شاعرانه ها
 

September 15, 2007 5:53 PM 

شنبه -24 شهریور ماه 1386

 

سلام

اول اینکه : ...

بارانی می بارد غریب !...آن گونه که مشابه اش را در یاد ندارم !...فکر می کنم شاید آسمان دوست دارد با انگشتان ِکشیدهء باران ، تن ات را مثل یک پیانوی نوکوک بنوازد ، در لا به لای ِریزش ِآبشاری ِنت هایی که از ذهن ابری اش می تراود و بر سنگفرش خیابانها می رقصد ... خیساخیس از نواختنهای او ، قدم به کوچه که می گذاری ، لجت نگیرد از حرکت لزج آب بر گودی گردن ات !... دلت را بسپار به حرکت سریع سرپنجه های هنرمند باران که بر روی لبها و گونه ها و دستها و سینه هات، سمفونی شادمانه حیات را ، «تر»دستانه، در پیشگاه عالم و آدم ، فرشته و شیطان اجرا می کند تا جهان در یگانگی زیبایی ات غرق شود و میلادی دوباره را جشن بگیرد ، در آستانه ء این همه دلمردگی !.... خیس از باران که به خانه می آیی ، هنوز عطر دستهای آسمان را می شود در لا به لای گیسوانت بو کشید !...باور کن !
....

دوم اینکه :

ممنونم از همه دوستانی که گقتگو با ادبیات هفته پیش را در رادیو فرهنگ با حضور نگارنده شنیدند و با مهربانی های همیشگی شان راهنمایی ام کردند . برای دوستانی که تمایل به شنیدن این برنامه رادیویی دارند ، نسخه های Mp3 هر سه برنامه را در اینترنت قرار داده ام که به راحتی ، با کلیک روی هر یک ، قابل داونلود است :

1 - برنامه گفتگو با ادبیات ، شنبه 17 شهریور 1386 – شعرخوانی ( الفبای باران ) – گپی درباره رابطه پزشکی با شعر (!!) – بحثی درباره کتاب عطر تند نارنج و مشخصه های مفهومی عشق و رویکردهای شادمانه عشق در آن .

2- برنامه گفتگو با ادبیات ،یکشنبه 18 شهریور 1386 – شعر خوانی ( رویای صادقه ) – ادامه بحث در مورد مولفه های نوین پرداختهای عاشقانه - گفتگو در مورد چرایی و ضرورت غزلسرایی در ادبیات معاصر – نگاهی به شیوه های حفظ ساختار واحد در متن غزل و به خصوص روایت .

3- برنامه گفتگو با ادبیات ، دوشنبه 19 شهریور 1386- شعرخوانی ( از کتاب بر تابی از ترانه ، مجموعه شعرهای نزار قبانی ) – بحث درمورد نزار قبانی و مولفه های شعری او و کتاب بر تابی از ترانه – گپی در مورد وضعیت ادبیات و نقد ادبی در وبلاگهای فارسی .

همچنان از نظر دوستان با افتخار بهره مند می شوم ....

سوم اینکه :

یک نگاهی بیاندازید به این مقاله از خانم مهشید سلیمانی در روزنامه همشهری تا شما هم با من همزبان شوید که روانشناسی و روانکاوی به شرط آنکه از قالب کلیشه بیرون بیاید و دستی هنرمند و ذهنی اندیشمند را به یاری بطلبد می تواند بسیار درخشان و پرشور باشد . چیزی که در نوشته های خانم سلیمانی برای من بسیار جالب است این فراروی از کلیشه ها و مهمتر از آن درک عمیق شان نسبت به مفاهیم انسانی ست . چیزی که ، باور کنید ، در هیچ دانشگاهی به آدم درس نمی دهند !

چهارم اینکه :

برسیم به کتابهای امروز :

- مجمع الجزایر گالاپاگوس : یعنی این انصاف است که من این همه درباره کورت ونه گات ( کرت ونه گوت ) در این وبلاگ بنویسم و شما هنوز کتابی از او نخوانده باشید !!...خدا خیرتان بدهد !...فقط این را بدانید که بی شک با نخواندن کتابهای او چیزهای زیادی ( در مایه های نصف عمرتان !! ) را از دست داده اید . مجمع الجزایر گالاپاگوس شاهکار دیگری ست از این اعجوبه !...راستش را بخواهید اصلا دلم نمی آید جز اعجوبه چیز دیگری به این مرد بگویم . نویسنده ای که طنز ویرانگرش تمامی کائنات را دربر می گیرد و نگاه ظریف و تحلیل گرش همه چیز را از دم تیغ می گذراند . مرثیه او بر دنیای مدرن و دستاوردهای اندیشه بشری ( به قول خودش مغزهای گنده !! ) در گالاپاگوس بی نهایت تکان دهنده است . نکته اینجاست که چنین مضمونی بارها و بارها در قالبهای مختلف هنری کوک شده است اما نوع پرداخت یگانه ونه گات و غافلگیری کنندگی طنز او و عمق اندیشگی در کنار سادگی و صمیمیت بیان ( که یک راوی ساده دل اما روشن ضمیر چون بهلول را فرایاد می آورد ) او را از همگنان خود متمایز می کند . به گفته دیگر ونه گات در شیوه روایی اش خود را به دیوانگی می زند تا اندیشمندانه ترین حرفها را چنان در ظرف وجودتان بریزد که تکانه ناشی از زهرناکی این همه حقیقت تلخ نه به افسردگی و پوچی که تنها به اندیشه ورزی می انجامد .
نکته جالب تمثیل وار بودن همه چیز در کتاب آن هم به گونه ایست که نویسنده در روشی جالب توجه- و به عبارت بهتر به شیوه ای پست مدرن - حتی تمثیلی نوشتن را هم به بازی می گیرد !تمثیل را می سازد و می پرورد و بعد خودش تفسیرش هم می کند ! ...آن هم البته به گونه ای که طنازی اش را به رخ می کشد نه اینکه بخواهد مخاطب را شیرفهم کند ! ... من معتقدم که خواندن آثاری از نویسندگانی از این دست که در دنیا به عنوان هنرمندانی پست مدرن شناخته شده هستند و مولفه های آثار پست مدرن را به طور کامل در نوشته های خود دارند کمک زیادی به شناخت جریان های اصیل هنری و جداکردن شان از هیاهوهای بسیار برای هیچ دارد . هنری که به این زیبایی و جذابیت توان همراهی و گفتگو و تعامل با مخاطب را دارد با بسیاری از آثار برخی مدعیان این نحله ادبی – لااقل در کشور ما – تفاوت ماهوی دارد .
ترجمه کتاب هم ترجمه خوبی ست چون همیشه . فقط برخی اصطلاحات پزشکی کمی نا متعارف ترجمه و نوشته شده اند .
به شدت توصیه می شود :

بعد از نمایش فیلم مری هیپبورن از دانش آموزان می خواست شعر یا مقاله کوتاهی پیراتمون رقص عاشقانه غازهای فیلم بنویسند و هر کسی چیزی تهیه می کرد چند نمره ای به نمره او اضافه می کرد ... یکی از دانش آموزان شعر جالبی به مری داد ؛ مری این شعر را تا روز مرگ خود در خاطر داشت و آن را به مانداراکس هم یاد داد . نام این دانش آموز نوبل کلاگت بود و در جنگ ویتنام کشته می شد ....شعر چنین بود :

البته که دوستت دارم
پس بیا بچه دار شویم
که درست همان چیزی را بگوید
که پدر و مادرش گفتند :
البته که دوستت دارم
پس بیا بچه دار شویم
که درست همان چیزی را بگوید
که پدر و مادرش گفتند :
البته که دوستت دارم
پس بیا بچه دار شویم
که درست همان چیزی را بگوید
که پدر و مادرش گفتند : ---- .
و غیره و غیره .


مجمع الجزایر گالاپاگوس – کرت ونه گوت – علی اصغر بهرامی – انتشارات مروارید – چاپ اول 1382 –341 صفحه - قیمت 2900 تومان

---------------------------------------

- کتاب شعر جوان کاشان : این سنت بسیار پسندیده ای ست که باید بیش از اینها مورد توجه قرار گیرد . اینکه انجمن شاعران یک شهر که ظرفیت ادبی مناسبی دارد با انتشار گزینه ای از آثار اعضای خود هم به تشویق آنها و هم به معرفی شعر و شاعران خود به اقصا نقاط کشور همت گمارد . کاشان امروز شاعران بسیار خوبی دارد که هم نام آشنایند و هم توان شعری بالایی دارند به خصوص در حیطه غزل معاصر و البته ترانه .
غزلهای خوبی در کتاب آمده است از آشناترها حسن قریبی ، سارا جلوداریان ، مصطفی جوادی و ریحانه رسول زاده و ... و غزلهای غافلگیرکننده ای ( لااقل برای من ) از عباس سودایی و وحید رضا گنجی و فاطمه مجبوریان و ... در ترانه حسین غیاثی درخشان کار می کند مثل همیشه و ترانه جالب ریحانه رسول زاده و... و در شعر آزاد عباس جمالی و امیر عباس مهندس برایم دلنشین تر بودند . ...این نوع کارها را باید ستود و حمایت کرد ... راستی جای مهدی فرجی عزیز خالی بود در لا به لای شعرها ! ...چرایش را نمی دانم !.... در ضمن بد نیست اشاره ای هم بکنم به غلط های فاحش املای متن انگلیسی پشت کتاب ! ...محض اطلاع دوستانی که زحمت طراحی پشت جلد را کشیده اند : ( The young Poetry ) !!....ضمن اینکه به نظر من معادل بهتر برای عنوان کتاب این است : The book of KashanYoung poetry

کتاب شعر جوان کاشان – به کوشش انجمن شاعران جوان کاشان – نشر دعوت – 158 صفحه - 1600 تومان
---------------------------------------

- همین فردا بود : نه تنها هیچ دیکته ننوشته ای غلط ندارد که اصولا تنها دیکته ننوشته بی غلط است ! ... اولین شماره مجله غزل پست مدرن را باید حتما به فال نیک گرفت . چرا که دست اندرکارانش بر آن بوده اند
که فارغ از جنجالهای آنچنانی به هر آن نوع غزلی که بعد از غزل فرم ایجاد شده است توجه کنند و در حقیقت به غزل امروز – و نه صرفا غزل پست مدرن با مفهوم قراردادی فعلی مان – بپردازند . این رویکرد در صورت حفظ و حتی گسترش بیشتر با ادامه روند بی طرفی فعالانه گردانندگان نشریه می تواند بشارت روزهای بهتر را برای غزل امروز و دو ماهنامه « همین فردا بود » بدهد . به نظر می رسد پرهیز از درج مقالات تکراری ، استفاده از شعرهای جدید تر شاعران و البته کار بیشتر روی کیفیت چاپ می تواند به اعتلای هر چه بیشتر این نهال نوپا منجر شود . به شدت معتقدم تمام گونه های شعر – به شرط شاعرانگی که اصیل و بی بدیل شعر بودن است – زیبایند و توانای ارتباط با مخاطب را – خواه به صورت عمومی خواه در جمعهای کوچکتر – دارند و بنابراین برای بیان خود به تریبون محتاج اند . می شود گفت که تنها ژانر بی تریبون در این روزهای شعر معاصر ایران همین نوع از غزل است که نه سنت گرایان بر می تابندش و نه نو گویان .... نگاهی به گزیده شعر این نشریه نشان می دهد که چه تعداد شعر خوب در این کشمکش شهید شده اند و به گوش مخاطب نرسیده اند . ..گذشته از این تنها یک نکته را دلم نمی آید که ناگفته بگذارم . دوست دارم مخاطبین و البته دست اندرکاران نشریه نگاهی به شعرهای فراوان انتخابی بیاندازند و یک سوال را در ذهن خود مرور کنند : چرا این قدر فضاها و حتی مولفه های مشترک در میان شعرهای این طیف وجود دارد : تهوع ، استفراغ ، ،ناسزا ، تظاهرات هذیانی و شیزوفرنیک ، الکل ، داروهای روانگردان ، بنزودیازپین ها ، مخدرها و ... ! ...قبول دارم که نسلی با یک سری خصوصیات و دلمشغولی های مشابه می تواند در جامعه ایجاد شود اما قبول کنید حالا که این همه شعر کنار هم قرار گرفته و لاجرم مقایسه می شوند این سوال بیش از پیش ذهن را می آزارد که آیا واقعا پرداختن به فضاهایی این گونه تبدیل به یک مد نشده است ؟!...آیا وقتی دو بار دیازپام در شعری خوش نشست پشت سرش اگزازپام و استامینوفن کدئین و ارگوتامین سی و داروهایی از این دست روانه شعر نشدند ؟!...آیا خلق فضای اسکیزوفرنیک بعد از اینکه این همه مورد استفاده قرار گرفته است چیزی از نوآوری را درون خود دارد ؟... و ...

همین فرداست – دو ماهنامه غزل پیشرو – شماره اول تیرماه 1386 – سردبیر سید مهدی موسوی – زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی تهران
پ . ن : برای اشتراک بروید به وبلاگ سید مهدی موسوی .

---------------------------------------
پنجم اینکه : برای امروز شعری از نزار قبانی را برای تان انتخاب و از انگلیسی ترجمه کرده ام . اروتیسم نزار ویژگی های خاصی دارد : یک جور لطافت و خشونت توام ، در کنار کشفهای بی بدیل تصویری که زیبایی را پاس می دارد اما به دامچاله عریان گرایی وعریان گویی و بدتر از آن وقاحت نمی افتد ....( در ضمن ترجمه انگلیسی شعر در قسمت Continue reading در انتهای متن پست اخیر قابل خواندن است )


« دو سینهء آفریقایی »
نزار قبانی
برگردان از انگلیسی : سیامک بهرام پرور

بگذار مجالی بیابم
برای خوشآمد گویی به این عشق
که سرزده از راه رسیده است .

بگذار مجالی بیابم
تا فرایاد آرم چهره ای را
که بر می آید از میان درختان فراموشکاری.

مجالی به من بده
برای گریختن از این عشق
که خون ام را می ایستاند .

بگذار مجالی بیابم
برای درک نامت ،
نام ام ،
و جایی که زاده شدم .
بگذار مجالی بیابم
برای دانستن جایی که می میرم و
دیگر بار جان خواهم یافت
چونان چکاوکی در چشمهای تو !

بگذار مجالی بیابم
برای خوانش جمهوری بادها و امواج
برای آموختن نقشه های پایابها .

****
زن !
زنی که بذر فلفل و انار را
انبار کرده ای دراندرون آینده !
کشوری به من بده تا
همه کشورها را از یادم ببرد
و مجالی به من بده تا
بگریزم از این رخسار اندلسی
این صدای آندلسی
این مرگ آندلسی
که از تمام جهات می آیند.

بگذار مجالی بیابم
برای پیشبینی وقوع سیل !

****
ای زن!
کتابت شدهء کتابهای جادو !
پیش از آمدن ات
دنیا نثر بود.
اکنون اما
شعر به دنیا آمده است .

مجالی به من بده تا بگیرم
کره اسبی را که می تازد به سوی من :
سینه ات !
خال بالای خطی !
سینه ای بدوی ،
خوشایند چون دانه های هل ،
چون قهوه دم کرده بر خاکستر داغ ؛
قالب اش باستانی
چون سکه شامی
چون معابد مصری !

****
بگذار بختی بیابم
برای برگرفتن آن ماهی
که زیر آبها شنا می کند .

****
بر روی فرش
پاهات
تجسم و ساختار شعر اند !

****

بگذار بختی بیابم
تا دریابم
مرز ایمان ِعشق را
با کفر !

فرصتی به من بده تا متقاعد شوم
ستاره ای را دیده ام و
سخن گفته ام با قدیسین .

****
زن !
زنی که رانهاش
نخلی بیابانی ست که فرومی بارد
خرماهایی زرین !
سینه هات
به هفت زبان سخن می گویند و من
ناگزیر بودم از
گوش سپاری بر تمامی شان .

اقبالی به من بده
تا بگریزم از این طوفان ،
این عشق ِروبنده ،
این هوای زمستانی ؛
و واداشته شدن به کفرگویی و
خلیدن به بشرهء اشیاء !

اقبالی به من بده تا
کسی باشم که قدم می زند
بر آب !

------------------------------------

افطار روزه تان سبد سبد سیب سرخ ! ...چنین باد ...
سیامک


 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج

جستجو



آرشيو

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63