیلی بودن خیلی بهتر است ....گیرم که مجنون شدن را ناگزیر می کند !
....
دوم اینکه : بالاخره این مادربورد محترم نزول اجلال فرمودند و باعث بقای عمر بازماندگان شدند !! ... ضمن تشکر از کلیه دوستانی که به انحا گوناگون با حقیر ابراز همدردی کردند – به خصوص استاد محترم نجوای کاشانی عزیز - عرض می شود که حسابی دلم برای شما و برای نوشتن تنگ شده بود و کماکان در خدمتیم با تاخیری دو ماهه !!
سوم اینکه : نمایشگاه کتاب هرچند از لحاظ کمی و کیفی محقرانه تر از سالهای پیش است اما به هر حال تنها ملجا کسانی ست که عاشقان سینه چاک کتاب اند . ...می شود بسیار و بسیار درباره نمایشگاه و چرایی این افت کیفیت و کمیت نوشت و صحبت کرد اما به نظرم بهتر است این را وابگذاریم به آنهایی که در عرصه مطبوعات می نویسند و تاثیرگذاری بیشتری دارند .
در نمایشگاه امسال دو کتاب مرا در این دو غرفه می توانید بیابید :
-عطر تند نارنج – مجموعه غزل – سالن ناشران عمومی ( شبستان ) - غرفه انتشارات داستان سرا
- بر تابی از ترانه – ترجمه مجموعه ای از اشعار نزار قبانی – با همکاری سرکار خانم زهرا پورشیری – سالن ناشران عمومی (شبستان ) – غرفه انتشارات فراگاه

لازم به ذکر است که به علت عدم حضور نشر دقایق در نمایشگاه امسال با هماهنگی به عمل آمده و مهربانی بسیار هادی خوانساری عزیز ، کتاب در غرفه فراگاه عرضه شده است ...

کتابهای سرکار خانم هوروش نوابی هم در غرفه انتشارات دانشگران محمود عرضه می شوند :
- صدای بال پرستوها – مجموعه شعر
- طرحی ز قلبم کشیدم – مجموعه شعر

و اما برخی از دوستان نیز کتابهایی در نمایشگاه دارند که بی شک خرید آنها می تواند هم به تشویق بیشتر نویسنده/شاعر و هم ترغیب افزونتر ناشران به چاپ آثار جوانان هنرمند منجر شود ... کتابهای جدیدی که من از دوستان دیدم با ذکر غرفه در نمایشگاه به این شرح است :

- پاره خط – مجموعه شعر سپید - سینا علیمحمدی – غرفه انتشارات هزاره ققنوس

- تظاهرات تک نفره – هادی خوانساری – مجموعه غزل - غرفه انتشارات فراگاه

- پیانو – مجموعه غزل – مریم جعفری آذرمانی – غرفه انتشارات شانی

- 4 عنوان کتاب از یغما گلرویی در غرفه انتشارت نگاه
دیوارها سخن نمی گویند – ترجمه ترانه های احمد کایا
ماهی مست – ترجمه شعرهای اورهان ولی
چشمان تو قاتل منند – ترجمه شعرهای مختومقلی فراغی
تصور کن – مجموعه ترانه

- خندمین تر افسانه - جلوه های طنز در مثنوی - اسماعیل امینی- غرفه انتشارات سوره مهر

- تا پرده ها کنار رود من کبوترم - مجموعه غزل – شایسته ابراهیمی - غرفه انتشارات شانی

- زمان به نام شهیدان سرود می خواند - مجموعه آثار مقاومت ایلام – گردآوری جلیل صفربیگی – غرفه انتشارات داستان سرا

- زخم سیب- مجموعه اشعار کنگره دفاع مقدس 1385 که شعر بسیاری از دوستان جوان در آن هست – غرفه انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس

- و خدایی که در این نزدیکی ست – گزینه شعر جوان کاشان – نشر دعوت

و یک کتاب هم از دوستی نادیده که هنوز افتخار آشنایی رودررو را با او ندارم اما شعرهایش را خیلی دوست دارم و به خصوص منتظر چاپ این کتابش بودم :

- آخرین دقیقه های آخرالزمان – مجموعه 16 غزل به هم پیوسته آیینی – مهدی زارعی – غرفه انتشارات آرام دل

چهارم اینکه : در نمایشگاه امسال مثل همیشه دیدارهای بسیاری تازه شد و دوستان زیادی را زیارت کردیم ...ممنونم از همه دوستانی که رخصت دیدار دادند ....

پنجم اینکه : در نمایشگاه کتاب زیاد خریدم .. نه به اندازه هر سال اما به هر حال گمانم بیش از 60-50 عنوان کتاب خریدم ...در مورد بسیار یاز آنها در طی سال در این وبلاگ خواهید خواند ؛ اما می دانید !...برخی خریدها یک جور دیگری آدم را خوشحال می کند ! ...امسال گل سر سبد خوشحالی های من یک CD فوق العاده بود ! ...سالها به دنبالش بودم و امسال موفق شدم به چنگش بیاورم ! ...سری تاریخ تمدن ویل دورانت بیش از 70 هزار تومان قیمت دارد و CD اش را هم فقط همراه کتاب عرضه می کردند و صادقانه بگویم با هیچ قفل شکنی هم قابل کپی شدن نبود !!
اما امسال CD این کتاب فوق العاده توسط انتشارات خود کتاب یعنی انتشارات علمی و فرهنگی در دسترس قرار گرفته است ...به تمامی شیفتگان تاریخ فرهنگ بشری و همه کسانی که در این زمینه قلم می زنند توصیه می کنم این فرصت را برای تهیه این اثر ارزشمند از دست ندهند آن هم با 9 هزار تومان ناقابل! ( البته با تخفیف نمایشگاه ، چون قیمت اصلی آن 10 هزار تومان است )
خلاصه این هم از خرید بسیار خوشحال کننده امسال !

- ششم اینکه : برای امروز همین قدر روده درازی بس است ! ... برای شروعی دوباره به شعر پناه می برم ...غزلی از خودم تقدیم به شما و پیشکش به بانوی همیشه و هماره !

« خوب ، بد ، زشت »

مثل یک فیلم وسترن ، در کویری خیالی
تو مسلح به چشمت ، من به ششلول خالی !

یک سکانس مهیج : لانگ شات ِ من و تو ؛
من پر از اضطراب و تو پر از بی خیالی

سوت موسیقی متن : باد در کوچه ویلان
کل اجزای صحنه گیج و حالی به حالی !

رنگها توی هم گم : محو و مات و غریبه
مثل رویا و کابوس ؛ مثل آثار دالی

من که لب رعشهء بهت بر دهانم نشسته
تو ژکوندی که دارد خنده ای لاابالی

تو نژادت جنوبی ست : آفتاب دم ظهر
من پر از بوی باران ؛ من تبارم شمالی

روبه روی تو بودم ؛ یک دوئل زیر مهتاب
چشم تو خیره بر من ، من به گلهای قالی ....

...
ناگهان ماشه ...شلیک !... سوزش سینهء من ...
باز هم بی رقیبی ...باز هم بی مثالی !

باز هم بی صدا ماند این تفنگ قدیمی
باز هم فرصتم سوخت ، باز هم بی مجالی

بی مجالی برای یک دو شلیک واژه
من تفنگم زبان بود ....گفته بودم که ...خالی !

واژه ها می کند گیر با تو در خان لکنت
هر گلوله گلو را می برد رو به لالی

« دوستت دارم ِ» من در گلو مانده اما ...
بوسه هایم فصیح اند مثل یک شعر عالی !

بوسه هایم فصیح اند ؛ بوسه هایت فصیح اند
بوسه با طعم نعنا ، بوسه ای پرتقالی !
....
جنگ ما تن به تن شد : تند و پیچیده بر هم
مثل نم باد شرجی بر بلندای شالی ....

**************
کتاب شادیهایتان با واژه واژهء بوسه ، همیشه و هماره گشوده باد !
سیامک


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63