May 16, 2010 4:47 PM
یکشنبه - 26 اردیبهشت ماه 1389
سلام
اول اینکه :
... سنگین می آیی. خم می شود زمین زیر قدمهات، موج بر می دارد ، می شکند ، دریا می شود ، می آشوبد ، به پا می خیزد ، می ریزد توی واژه هایی که راهشان را گم می کنند و مست می شوند و تلو تلو می خورند و می افتند و می خزند و می رسند به ذهن عاشق من !
سنگین می آیی و این همه فعل اتفاق می افتد که تو فاعل همه فعلهای عاشقانه زمینی . کافی ست سایه پلکهات پس برود و آفتاب نگاهت بیافتد روی اشیاء. آن وقت انفعال دمش را می گذارد روی کولش تا همه چیز مثل آفتابگردان بچرخد رو به تو . تو که شگفت ترین خورشید زمینی وقتی این گونه سنگین سنگین از افق جهان می گذری؛ وقتی در درونت ماه کوچکی شکل می گیرد تا جذر و مد عاشقانه زمین مضاعف می شود از این آفرینش.
من ایستاده در قاب پنجره خودم ، به روبرو نگاه می کنم و خورشید را می بینم و ماه را ؛ آن وقت سرم را رو به آسمان می کنم و می بینم که نه فقط من ، که هزار هزار چشم درخشان دارند به زمین ، به این خورشید و ماه توأم ، نگاه می کنند و مات شان برده که مگر قرار نبود اقتران ماه و خورشید بشود کسوف ؟!... پس چرا این خورشید دارد درخشان تر از همیشه می تابد وقتی سنگین سنگین از افق جهان می گذرد ؟!!
و من می خندم !...می خندم به بلاهت این همه ستاره سوسوزن ساده که فرق خورشید را با خورشید نمی دانند !... تو هم می خندی تا همه فعلهای عاشقانه جهان، یکجا برای شنیدن صدای پای شادی در گلوگاه لطیف ات سکوت کنند...
****************************************
دوم اینکه :
من الان به نظرتون حرفی واسه گفتن دارم ؟؟!!! .... رجوع کنید به تمام «دوم اینکه...» های این چند ماهه و شرمندگی مرا بابت این همه تاخیر بپذیرید . وقتی که پذیرفتید آن وقت از طرف من سال نو را به خودتان تبریک بگویید و بعدش هم از خودتان برای رفتن به نمایشگاه کتابی که تمام شده است دعوت کنید !...گفتم که ! ...شرمندگی واژه ای کافی به نظر نمی رسد .
****************************************
سوم اینکه :
گزارشی از این روزها :
- وقتی شعرت را با صدای کسی دیگر می شنوی حسی جالب و دلنشین داری . این را همه کسانی که این تجربه را داشته اند تایید خواهند کرد . وبلاگی در دنیای مجازی هست به نام «هم نوا» . نویسنده - یا بهتر است بگوییم گوینده وبلاگ - شعرهایی را که دوست دارد دکلمه می کند و با صدایی دلنشین هم دکلمه می کند و سپس با موسیقی تلفیق می کند و در وبلاگ قرار می دهد . ضمن تشکر از رضای عزیز به خاطر محبتی که به شعر حقیر داشته است ، لینک دکلمه او را از غزل «الم تری...» اینجا می گذارم تا دوستان هم از هنر او استفاده کنند و البته لینکهای دیگر وبلاگش را هم که به دکلمه شعرهای گوناگون اختصاص دارد از دست ندهند .
- نقدی تحلیلی - روانشناختی نوشتم روی کارهای استاد حسین منزوی با عنوان « نام من عشق است آیا می شناسیدم - بررسی رفتارشناسی عشق در آثار منزوی » . این نوشته قرار است در کتابی از انتشارات سخن و از سری در بوته نقد این نشر که اختصاص به حسین منزوی دارد ، منتشر شود . در ضمن از لطف جناب آقای فیروزیان که با لطف شان این فرصت را برایم فراهم کردند سپاسگزاری می کنم .
- نقد تحلیلی دیگری روی آخرین اثر استاد بهمنی نوشتم که در ادامه خواهید خواند و در نشریه الف که ویژه نامه کتاب روزنامه همشهری ست - و به شدت توصیه می شود - اواخر فروردین ماه منتشر شد.
- مطلبی که در پست قبل گفتم در مورد مجموعه غزل علیرضا دهرویه نوشته ام ، به شماره آینده فصلنامه شعر منتقل شد . در شماره آتی می توانید این مطلب را ببینید و البته لینکش را هم در پست بعد برای استفاده از نظر دوستان و اساتید می گذارم .
- یادداشتی نوشتم به نام «هفت خوان کتاب شعر جوان» درباره معضلات چاپ کتاب برای شاعران جوان و مشکلات پخش این کتابها که در روزنامه جام جم چاپ خواهد شد . البته قرار بود این مطلب به ایام جشنواره برسد که متاسفانه نشد . گمانم همین یکی دو هفته در صفحه شعر جوان ( در جام جم پنجشنبه ها ) منتشر شود.
- مشغول ترجمه یک مجموعه داستان کوتاه هم هستم که متعاقبا خبرهایش را می نویسم .
- ترجمه ام از کتاب «گمگشتگان» بکت هم مجوز گرفت و همین یکی دو ماهه توسط انتشارات «رخداد نو» منتشر خواهد شد. درباره این کتاب بعد از چاپش بیشتر حرف خواهیم زد .
- قابل توجه دوستانی که به «اول اینکه ...» های این وبلاگ و اصولا عاشقانه هایی که خط خطی می کنم، علاقه دارند : دارم مجموعه ای سر و سامان می دهم از این دل نوشته ها که قرار است اگر خدا بخواهد منتشر بشود. در این مورد هم بعدتر بیشتر حرف خواهیم زد.
- روزهای 22 و 23 و 24 اردیبهشت در نمایشگاه حضور داشتم و سعادت دیدار بسیاری از دوستان دست داد . دو ساعتی را هم در روز جمعه در غرفه داستان سرا بودم و در خدمت استاد م .مؤید . در ضمن دکتر نادمی عزیز ، استاد بهمنی و بسیاری دیگر از شاعران بزرگوار - که بی شک بردن نام تک تکشان مایهء مباهات حقیر است - با محبت شان چون همیشه شرمنده ام کردند.
- و خبر بد این روزهایم فوت یکی از جوانان برومند خانواده مادری ام است . جوانی که شب خوابید و صبح بلند نشد ، بی هیچ دلیلی ! ...درست به همین راحتی ...درست به همین سختی ... و او دوست من بود در روزهای سخت نخست سربازی ...قدم می زدیم از رسالت تا ونک !...باورتان می شود ؟!...حرف می زدیم و حرف می زدیم و حرفهایمان تمام نمی شد ....این نقطه پایانی اما، درست وسط حرفهای نزده مان اتفاق افتاد تا همه ، من ، خانواده اش ، همسرش ، کودک به دنیا نیامده اش و خیلی های دیگر حسرت به دل بمانیم ..... روحت شاد حمید رضا.
- ... و زندگی همچنان ادامه دارد ....
*******************************************
چهارم اینکه :
چنان که گفتم نوشته ای که خواهید خواند یادداشتی بر کتاب آخر استاد بهمنی ست که در نشریه الف منتشر شد :
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
به بهانه انتشار جدیدترین غزلهای محمد علی بهمنی
سیامک بهرام پرور
محمد علی بهمنی شاعریست که نیاز به معرفی ندارد که امثال نگارنده مدتهاست مرهون معرفی ها و حمایتهای بی دریغ او از نسل جوان غزل هستند . بهانه این نوشتار انتشار مجموعه جدید آثار بهمنی ست به نام «من زنده ام هنوز و غزل فکر می کنم ».
*
شیوه بهمنی در غزل با برخی مولفه ها شناخته می شود که سبب شده است حتی اصطلاحی چون «غزل بهمنی وار» در نقدهای ادبی رواج یابد . به طور خلاصه در این شیوه، شاعر با به کار گیری عاطفه ای سرشار در پیوند با واژگان آشنا با ذهن ،به سمت ایجاد ارتباط با مخاطب می رود . درست است که غزل بهمنی خالی از تصویر نیست اما جنس تصاویر او آن چنان است که مسیر عاطفه جوشان غزل را سد نمی کند و اجازه می دهد سیر این عاطفه تا جان و روح مخاطب، بی دست انداز طی شود . به عبارت بهتر ، تصویر نه تنها خللی در نفوذ این عاطفه ایجاد نمی کند و آن را به تاخیر نمی اندازد بلکه ابزاری می شود تا این جریان پرخروش تر شود . لازمه چنین تصویر پردازی ای این است که شاعر به سراغ تصاویر ساده ، سریع الانتقال و در پیوند با هسته مرکزی معنایی و درونی اثر برود و از خلق تصاویر دور از ذهن ،پیچیده و تا حدودی فانتزی دوری گزیند. شک نیست که خلق تصاویر مغلق و خاقانی وار یک عیب محسوب نمی شود بلکه اصولا تصویرپردازی مثل هر ابزار دیگری در شعر باید در خدمت جان شاعرانه کلام باشد و به هماهنگی با سایر اجزای شعر برسد که بهمنی به درستی ،با توجه به درونه شعرش به این نوع تصویرپردازی ساده و بی پیرایه رسیده است.
از سوی دیگر چنان که گفته شد مهمترین مولفه شعر او توجه به مخاطب و لذت او از خوانش شعر است . در واقع شعر بهمنی مخاطب محور ، به معنای تسلیم شده در برابر مخاطب و ساده انگار، نیست ولی بر آن است تا مخاطبان خود را در لایه های مختلف دانش شعری سیراب کند و درست به همین دلیل است که شعر او نفوذ خوبی دارد و مخاطبان عام وخاص را در لحظه های مختلف شعری سهیم می کند و رجوع به حافظه ادبی مردم نشان می دهد که ترانه ها و غزلهای بهمنی به خوبی در این جهت گیری موفق بوده اند .
*
کتاب اخیر بهمنی نیز همین مولفه ها را دارد و همان نگاه مهربانانه را. بهمنی اصولا شاعری تغزلی ست . او حتی وقتی عاشقانه نمی گوید نگاه تغزلی به پیرامون خود دارد .هر چند در کارنامه شاعر شعرهایی از این دست نیز هست :
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال كلاغان قیل و قال پرست
که نماینده غزلهایی اند اجتماعی با لحنی گلایه وار ، حتی اندکی خشمآگین ، با واژگانی فخیم تر از لحن عمومی شاعر و اصولا دور از آن نگاه تغزلی و حتی گاه در مرز شعار و شعر . اما در کتاب حاضر دو سه شعر با این رویکرد هست که برعکس، همان روحیه تغزلی را در عین اجتماعی بودن حفظ کرده است . دلایل چنین تغییری می تواند بسیار باشد اما به نظر نگارنده مهمترین دلیل ،نگاه فرادستانه و انسانی شاعر به روزمرگی ها در سایه سالها تجربه است . شاعر که به قیل و قال دل بسته نیست به حال و درونه آن نگاه می کند و به همین دلیل نگاهش انسانی می شود . از هیجان زدگی می پرهیزد و مهربانانه نگاه می کند و به همین خاطر دردی شگفت در کلماتش می ریزد :
تغزل لهجه عشق است و با هر گویشی گویاست
بدا ، در میهنم اینک زبان عشق گویا نیست
این درد حاصل ذات گسیختگی ست نه برخاسته از دلیل گسیختگی؛ که دلیل، امروز این است و فردا آن ، امروز این گونه جلوه می کند و فردا به گونه ای دیگر. حال آن که شعر گستره بی زمانی هاست و اتفاقا به همین دلیل فرزند زمانه خود و همه زمانها می شود. چنان که شعر حافظ زبان حال همه این هفت قرن بعد از سرایش است چرا که به قال توجه ندارد و حال را می بیند ، چون انسانی ست ، چون به ذات ماجراها نگاه می کند و جنبه انسانی شان .و درست به دلیل همین نگاه فرادستانه و انسانی ست که شاعر می گوید :
و شاید او هم از خود پرسش بی پاسخی دارد
برایش فرصت تحلیل این ناگفتنی ها نیست
جالب اینجاست که گاه این نگاه دردمندانه در موضوعیتی دیگر لباس طنز می پوشد و البته باز همان نگاه مهربانانه :
ممیزان، نه فقط بر من وغزلهایم
به ذوق بیش و کم خویش هم ستم کردند
اما نکات دیگری هم در این کتاب هست که نوعی فراروی شاعرانه را در کار بهمنی نسبت به گذشته خود او نمود می بخشند و در ادامه سعی می کنیم به این موارد اشاره کنیم :
- توجه به زبان : شعر بهمنی هیچگاه با توجه به زبان و بهره گیری از ایهامها و ابهام های زبانی ، بیگانه نبوده است. شاید برای نمونه همین یک بیت از آثار ماضی او کفایت کند که :
شبهای شعرخوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینی ام
که کارکرد دوگانه کلمه «فروغ» در مواجهه با ترکیب «با چراغ آمدن» و تداعی شعر فروغ سبب می شود تا شعر در درونه زبانی خود دچار تعلیقی شاعرانه شود .
اما به طور کلی هیچوقت مولفه اصلی شاعرانه اثری از بهمنی، تاکید بر زبان نبوده است . در کتاب حاضر اما توجه شاعر به زبان و ابهامهایش و نیز حتی واژه سازی ها و واژه بازیها به شکل دلپذیری رشد داشته است . اینکه می گویم «دلپذیر» به این دلیل است که باز هم چنان که در آغاز سخن آمد این مولفه در خدمت محتوای شاعرانه است؛ نه ابزاری برای به رخ کشیدن توانایی های شاعر . مثلا در این بیت یک واژه سازی هوشمندانه داریم که در پیوند با درونه شعر نقش بازی می کند :
یادم انداخت زمان قید مکان را زد و رفت
من جامانده در این قرن «زمانزد» شده ام
و البته توجه کنیم به کارکرد دوگانه کلمه «قید» و نیز واژه «زمانزد» و تقابلش با واژه آشنای «زبانزد».
یا مثلا کارکرد واژه ها و قیدها در این ابیات :
سئوال کرده ام از جاده های پشت سرم
که تا کدام کجا ، دوری از تو را ببرم
صدام کن که به آنی سفر تمام شود
و بشنویم :
تو را در همیشه منتظرم
- توجه به فرم ظاهری غزل : چنان که در مقدمه کوتاه اثر آمده است ، شاعر برای انتقال خوانش مورد نظرش از شعر به نوعی تقطیع پلکانی در فرم کلاسیک غزل دست زده است و با استفاده از نشانه گذاریهای فراوان و البته بهره گیری از تکنیک موقوف المعانی کردن مصاریع و ابیات، سعی در ایجاد نوعی توسع شکلی در غزل داشته است . البته چنان که در خود مقدمه هم آمده ، منوچهر نیستانی اول بار این گونه نوشت و بسیاری نیز در غزل امروز از این شیوه سود برده اند .
: در این محله باز به دنبال چیستی ؟
-در این محله ؟
در به در خوش خیالی ام
گذشته از سلیقه نگارنده در این باب ، دو نکته در این میان حائز اهمیت است : نخست آن که شاعری چون بهمنی که با نسل جوان شعر بسیار نشست و برخاست دارد و با درگیری های شان آشناست، به خوبی می تواند نقاط قوت فراروی های جوانانه و جسورانه شان را با تغییرات و اصلاحاتی در کار خود نهادینه کند . به عبارت بهتر افراطها را بپیراید و زیبایی ها را صیقل دهد تا گوهر چشم نوازی از کار در بیاید. این نکته ، یعنی گشوده بودن پنجره ذهن به سوی نوجویی ها ، سبب می شود که شعر یک شاعر در ورطه تکرار خویش در نغلتد و همواره تر و تازه باشد. کاری که بهمنی به خوبی انجام داده است . نکته دوم اینجاست که شاعر از آن طرف بام هم نیافتاده است و خود را برای به اصطلاح جوان پسند شدن ،درگیر مد روز هم نکرده است؛ بلکه باز هم چنان از این تکنیک بهره می برد تا به سلامت و صلابت شعرش بیافزاید . به همین دلیل است که می بینیم برخی از اشعار همین مجموعه با داشتن لحنی کلاسیک تر و فضایی سنتی تر به همان قالب شکلی وفادارند و برخی دیگر که فضایی امروزی تر دارند ، به خصوص هنگامی که از دیالوگ به عنوان یک عنصر روایی سود می برند ، این شیوه تقطیع را نیز مورد توجه قرار داده اند .
با خویش ِخویش :
رنگ پریده ! چه گونه ای؟
با خویش خویش :
عالی ام ای خویش عالی ام
و البته نکته مهم اینجاست که شاعرانی پیشکسوت از این دست ، چون مرحوم قیصر امین پور که در کتاب آخرش فراروی دلپذیری از قافیه در یکی از غزلهایش داشته، با این شیوه ،هم تر و تازگی را ،با رویکرد خلاقانه نسبت به یک تکنیک، به شعر خود می بخشند و هم به نوعی مهر تاییدی بلندنظرانه بر راه و رسم جوانانه غزل می نهند که این هر دو اسباب پیشرفت ادبیات خواهد بود .
البته چنان که گفته شد، شاید سلیقه نگارنده در همه این تقطیع ها با شاعر یکسان نباشد . چنین فکر می کنم که در هم شکستن شکل ظاهری قالب به عنوان یک عنصر شکلی ، باید حتما و قطعا دلیلی بسیار شاعرانه و محکم داشته باشد که توسط درون مایه توجیه شود مثل همه فراروی های دیگر . به عبارت دیگر یک شعر -نقاشی فوق العاده یا مثلا نکته زبانی و دقیقه معنایی یا موسیقایی ویژه ای باید سبب ساز این تقطیع شده باشد؛ اگر نه صرف گذاشتن مکث یا سکوت یا برعکس، متصل خوانی با گذاشتن علائم سجاوندی قابل حصول است و نیازی به بر هم ریختن شکل ظاهری غزل نیست که این البته شاید بحثی صرفا سلیقه ای باشد.
- توجه به پیری : شاید نکته عجیبی نباشد اما به نظر نگارنده هیچ کتابی به اندازه کتاب حاضر در مجموعه آثار بهمنی، تا این حد دلمشغولی سن و سال نداشته است . تقریبا هیچ غزلی در این مجموعه نیست که اشاره ای هر چند گذرا به پیری شاعر نداشته باشد ! هر چند دل جوان شاعر در همه جا و به خصوص در تغزلهای نابش جلوه می کند :
پیرانه سر طلا شده بخت سفالی ام
حس می کنم که پر شده دنیای خالی ام
رویای نیم قرن مجالی که داشتم
تعبیر می شود همه در بی مجالی ام
شیطان شدم دوباره و تو آن فرشته که -
نازل شده ست تا بدهد گوشمالی ام
این من، جوان که بود دل عاشقی نداشت
شاید دلیر گشته دل پیرسالی ام
اما به هر حال ،گویا شاعر بیشتر از همیشه به موی سپیدش می اندیشد . سایه بهمنی تا همیشه بر سر غزل معاصر مستدام باد اما غزل پایانی کتاب با مطلع «خلاصه تر بکن ای مرگ داستانم را» یکی از زیباترین غزلهایی ست که شاعری در باب سفر ناگزیر خود نوشته است . البته این را می گذاریم به حساب دل نازکی هاو نازک خیالی های شاعرانه ؛ چرا که هنوز و هنوز و تا سالها غزل جوان کشور محتاج بهمنی و شعرها و حمایتهای اوست.
- استفاده از واژگان نوظهور و کمتر استفاده شده در غزل : این نکته نیز در مجموعه اخیر، در چند جا رخ می نماید و تر و تازگی شعر بهمنی را بیشتر کرده است :
اشاره کرد : جوانی !
وَ تخت جمشید ِ -
- مرا ،
دوباره به آتش کشید
تاییسم
و :
باور کنید حال و هوایم مساعد است
این شایعات، شیوه برخی جراید است
یک صبح تیتر می شوم :
این شخص ...
[بگذریم]
یک عصر:
خوانده اید ...وَ تکرار زاید است
در باب این کتاب هنوز و همچنان می توان نوشت و یک یک غزلهایش را مورد مداقه قرار داد . از نگاه یونگی غزل «مرا ببر به منم، آن منی که خالق آنی» که اِلِمانهای گوناگون روانشناسی یونگی در آن به شیوه ای شاعرانه آمده اند ، تا تداعی های زیرکانه شاعر در بیتهای زیر :
پدرم خواست که فرزند مطیعی بشوم
شعر پیدا شد و من آنچه نباید شده ام ( عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد - حافظ)
و:
هنوز هیچ کس ام پر نکرده است به میزان
منی که پر شدنی نیستم به خاک بریزان ( اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک - حافظ)
و :
مقابل خودمم بس که منحنی شده ام
من شنیدنی امروز دیدنی شده ام ( شاعر شنیدنی ست ولی میل میل توست- بهمنی )
و نیز اندیشه عاشقانه غزل «کافی ست جای شک به پسندت یقین کنی» با این بیت عالی :
من انتخاب بهتر اگر نیستم ، چرا
باید تو انتخاب مرا بهترین کنی؟
و البته کارکرد معنامند واژآرایی ها و سخنهای بسیار دیگر .
مهم این است که بهمنی چنان که خود بارها گفته است ،همچنان در شعر و با شعر زندگانی و نه زنده مانی می کند . و این خود همه چیز است. تا همیشه وهماره چنین باد
******************************
پنجم اینکه :
یک غزل تقدیم به شما و بهانه مهربان همه سرودنهای عالم :
هندسه
وقتی مجانب است غزل با زبان تو
صد بوسه می شوند مماس لبان تو
تو : نیمساز زاویه واژه با سکوت
شعر امتداد محور شیرین بیان تو !
مجذور ماه ، آمده بر مد آبها !
تقسیم نور بر عطش جاودانه : تو
چون نیست رسم منحنی ات در توان موج
او در جنون خود برسد بر توان «تو»
شیب بهانه های جهان رو به بوسه ات
میل معادلات تمام زمانه : تو
مجهول چشم توست که مست از جواب هاست
حل می شود معادله در استکان تو
سهمی به من نمی دهد این حجم منحنی
جز چشمهای تیرهء ابروکمان تو ؟!
وقتی محاط توست جهان، پس چه می شود
با بوسه ای محیط شوم بر دهان تو ؟!
من در شعاع جذبه تو پر گشوده در -
دیوارهء مدوری از بازوان تو
این هندسه مهندسی عشق و بوسه است
معماری شگفت غزل در جهان تو
********************
روزهایتان شکوفه شکوفه بر مدار بهار .
سیامک
سلام به آقای دکتر عزیز. فکر کنم اولین کسی که تو نمایشگاه با شما حال و احوال کرد من بودم. چهارشنبه 22 ام. نزد غرفه آرام دل. و گفتم که پارسال ... و دختر عموتون و پدرشون که خدا بیامرزدشون و هانی رضوی بی مرام و ... و خانومتون که عقب وایساده بودن، شناختم ولی مثل اینکه خیلی راغب نبودند/نبودید/نبودیم که آشناتر بشیم.
به نظر من بزرگ ترین اتفاق نمایشگاه امثال کتاب استاد بهمنی بود، همان طور که بزرگ ترین اتفاق امسال بی وتن بود. و شما به نظرم با توجه به دینی که به استاد بهمنی داشتید - اگر رو کتابتون اسم محمد علی بهمنی نوشته نشده بود، من الآن شما رو نمی شناختم و شعراتونم نخونده بودم- ، بهترین کتاب ممکن رو نقد کردید. البته خیلی بزرگ مقیاس و کلی. نمی دونید چقدر دوست دارم ایشون رو از نزدیک ببینم.
و آخر اینکه در مصراع ششم هندسه، کسر وقتی بزرگ میشه که صورت بزرگ باشه و مخرج کوچیک. و از اونجا که جهان محاط "تو" است، پس باید مخرج کوچیک می بود تا "تو" خیلی بزرگ میشد. عطش جاودانه خودش بی نهایته و کسر رو به صفر می کشونه. البته ببخشید من خیلی تخصص شعری ندارم. اگه بی راه گفتم عفو کنید.
از روده درازی هم معذرت می خوام.
امیدوارن پست بعدیتون به خاطر رونمایی از آخرین کتاب تون "به عطر نارنگی" - اگه درست گفته باشم- در نمایشگاه سال 90 نشه !!
یا حق !!
سلام: در آغوش کشیدن خورشید و ماه... بی نظیر ترین فرصت شاعرانه ای است که شما در نهایت زیبایی و لطافت عاشقانه تصویرش کردین... تبریک عرض می کنم... در پناه خدا باشید!
Posted by: یواشکی at May 17, 2010 2:32 AMچه عجب استاد! خوشحالمان کردید. :)
با آرزویموفقیت و شادی فراوان
حتمن تو باید یک کلاس اولی باشى
تا پشت یک میز شکسته صندلى باشى!
به روزم
نمی آیی؟!
سلام
من هر بار که شعر جدیدی از شما می خونم ، بیشتر به این باور می رسم که شما در عرصه غزل امروز بیهمتایید .
عمرتان دراز و چشمه ی غزلتان همواره جوشان باد
تسبیح من آخرش زمین می افتد
سلام دوست عزیزم
به روزم با دغدغه هایی که همه اینروزا دارن
ممنون میشم به دیدارم بیای
با سلام
کتاب "قبیله سلمان"
اثری متفاوت از وحید قاسمی
پژوهشی در تاریخ ارادت و ارتباط ایرانیان با اهلبیت(ع)
با سرفصلی هایی از قبیل:
1-ایرانیان از منظر قرآن کریم
2-پیامبران الهی در ایران
3-ایرانیان و پیامبر اکرم(ص)
4-و....
آدرس مرکز پخش کتاب :تهران - میدان انقلاب - خیابان کارگر جنوبی - خیابان شهدای ژاندارمری
مجتمع ناشران و کتاب فروشان کوثر-انتشارات آرام دل
تلفن :۰۲۱۶۶۹۷۱۶۹۷
شماره تماس جهت سفارش شهرستانها:
۰۹۱۲۵۴۵۲۳۷۴(آقای هجرانی)
سلام. از لینکدونی وبلاگ 30pol با شما آشنا شدم. یه سری به باشگاه تشکیلات بزنید و نظر بدید ممنون میشم.
یا علی
جوادجلوانی
وقتی محاط توست جهان، پس چه می شود
با بوسه ای محیط شوم بر دهان تو ؟!
.
.
.
سلام استاد!
آمده بودم به کلبه خاکی ام دعوتتون کنم که دیدم به روز اید!من هم اگرچه دیر اما با موضوع فاطمیه به روز ام...
مثل همیشه از غزل نابتون لذت بردم...انشا الله سر فرصت مطالبتونو کامل میخونم!
یا زهرا(س)
سلام
خوب بود اما تنها دلیلی که باعث میشه دوباره بخونیش پیدا کردن پاسخ مسائل ریاضیشه
من هم به روزم استاد اگر فرصت کردید
Posted by: حسین مصطفی پور at May 20, 2010 11:00 PMhttp://www.shaeraneha.com/weblog/archives/000327.html
Posted by: sweet at May 21, 2010 1:23 AMسلام استاد . مثه همیشه زیبا و دوست داشتی نوشتید.
بسی مفتخرم از اینکه یکی از ارادتمندان شما هستم .
پایدار باشید و بمانید در پناه ایزد مهربان .
یا حق
به روز ..
Posted by: رضا عابدین زاده at May 22, 2010 8:31 PMبا سلام
امیدوارم دلمشغولیهایتان همیشه زیبا و شادمانه باشد . میدانم سرتان خیلی شلوغ است ولی اگر فرصتی داشتید به وبلاگ این نویسنده ی کوچولو سر بزنید .http://www.sadafr.blogfa.com
با تشکر فراوان
دو زن ، و یک شب و یک مرد بینشان دو به شک
یکی ... نه ! هر دو پر از ناز و هر دو کوه نمک
روحانی گناه به روز شد !با ارادت فراوان جناب بهرام پرور!
بعد عرض سلام و ادب با یکی قطعه از شاعری اینچنینی به روزم!
Posted by: سید حامد احمدی at May 24, 2010 12:11 PMسلام آقای بهرام پرور!
خسته نباشید
خوشحال شدم دیدم اینجا به روز شده
خوندم و استفاده کردم
هم شعر و هم نوشته ها را....
پاینده باشید!
با احترام:
صدیقه حسینی
سلام آقاي بهرام پرور/ متاسفم که پيش از اين به اين صفحه نيامده بودم و (چنان که اين پست پر و پيمان نشان مي دهد) بي بهره بوده ام/از نوشته ها استفاده کردم و از غزل لذت بردم/ بينامتنيت در غزل هاي شما جذاب است/ مفصل تر اين داعيه را به بهانه ي عطر تند نارنج هفته ي آينده در جلسه ي نقد حوزه ي هنري خواهم گفت/.../ تا ديدار/
Posted by: راديومانيا at May 25, 2010 7:33 PMجناب بهرام پرور سلام
باعث افتخاره نقدتون رو روي كارهام بخونم
با اولین پست 89
و خودکشی واژه ها به روزم و منتظر
سلام اقای دکتر
حالتون خوبه
سایتتون خیلی جالبه
من همیشه جملات با معانی عمیق رو دوست دارم
شعراتون پر از مفهوم است
امیدوارم گلاره جون و نارنج طلا خوب باشند
با آرزوی شادترین لحظات برای شماو خانواده گرامی
با احترام
دکتر زهرا رزقی(همسر دکتر حمید)
سلام با شعر به روزم
Posted by: داوود مالکی at May 31, 2010 7:15 PMدرود به شما و استاد بهمنی...
خرداد 87 استاد بهمنی مهمان برنامه آوازهای سرزمین مادری اندیمشک بودندکه ایشان در نهایت رضایت تلاش دوستاناندیمشکی خو درا قدر نهاددند.انجمن شعر اندیمشک برگزار می کند:
دومين جشنواره سراسري(کشوری) شعر كوتاه
انديمشك تيرماه 89
آخرين مهلت ارسال آثار 25 خرداد ماه
حد اکثر کلمات یک شعر: ۳۰ کلمه
تعداد شعر ارسالی:۳شعر
موضوع: آزاد
ازارسال شعرهایی که در جشنواره اول شعر کوتاه(پیامکی) داوری شده اند خوداری فرمایید
poempayamak@yahoo.com
برای اطلاعات بیشتر به نشانی اینترنتی امور ادبی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان مراجعه کنید:
adabiex.blogspot.com
به دوستان اطلاع رسانی شود لطفا
با "آبرو داری" به روزم!
Posted by: سید حامد احمدی at June 6, 2010 12:47 AM
قلب در کار ارغوانی تازه،
ظهر بهار بود
و کوچه در کسوف کامل غلطید.
با احترام:
پژمان الماسینیا
سلام دوست عزيز ...
با خاطراتي كه از نمايشگاه ننوشته ام
و دو شعر
و گربه هايي كه دوستم دارند
به روزم ...
تا بعدي كه شعر باشي ...
سلام ............
مثل همیشه قلمتون زیبا بود.......
سر نقد کتابتون (فرهنگسرای بهاران)راجع به کارام یهصحبتی کردید که برام سازنده بود می خواستم باز هم نظرتونو بدونم
خیلی دوست داشتم به کلبه ی ما هم سری بزنی.........
ممنون میشم
یا حق
سلام
زیبا بود مخصوصا دلنوشته هاتون که برام خوندنش خالی از لطف نبود
نمی دونم اشتباه می کنم یا نه اما احساس می کنم با همین سبکی که شما شعر نوشتین قبلا شعری خوندم اما متاسفانه یادم نمیاد کی و کجا؟
به هرحال بسیار لذت بردم
موفق و سرسبز باشید
سلام خوبيد آقاي بهرام پرور؟
دوست داشتم كتابم را به دست شما برسانم.
اگر امكانش هست آدرستان را بفرماييد كه پست كنم يا اگر تهرانيد بگوييد كجا مي توانم كتاب را برايتان بياورم.
سپاس
سلام آقاي بهرام پرور عزيز
صادقانه بگويم براي شاعر پس از لذت سرايش، لذتي بيشتر از اين نيست كه شعرش مورد پسند مخاطب دقيق و آگاه قرار بگيرد. و چه بهتر كه مخاطبش خود شاعري تمام باشد.
خواندن نظر شما امروز بسيار شادم كرد.
از لطفتان و زحمتي كه براي تهيه ي كتاب كشيديد ممنونم
به نكته هايي كه گفتيد حتما دقت خواهم كرد و خوشحال تر مي شوم اگر فرصت ديداري دست دهد كه از نزديك مهمان نقد ونظرهاي موشكافانه ي شما باشم
به اميد ديدار
Posted by: اميرحسين نيكزاد at June 13, 2010 8:44 PMسلام با ادب واحترا م از طریقsmsخواستم آدرس بدهید مجموعه ای تقدیم کنم که جوابیندادید فدایت بانو را سلام دارم و باز هم...
Posted by: حسین دیلم کتولی at June 14, 2010 8:10 AMسلام دوباره
اين بار به بهانه ي كتاب يكي از دوستان مزاحمتان شدم.
يادداشتي درباره ي كتاب سرفه هاي گرامافون سروده ي محمدرضا طاهري نوشته ام. مي خواستم درخواست كنم اگر با صفحه ي شعر جام جم هنوز همكاري داريد براي انتشار اين يادداشت راهنماييم كنيد. (البته اگر خواندند و پسنديدند...)
سپاس
Posted by: اميرحسين نيكزاد at June 14, 2010 3:33 PMسلام استاد
کاش نظرتونو درمورد پست آخرم بدونم...دو کار خیلی کوتاه...کاش!
یا حق.
salam bozorgvar
adres mikhastam baraye ersale ketabam.....ya ali
جهان! برای شبی بی خیال ما طی کن
جوان! به شیشهی قلیانمان شراب بریز...
سلام استاد.
به روزم و منتظر خوانش و نظر شما.
سلام عزیز
با یک ترانه و4پاره در خردادی غمگین به روزم و منتظر
با احترام
مرضیه فرمانی
سلام سیامک جان
امیدوارم که خوب باشی
عذر مرا بابت تاخیردرسر زدن قبول کنید
و خبر آنکه سومین صفحه شعر روزنامه فرهیختگان با آثاری از جواد مجابی، بهزاد خواجات، گراناز موسوی، بیژن ارژن، بابک صحرایی، فراز بهزادی منتشر شده است
لینک این صفحه را در «زمستان است» ببینید.
سلام
خوبید؟
یه تعدادی از کتابم را که از انتشارات دارینوش است را یکی از اساتیدم
خریداری کرده و ازم خواسته که خودم بین شاعران نامی پخش کنم
اگر شما مایل به خوندش هستید
یه ادرس لطف کنید تا براتون بفرستم
دوستان سلام
تارنمای من به روز شد.
شماره جدید مجله ارمغان فرهنگی انتشار یافت.
لطفاً لینک خبر انتشار مجله را در وب سایت تان قرار دهید.
سر بزنید و نظر بدهید.
با مهر
با قطعه و مثنوی که حاصل شاعرنشینی من در شب های توست....
دور از چشم چارپاره ها به روزم و منتظر یک نقد نفس گیر...
.
.
.
فقط همین!
http://www.kenarmiravad.persianblog.ir/
Posted by: Anonymous at June 28, 2010 2:03 PMسلام
با اين پاها سر از كجا در آوردم؟/ سر در بياور!
دعوتید به نقد
سلام دوست عزیز
خوشحال میشوم بصرف یک استکان غزل پذیرای شما باشم
مرا از دانش ادبی خود بی بهره نکنید
ممنون [گل]
سینهی سپیده ارغوانی نیست
کاج کهن در حصار کلاغها،
تنها شاخهای از طوفان باقیست...
"تقویم عقربهدار ماههای بهار" منتشر شد.
Posted by: پژمانالماسینیا(چای تلخ) at July 4, 2010 8:49 AMسلام بزرگمنش
خیلی وقت بود می خواستم بهتون بگم : خدا قوت
اما پا نمی داد
امروز مثل اینکه شد
خدا قوت، دلخسته نباشی مرد
به سمت هرد چه نباید به راه افتادم...
اگه گذارتون به بیراهه ما افتاد شاید یک جرعه غزل پیدا بشه
شاعرانه برقرار باشید
Posted by: ع.کرمانی at July 5, 2010 1:15 PMسلام . باز هم سرتان سبز که همین سالی به ماهی هم دلمان را خوش میکنید
هنوز هم زیبا می نویسید آشنای قدیمی!به عشق خواندن عاشقانه هایتان می آیم هنوز .یک عطرهای تازه ای میان عاشقانه هایتان هست تازگی ..گمان کردم شاید جوانه زده ا ید نه؟؟راستی حالا که آمدم پرچانگی کنم و بگویم برایتان رفیق قدیمی ! جوانه کوچک من برای خودش چنان ساقه ترد قشنگی شده که ..فقط خدا نصیبتان کند حظش را ببرید ..عشقتان گوارای وجود
سلام جناب دکتر
چند سالی کار مینوشتم
ولی مدتی ست که کار برام جدی شده
هر چند کارهام نو هستن ولی از قدرت نقد شما دورادور مطلع ام
مرا در این راه یاری کنید با نقد کارهام
ممنون میشم ازتون
پایدار بمانید
سلام
به از مدت ها سکوت،با یک سپید به روزم
_من شاعر این شعر را در پاراگراف اول کشته ام_
منتظرم.
سلام دکتر
به گذرگه خیالم بیایید ونظر واحساستونو بهم بگین.[گل][گل][گل]
سلام دوست خوبم
ترانه خونه بعد از 2 سال با یه ترانه جدید آپدیت شد
مثل همیشه منتظر نظر قشنگت هستم
[لبخند]
taranekhone.persianblog.ir
سلام
... جن کفن پیچ شده
شکل دیگری از ابرهاست ...
صفحه بیست و ششم از صفحات گرامافون
در حال اجراست
منتظر نقد و نظر ارزشمندتان هستم
سلام دوست من با برکردان شعری از احمدرضا احمدی به روزم سر بزن خوشحال میشم.
Posted by: فخری at July 20, 2010 7:08 PMسلام دوست شاعر.
بندر عباس سال83 غزلی با این مصرع :
لیلی تویی که قسمت من هم جنون شده....
فکر می کنم در غزلت پاره ای از جملات مرسوم عقدنامه را به سمت نوعی زیباشناسی ادبی دگرگون کرده بودی....
درست به یادم مانده یا اینکه...؟
سلام و ارادت/ بابت یاداشت قبلی د مود "مورچه هایی که پدرم راخوردند"ممنون / .../ کتاب جدید من با عنوان " راه پیمایی روی ماه " در نشر افراز منتشر شد و یک رمان ترجمه اوتس" دختر سیاه / دختر سفید" خوشحال میشوم نظرتان را بدانم/ بامهر.علی قانع
Posted by: علی قانع at July 21, 2010 11:57 AMارادت مجدد/ شرمنده میکنیدآقای دکتر/راستی رمان اوتس یکی دو هفته ای ست منتشر شده. حتما در آن شهر کتاب موجود نبوده / ساکن شهرستان هستم والا تقدیم میکردم/ به امید دیدار.../ "وسوسه های اردیبهشت "هم تجدید چپ نشده اما نگران نباشید .چیز مهمی را از دست نداده اید ...
Posted by: علی قانع at July 24, 2010 9:32 AMسلام!خسته نباشید
به روزم با معرفی ولابلا:وبلاگ جدید محدثه کوچولو
معرفی کتاب "پروانه در بایگانی" از "وحید نجفی"
و یک شعر تازه
و چند لینک!
منتظرتان هستم...
با احترام:
صدیقه حسینی
سلام مهربان با شعر هايي به روزم! در ضمن سايت تخصصي شعر يانوس براي انتشار اولين شماره ي خود چشم براه اثار ارزشمند شماست ادرس ما yanoosbox@GMAIL.COM
Posted by: داوود مالکي at July 28, 2010 11:01 AM
با سلام و عرض تبريك
با غزلي براي حضرت موعود به روزم
ضمنا مجموعه اي دارم براي ائمه(ع) بقيع به انضمام حضرت ام البنين(س) جمع آوري مي كنم.اگر اشعار كلاسيك چاپ نشده اي داريد ومايل به همكاري هستيد لطف كنيد تا عيد غدير برام ميل كنيد.
سربلند باشيد
علي مددي
.
یک ماهی ام ، اینجا ته تنگ و تو آن بالا
نقش مکمل بوده ام از تو ولی حالا
یک سینمای سوخته در فکر اکرانم
یک رگ که از دنیا بریده داخل وانم
.
.
.
بعد از شش ماه به روز شد با :
خدا شما را خواهد بخشید
حتی اگر در فیس بوک عضو باشید و با آن مگس بکشید .
حتی اگر راوی های متعددی را به شعر خود دعوت کنید یا کتاب بسوزانید .
حتی اگر تلویزیون ببینید یا بیماری عفونی داشته باشید .
حتی اگر به "چراها " پاسخی ندهید ...
و یک شعر جدید
منتظر شما خواهم بود
با احترام
.
شعر هندسی بسیار جذاب بود
Posted by: قاصدک at July 30, 2010 2:24 PM
____________________________________________________________
مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری مرکز با همکاری حوزه هنری مازندران برگزار می کند.
جشنواره شعر و داستان جوان حوزه هنری که هر سال در یکی از استانهای کشور برگزار می شود، امسال با همکاری حوزه هنری مازندران و با عنوان (از آسمان سبز) هشتمین دوره خود را تجربه می کند.
شاعران و داستان نویسان جوان 15 تا 25 سال می توانند آخرین آثار خود را با موضوع آزاد و تا سقف 3 اثر شعری و 2 اثر داستانی همراه با ذکر شماره تلفن ، آدرس و تاریخ تولد به دبیرخانه جشنواره واقع در تهران - خیابان حافظ - تقاطع خیابان سمیه - حوزه هنری - طبقه سوم - مرکز آفرینش های ادبی و یا به آدرس الکترونیک azasemanesabz@gmail.com ارسال فرمایند
آخرین مهلت ارسال آثار 20/5/1389 می باشد.
____________________________________________________________
علاقه مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 021-84172311 تماس حاصل فرمایند.
سلام.خبر را حتما شنیده اید ...."شاعر تمام شده" شعری از سیدمهدی موسوی با صدای شاهین نجفی....شعر و ترانه و برگردان انگلیسی آن را در تازه سخن ببینید و بشنوید
Posted by: فخری at July 31, 2010 4:04 PMبا عرض ارادت
خوشحالم که دوباره اومدین
شاداب باشید
سلام وادب خدمت استاد خوبم
اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست
برای دور نماندن از شعر و اندیشه شاعران با وبلاگی در قالب جدید با عنوان بنیانگذار
غزل و شعر دراماتیک در خدمت هستیم
مصرانه منتظر نقد شمائیم وبا توجه به شناخت لازم از زبان و سبک شما در شعر احساس قرابت بیشتری با شما دارم ومی خواهم در این راستا کمک کنید تا بتوانیم این قالب را ماندگار کنیم
سلام آقاي بهرام پور..
استفاده كرديم
خوشحال ميشم از نظراتتون بهره مند شوم
Posted by: امير حسين دوستي at August 3, 2010 11:56 AMفرهیخته ی گرامی
جناب اقای سیامک بهرام پرور
از شما دعوت می کنم در گفتمان تئوریک پیرامون ژانر خواندیدنی شرکت و نظر روشنگر خود را به دوستداران نوپای شعر و ادب حوزه ی مجازی هدیه فرمایید .
با کمال احترام و دوستی
عه تا
سلام به شما و بانو/ خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم البته بازم دست پر برمی گردم/ حالا چرا به روز نمی کنین؟/ ماه هم خوب جزر و مدا رو به هم ریخته هوا از این رو به اون رو شده ها
Posted by: راضیه at August 4, 2010 10:57 AMسلام دکتر 4ساله میام اما شما یک بار هم سر نزدیدا!!!!
Posted by: parichehr at August 5, 2010 3:26 AMسلام
وب سایت جالبی دارید
موفق باشید
آن قدر که برای نزار قبانی در ادبیات عرب احترام قائلم ، در ادبیات فارسی تو را ارج می نهم ..
عاشقانه های منثورت گاه گوی سبقت از غزل هایت می رباید اما در باغ نوشته های تو هر گلی بویی دارد.
بگذریم..
در فیس بوک فیلمی از شعر خوانی تو برای یک نوزاد دختر دیدم آیا باید پدر شدنت را تبریک بگویم؟
مساله دیگر اینکه برای عرض تبریک حلول ماه مبارک رمضان خدمت رسیدم
به قول عرب ها: رمضان کریم !
خدا را هزاران مرتبه شکر
از صمیم قلب برات خوشحالم
مبارک باشه قدمش
الهی مایه سرفرازی تو و گلاره بانوی مهربان باشه
به این ترتیب اگه عرب بودی از امروز ابوسامیار صدات می کردیم
خیلی برات خوشحالم
مترسکان بیکشتزار
کندوهای شکسته
دارهای بیشهید/
در ساعتهای ویران
دست به دست باد!
.
.
.
دعوت به مراسم خوانش «تقویم عقربهدار ماههای بهار»
درود بر شما بزرگوار و دوستدار عرصه ی ادب و هنر
با یک زلال اجتماعی از آقای یزدان صلاحی و یک زلال عرفانی از آقای سالک بروزم.
توضیح اینکه زلال آقای صلاحی قبلاً توسط استاد ابوالفضل دادا ( بنیانگذار سبک زلال ) در سایتی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است که در وبلاگ ( شعر زلال ) نیز به محضرتان تقدیم می گردد.
منتظریم تا نقد و نظرتان را نوش جان بکنیم
همچنین دعوت به جشن جهانی زلال هستید ! ( لطفاً اطلاعیّه ی مربوطه را مطالعه فرمایید )
خبر...خبر!!!
غزلمینی مالی قدیمی -1380-از جناب آقای "آرش آذر پیک" -بنیان گذار مکتب عریان- با عنوان "گوگوش" که اخیرٍٍٍٍا توسط بعضی از نادوستان مورد سرقت ادبی قرار گرفته!!!
زن با صداي گيتار پرواز مي كند،زن با صداي گيتار بيهوش مي شود
زن فكر ميكند كه يكي از ستاره هاست،روزي شبيه خانم گوگوش مي شود
دنياي مرد آينه ي روز نامه هاست امروز روي متن مونيكاست خط به خط
غافل از آنكه دفتر كاخ سفيد او فردا سياه مشق شب بوش مي شود
شبها كه مرد اين خبر تلخ سوخته تنها ميان آبي زن غوطه مي خورد
زن گريه ميكند كه چرا دارد اين چنين بي آنكه خود بخواهد آغوش مي شود
وقتي كه شعله هاي سياه غم و جنون يكباره سيم آخر را پاره ميكنند
او عكس نيمه اي كه ستاره شده ست را بر سينه مي فشاردوخاموش مي شود
چشمان زن روي تلفن خيره مانده اند عصيان براي يك خبر ناگهان كه باز
آرام روي بستر خواب ستاره ها ديوار موش مي شود و گوش مي شود
در امتداد شب، زن تنها،پياده رو نه راه پيش دارد نه راه پس فقط
هي قطره قطره در خود فرياد مي زند حتي ستاره نيز فراموش مي شود.
نظر شما در مورد این اقدام چیه؟
"وبلاگ کوتاه نوشته های معاصر" با آثاری از سید علی میر افضلی به روز شد.
منتظر شما هستیم.
Posted by: کوتاه نوشته های معاصر at August 11, 2010 5:29 PMرمضان کریم
من تازه با این وب آشنا شدم
از این ببعد همیشه می آیم
رمضان کریم
من تازه با این وب آشنا شدم
از این ببعد همیشه می آیم
سلام بر استاد بهرام پرور
خوبي ؟
سري به وبلاگم بزن. مي خواهم بدانم نظرت چيست ؟
سلام جناب دکتر بهرام پور
به وبلاگ حقیراین بنده هم تشریف بیاورید
غریبه نیستیم! سالهاست که با شاعرانه های شما زندگی کرده ایم...
با درود و احترام
علیزاده
سلام
شعر زیبایی بود سیامک بهرام پرور !
و
- اثر انگشت :کنگره اینترنتی غیر دولتی و غیر موضوعی هایکو
- پیش گفتاری در باره قالب هایکو و تاریخچه آن و هایکو سرایان مشهور
- سخنی پیرامون جشنواره های خودجوش شعر که توسط شاعران و به صورت اینترنتی برگزار می شوند.
- نقد و نظرات دوستان دیگر و تحلیل شما
اولین و تنها وبسایت تخصصی نقد جشنواره های شعر به روز شد:
برای "خروج" کلیک کنید
Posted by: خروج at August 17, 2010 7:43 PMسلام استاد
یک ایمیل به آدرسی که در وبسایتتون بود فرستادم
و بی صبرانه منتظر نظر ازشمندتون هستم
با احترام:
صدیقه حسینی
با سلام من در حال انجام تحقیقی راجع به این سه موضوع زیر هستم اگه لطف کنید کمکم کنید یا برام فایلشونو بفرستید تشکر می کنم امیدوارم جبران کنم .
1-تحقیق در مورد موضوع فقر
در کتابهای کشف المحجوب . علی بن عثمان هجویدی. کیمیای سعادت امام محمد غزالی . رساله قشیریه ابولقاسم عبدالکریم بن هوازنقشیری .در این سه کتاب مورد برسی قرار گیرد.
2- تاثیر پذیری مولوی از فرهنگ عامه
3-قصاید دیوان ناصر خسرو : شامل قصاید(34-126-162-222)
لطفا : شرح ابیات . معانی لغات . اشاره به نکات معانی و بیانی ابیات
سه موضوع تحقیق 30 تا 50 صفحه باشد.
با تشکر از لطفتون
فرصت استثنایی
فراخوان بزرگ شعر و ترانه
جهت کسب اطلاعات بیشتر به www.majidakhshabi.com مراجعه نمایید
سلام به دوست مهربان.
این نظر لطف تو است.
اگر چه ممکن است در مباحث زیبا شناختی اختلاف سلیقه ای هم داشته باشیم و از 2چشم انداز مختلف به شعر نگاه کنیم اما انچه که از تو در ذهنم مانده را غیر از معجزه شعر دلیلی دیگر نمی یابم و....
اینروزها غیر از یکدیگر هیچ نداریم و....
بیشتر حرف خواهیم زد....
سبز باشی.
درود بیکران به شما
با شعری کوتاه از دنیای این روزای من
به روزم
بیا به سمت و سوی من
و تا بعد ...........
سلام. وبلاگي داري كه ادم هر چه قدر اينجا باشه بازم كمه . به منم سر بزن من تازه يك وب ساختم.
Posted by: يگانه at August 31, 2010 1:39 PMبا ریموند کارور به روزم
Posted by: meysam at August 31, 2010 2:42 PMپیچک هندی همچنان میرقصد تا بالای کبودی
باید میدانستم فصل در این چهار دیوار / سفید ِ سفید است
باید تا کبودها و آبها رفت -
رود میبارد در این چهار دیوار.
.
.
.
.
.
● دعوت به مراسم خوانش "تقويم عقربهدار ماههای بهار" / 2
کلوزاپ با ((میراث من جنون )) نوشته ای برای غلامحسین ساعدی به روز است
Posted by: کلوزاپ at September 2, 2010 2:53 PM
سلام
اينجا غزل به اوج تغزل رسيده است..
منتظرتون هستم
لينگتون كردم
Posted by: سيد احمد حسيني at September 4, 2010 6:07 PM

