October 9, 2010 11:32 PM
شنبه - 17 مهر ماه 1389
سلام
اول اینکه : ...
در آینه کاریهای زیر گنبد طلا ، چشمهایت که تکثیر شد ، خیام نشست توی باغ و دلش خواست بنویسد :
گویند بهشت و حور عین خواهد بود...!
صدای خیام که پیچید در کوچه باغهای نشابور ، عطار به رقص گیسوان تو در باد نگاه کرد و یاد بال بلند سیمرغ افتاد و هفت شهر عشق را دوره کرد در پیچ و تاب تنت ... شهر به شهر آمد و نادر را دید که چشم دوخته به چشمهای اساطیری تو و به یاد کوه و دریای نورش آه می کشد ! ... آه ...آه... آه ...آه از تو که فردوسی را هم از «کاخ بلند»ش به زیر می کشی و تا بی عبا و دستار ، «نظم» را به کناری بگذارد و آشفته تو شود !...
دوم اینکه :
اخباری از این روزها :
- مهمترین خبر - لااقل برای من - :
كانون ادبي فرهنگسراي رازي (زمستان) برگزار می کند :
نقد و بررسی کتاب " به رنگ نارنگی"
سروده: سیامک بهرام پرور
باحضور: محمدعلی بهمنی، عبدالجبار کاکایی، یوسفعلی میرشکاک، محمود اکرامی ، حمیدرضا شکارسری و بهروز یاسمی
زمان: شنبه ۲۴/مهر ماه/۸۹ ساعت: 17
تهران - میدان قزوین - خیابان قزوین - خ شهید مرادی - فرهنگسرای رازی - سالن كنفرانس
تماس: ۵۵۴۲۳۰۶۲-۰۲۱ داخلی ۱۳۷
منتظر همه دوستان هستم .
2- «به رنگ نارنگی» در حال حاضر در این مراکز عرضه می شود :
1- تهران : کتاب فروشی خانه شاعران - روبروی دانشگاه تهران- پاساژ فروزنده
2- شهر کتاب آمل
3- شهر کتاب بابل
4- شهر کتاب ساری
5- شهر کتاب بهشهر
6 - شهر کتاب تنکابن
در ضمن کتاب به پخش «آبان» داده شده است و دوستان در شهرهای دیگر می توانند از طریق این پخش به کتابفروشی های در دسترس سفارش بدهند . فعلا همین !...لطفا اگر جای جدیدی را دوستان دیدند اطلاع بدهند تا بنویسم .
3- «گمگشتگان» ساموئل بکت کماکان در صحافی ست !! ..منتشر که شد خبرش را همین جا می دهم .
4- یک سفر فوق العاده به مشهد و نیشابور و کلات برای «مشهدی» کردن سامیار ! و البته دیدن شاعران نازنین نیشابور. مهربانی علی رضا بدیع ، استاد صفا دل ، مرتضی آخرتی عزیز و ...همه دوستان دیگر تنها اسباب شرمندگی حقیر شد و لذت شعرهایی که برایم خواندند هنوز در جانم هست و خواهد بود .
5 - .چراغ اول نقد را برای کتاب « به رنگ نارنگی» دوست شاعر و مهربانم آقای سید احمد حسینی برافروخته اند . ممنونم از مهربانی بسیارشان و نقد ایشان را بر این کتاب کوچک در وبلاگشان بخوانید .
سوم اینکه : سه کتاب برای امروز :
منهای جمع : در این روز و روزگار که انواع تکنیک ورزی ها به غزل هجوم آورده اند و هر نوقلم نوغزلی ، چارچوب دیرسال وزن و قافیه و ردیف و بیت و مصراع را ، نه حتی به تلنگری ، فروریخته فرض می کند و معلوم نیست حالا که قرارست اینها نباشد اصلا چرا داریم غزل می گوییم و گذشته از این، اینها نباشد به قیمت چه ؟! و نکند «ما به ازا»ی همه این نداشتنها و خراب کردنها چیزی نباشد جز سیراب کردن عطش خودشاعربینی بیمارگونه خودمان و ... ؛ خلاصه «در این زمانه پرهای و هوی لال پرست» اینکه کسی بخواهد بنشیند و غزلی به قاعده و با مولفه های غزل کلاسیک این مرز و بوم و البته با لحن و زبانی امروزین بسراید ، و به عبارت بهتر نوقدمایی شعر بگوید ، خودش به معنای شنا در خلاف جهت رودخانه است !
طنزآمیز به نظر می رسد ولی واقعیت این است که بعضی وقتها جای آوانگارد و سنتی عوض می شود. وقتی قرار است همه متفاوت - شاید هم متفاوط ! - باشند آن وقت معقول و منطقی بودن خودش کلی وجه ممیزه دارد ! وقتی در این سوی میدان جمع کثیری از تریبونهای مجازی و حقیقی دارند شعر پیشرو و فرا فلان و پسا بهمان و ... را فریاد می کنند و در آن سوی میدان هم برخی دیگر به طور کلی مرگ غزل را علی رغم همه این تحولات اعلام می کنند و در عین حال فاش نمی کنند که به فرض صلاحیت، بر مبنای کدام نوار قلبی یا مغزی به این کشف بزرگ رسیده اند و تازه یادشان می رود که اگر چنین است که باید به حال شعر فارسی سیاه پوشید که گل سرسبد ادبیاتی از دست می رود که لااقل از معاصرین حی و حاضر و مدعی ما هنوز هیچ کسی گلی به سرش نزده است؛ آن وقت جوانی که دارد این گونه می نویسد، به نظر نگارنده بسیار قابل توجه است :
دفتر شعر مرا باد به هم ریخت و رفت
باد، این قالب آزاد، به هم ریخت و رفت
لب گشودی تو و این کلبه درویشی را
جمله «خانه ات آباد» به هم ریخت و رفت
کیش تو ناب ترین لحظه رو در رویی ست
شهر را آن چه که رخ داد به هم ریخت و رفت....
دست بر گردنم ائداختی و فهمیدم
بید را شاخه شمشاد به هم ریخت و رفت ...
«سید مهدی موسوی» که صاحب کتاب مورد بحث است و غزل فوق، دلبسته مناسبات کلاسیک غزل است هر چند سعی می کند زبان را تازه تر کند و البته حتما سطرهایی واجد کشف بنویسد. به عبارت بهتر هرچند مناسبات زیبایی شناختی غزل او قدمایی ست اما او تلاش دارد که در همین فضا دریچه های نویی به خصوص در مضمون یابی و تصویرسازی بیافریند. نگاه کنیم :
شب پر ستاره ای بود و به ماه دل سپردم
نه که دل سپرده باشم ، به دلم نشست مهرت
نگاه کنید به شیوه به کار گیری مراعات نظیر کاملا کلاسیک ِ( ستاره و ماه و مهر)
یا :
چوبه دار به دنبال تنت می آید
بوی گردنکشی از پیرهنت می آید
چقدر سرخی لبهای تو دامنگیر است
مثل این است که خون از دهنت می آید
تصویر درخشان بیت اول در کنار مضمون سازی بیت دوم بر اساس باور عمومی «خون ناحق دامنگیر است».
شاعر البته گاهی حرکتهایی برای فراروی از این ساختار کلاسیک انجام می دهد؛ مثل این شعر نقاشی :
حتی کلمات هم عقب ماندند
سخت است فرا...فرار از آدمها
که اجرای عقب ماندن را در «فرا..فرار» می بینیم اما این حرکتها معدود تر از آن هستند که به مولفه شعری تبدیل شوند و بیشتر شبیه ذوق ورزی اند.
چنان که گفته شد تر و تازگی شاعر در این دریافت کلاسیک از قالب جالب توجه است :
من زمین خورده ماه توام و می خواهم
که مرا دایره در دایره محدود کنی
چون حباب آمدم و می روم آرام ؛ مرا
یک سر سوزن اگر راضی و خشنود کنی
رابطه زمین و ماه و دوایر مدارها و نیز حباب با سوزن خوب از کار درآمده است .
این دریافت کلاسیک چنان که در همین مثالها هم مشخص است هم به حوزه معنا و اندیشه تسری دارد :
به تو از عشق به مقدار تلاشت دادند
تا که مشغول شوی عقل معاشت دادند
تاج فرّاش ازل از سرت افتاد و شکست
در زمین فرصت تجدید فراشت دادند
هم در حوزه مناسبات زیبایی شناسانه و شیوه به کارگیری صنایع شعری ست :
بشکن سفال جسم مرا زودتر که جان
چون می ، نفس نفس نزند در سبوی من
یا :
چشمت همین که خواست قیامت به پا کند
خمس اصول دین مرا از معاد داد
و هم در حوزه ساختار و به رسمیت شناختن کامل وزن وقافیه و ردیف و البته استقلال ابیات و موقوف المعانی نبودن شان درغزل . چنان که برخی اوقات معانی و فضاهای متفاوت و گاه حتی متضاد را در دوبیت یک غزل فراخوانی می کند :
خدا کند که دل؛ این گنج پر غبار قدیمی
به دست راهزنی پاک و خوش سلیقه بیافتد !
چه می شود که در انبوه تیرهای پیاپی
نگاه تیر خلاصی به این شقیقه بیافتد
مقایسه کنید مفهوم عاشقانه و شوخ و شنگ بیت اول را با فضای مایوس بیت دوم .
فارغ از سلیقه نگارنده؛ وحدت رویه شاعر در سرودن این مجموعه قابل تقدیر است و شاید به همان دلایل پیش گفته است که او نام این کتاب را «منهای جمع» گداشته است .
بی شک می توان با توجه به سلیقه عمومی مخاطبان امروز، به شاعر توصیه کرد که لااقل به وحدت رویه مفهومی و نیز ارتباط تصاویر ابیات با هم توجه بیشتری کند اما به هر حال شاعری که سراینده چنین ابیاتی ست مسلما می تواند روزهای بهتری را پیش رو داشته باشد :
بیا که تازه کنی داغ ارغوانها را
عوض کنی تو مگر مزه دهانها را
قیام کردی و خواندم شهادتین ام را
اقامه ات به کجا می کشد اذان ها را
به مهر و قهر تو راضی شدم ، چنان که دلم
ضمیمه کرد به الغوث ، الامان ها را ...
(لینک این مطلب در روزنامه جام جم )
منهای جمع - سید مهدی موسوی - دفتر شعر جوان - چاپ اول 1389 - 1800 تومان
********************
چشمهای تو قهوه ترک است : نگاه تغزلی به غزل این روزها موهبتی ست! این جمله ، متناقض نمای عجیبی به نظر می رسد اما آنها که با غزل جوان این روزگار دمخورند می دانند که خالی از حقیقت نیست .
غزل جوان ما تغزل خیلی کم دارد . مشغول شعبده بازی های فرمی و زبانی و تکنیکی خودش است و بدتر از آن ، عشق ورزیدن را مسئله ای ساتنی مانتال و سبک می داند که صحبت کردن از آن کلاس هنری را پایین می آورد !! تازه اگر هم قرار باشد با یک معشوقی لا به لای بیتهایش قرار بگذارد، بیش از مغازله کار به مفاحشه (!) می کشد و آبروی هر چه عشق و عشق بازی می رود. اگر از من بپرسید این از تبعات همان شیء شدگی انسانی و تنهایی عمیق بشر این روزگار است و اگر از آنها بپرسید لابد می گویند اینها نشان فردگرایی شعر معاصرست و در هم شکستن هژمونی رفتار عاشقانه کلاسیک !!
من ِنگارنده اما این چیزها سرم نمی شود و دوست دارم وقتی غزل می خوانم نگاه تغزلی و البته منحصر به فرد شاعر را در آن ببینم و حس کنم؛ آن هم نه فقط در رابطه با معشوق که در مقابل همه عناصر پیرامونی از اجتماع گرفته تا کائنات. غزل حتی در تلخترین لایه های اجتماعی خودش باید نگاه تغزلی به مفاهیم داشته باشد. اصلا خودمانیم؛ بی آن که چیزی یا کسی یا اجتماعی را دوست داشته باشی، آیا می توانی حرفش را، دردش را و زخمش را بنویسی؟!
غرض این بود که پیدا کردن غزلسرایی با نگاه تغزلی این روزها کیمیاست! و آرش پورعلیزاده یکی از همین شاعران دیریاب است.
هلاک کن همه را با نگاه سرسری ات
امان مان نده با ان مرام دلبری ات
تو می توانی از این بیشتر سیاه کنی
مرا شبیه به موهای زیر روسری ات ...
نکته مثبت دیگر این است که این نگاه تغزلی چنان که گفته شد در شعرهای غیرعاشقانه هم تسری دارد. مثلا شعر آیینی که البته مسبوق به سابقه هست :
دیگر کبوتران همه می دانند احوال این کلاغ سیه رو را
من گرگ قصه های کسی هستم با من چه کار ضامن آهو را
ای حلقه غلامی تان در گوش تو معدن طلای خراسانی
با این وجود نذر تو خواهد کرد مادربزرگ چند النگو را ...
یا در شعر انتقادی :
چیری نمانده است از این ایل بگذریم
من ماندم و جنازه هابیل ...بگذریم
آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود
از خیر نان این دو سه زنبیل بگذریم
با این عصا که معجزه ای هم نمی کند
باید دوباره از وسط نیل بگذریم
هر روز کارمان شده شعر سپید و جنگ
یعنی غزل مزل همه تعطیل ! بگذریم ...
نکته بعدی استفاده شاعر از زبان معیار و نیز تکیه کلامهای عامیانه است که به صمیمیت کارش می افزاید و طنز دلخواهش را پررنگ می کند:
کدام راه مرا می برد به ترکستان
ببین به کعبه رسیدیم راه بسیار است
بیا و از خر شیطان پیاده شو خاتون
غلام با تو زیاد است و شاه بسیار است ...
اگر کلاه سرم می رود ملالی نیست
در این زمانه سر بی کلاه بسیار است
البته این طنز همیشه برخاسته از این کنایات نیست بلکه مثلا می تواند ناشی از دیگرگونه خوانی یک داستان اسطوره ای یا یک متن کلاسیک یا اشاره به شعری مشهور باشد:
بلقیس! ما به ملک سلیمان نمی رسیم
از تاج و تخت قسمت ما با باد می شود
یا:
دیگر به میهمانی اشعار من نیا
ای مهربان چراغ برای خودت! برو
نکته خوب بعدی اشارات بومی شعر پورعلیزاده است . گیلان و به خصوص رشت به شکل یک کاراکتر در برخی غزلها حضور دارند که این حضور معمولا به ایجاد صمیمیت می انجامد:
ساحل انزلی ست چشمانت موج ها آبروت را بردند
تن داغ تو ماسه دریاست توی گرمای ظهر تابستان
ای درخت مبارک نارنج تو چراغ محله مایی
مرد همسایه شما دزد است شاخه ات ر ابرای من بتکان
البته شاید حدی هم بشود برای این بومی گرایی در نظر گرفت تا مثلا گاهی حضورش این چنین بی دلیل به نظر نرسد:
در شهر رشت هیچکس عاشق نمی شود
تنها کسی که عقل ندارد فقط منم
که گدشته از محذوف شدن «ع» عاشق در وزن که پسندیده به نظر نمی رسد، حضور «رشت» نیز توجیه درون متنی ندارد.
گفتیم که شاعر زبانی نزدیک به معیار و ساده و صمیمی دارد اما برخی وقتها از این حالت فراروی می کند که گاهی نیز خوب می نشیند مثل :
بگذار این زبان معاصر را اصلا کمی عوض کنم از اینجا
مخمورجام نرگس مستم کن مدهوش از پیاله شب بوهات
چون دلیل تراشی مصراع اول قابل قبول است. اما مثلا بافت آرکائیک زبانی در مصراع دوم بیت زیر این توجیه را هم ندارد :
من اعتراف می کنم ای مردم جهان
دیگر از این گناه گذشتن نمی توان
یا مثلا حضور برخی کلمات که در دایره واژگانی آن غزل ِمشخص نیستند و به اصطلاح از شعر بیرون می زنند مثل :
ای از سیاه روزی این مرد بی خبر
ای چشمهات از همه شب زنده دار تر...
قند و عسل به تلخی من کارگر نشد
دیگر برای من شکلات «هوبی» نخر
همین گونه است «اتاق غم انگیز چت» در غزل 17 وهجوم ناگهانی واژگان مربوط با اخبار و روزنامه ها به غزل عاشقانه شماره 20 با توجیه این مصراع :
مثل اخبار تازه میمانی که به چشم کسی نیامده ای
که هر چند سطر زیبایی ست اما دلیل متنی مناسب و کافی برای آمدن بالکان و صربستان و صدام و سرمقاله شرق و کیهان به داخل شعر نمی شود!
اما گذشته از همه این حرفها آن چه هست و دل را می لرزاند صدای صمیمی شاعر در چنین بیتهایی ست که امیدوارم پرتوان تر از این نیز به گوش برسد :
من از این حرفها بزرگنرم تو دل کوچکت خیابانی ست
به خیابان نمی رود دل من ، من دلم توی خانه زندانی ست ...
چشمهای تو قهوه ترک است - آرش پورعلیزاده - انتشارات شانی - چاپ اول 1388 - 2700 تومان
******************
باران گرفته است زمان آب می رود: روایت در شعر مبحثی پر طول و دامنه است . اینکه روایت چگونه باید شاعرانه شود و اینکه اصولا هر روایتی در شعر شاعرانه هم هست یا نه و بالاتر از همه اینها اصلا شعر راوی می تواند شعر موفقی باشد و ...؟!
شک نیست که روایت مثل همه «ابزار» های دیگر، میتواند به کار شعر بیاید . مهم همین است که از یاد نبریم که اینها ابزارند ! کشف و خیال و موسیقی و وزن و ایهام و استعاره و مجاز و ... روایت ، همه و همه ابزارند برای خلق شاعرانگی . شما باید یادتان باشد که دارید شعر می گویید و مثلا نقاشی نمی کشید ، فیلم نمی سازید و ... قصه نمی گویید . هر وقت به «ابزار بودگی» این مقولات در شعر و محور بودن «شاعرانگی» باور داشته باشیم ، همه اینها می توانند در خدمت شعر درآیند و گرنه همین ها شعر را از ماهیت اصلی خود تهی خواهند کرد .
حالا سوال اینجاست که چگونه می شود روایت را شاعرانه کرد ؟ به گمان نگارنده این سطور ، و فارغ از همه تئوری پردازی ها ی گیج کننده، دو راه حل مجزا و راه حلی ترکیب شده از آن دو وجود دارند :
- یا باید روایت تان کلا شاعرانه باشد . مثلا شخصیت تان راه بیافتد برود خورشید را شکار کند ( طرح داستانی از نادر ابراهیمی)
- یا باید روایت تان را در اجزا شاعرانه کنید . یعنی مثلا روایت تان در مورد عاشقی ست منتظر معشوقی که می آید یا نمی آید ( که ذات این داستان شاعرانه نیست ) ولی در بیتها و در فضا سازی ها و تصویرگری ها و حتی شیوه روایت ، از تخیل شاعرانه استفاده می کنید. مثلا در توصیف فضای محل انتظار و سر و وضع عاشق و مکالمه خیالی با معشوق و ...
- یا اینکه ترکیبی از این دو روش ارائه می کنید که دشوارترین و زیباترین کار است : اینکه هم روایت تان شاعرانه باشد و هم اجزایش شاعرانه پرداخت شود .
مجموعه شعر مریم افضلی ، تقریبا به طور کامل ، در سیطره روایت گری در شعر است. کمتر شعری از این مجموعه، فاقد یک روایت، آن هم روایتی غالبا داستانی ست؛ به این معنا که کاراکتر دارد، شخصیت پردازی دارد، گره افکنی و گره گشایی دارد و ....
این نکته دو وجه مثبت و منفی دارد. وجه مثبت اش این است که نشان می دهد شاعر بر دغدغه خود پافشرده است و می داند دارد به سراغ چه می رود و الله بختکی صفحه ها را سیاه نکرده است .
وجه منفی اش این است که مجموعه را خیلی یکنواخت می کند و مخاطب، دلتنگ شیوه های دیگر پرداخت شعر می شود.
از این بحث که بگذریم روایت در شعر مریم افضلی بیشتر یک روایت داستانی ست. یعنی اینکه خود روایت ذاتا شاعرانه نیست. پس شاعر باید در اجزا به شعر برسد؛ و به نظر نگارنده در برخی جاها می رسد و در برخی جاها نمی رسد. جایی که شاعر حواسش هست که شعر با پرداخت واقع گرایانه از یک موقعیت واقعی شکل نخواهد گرفت، لحظاتی این چنینی خلق می شود:
قهرمان کاغذی ، بی اراده بی هدف
آفریده شد فقط با فشار خودنویس
و وقتی حواسش نیست می شود این:
اسکناس تا خورده، چهره خمارآلود
یک هزاری کهنه، جیب خالی و کم سود
شهر بی در و پیکر، کوچه های بی برگشت
دود و سرفه در ماشین، مقصدی غبار اندود
او تجسم درد است؛ با بغل بغل کینه
از همان سرنگی که عمر رفته را فرسود...
چنان که می بینید داستانی سرراست دارد روایت می شود بدون تصویر پردازی و خیالمندی و حتی گاهی دچار ضعف زبانی (مثلا در پایان مصراع دوم بیت اول ).
گذشته از این بحث، در کل مجموعه، نگاه شاعر به مسائل اجتماعی جالب توجه است. در واقع افضلی بیشتر یک دوربین مستند ساز دارد و از دریچه این دوربین به سراغ پیرامون خود می رود. به نظر نگارنده این نکته از لحاظ دغدغه مندی خوب است اما چنان که گفته شد، صرف پرداخت مستندگونه واقعیت، به سختی به شاعرانگی می رسد.
و در نهایت باید به زبان کارهای افضلی هم گریزی زد. شعر افضلی در مصاریع فرد زبانی دلپذیرتر از مصاریع زوج دارد. در همین مثالهای بالا هم همین قضیه قابل بررسی ست. به نظر می رسد وزن قوافی برخی وقتها روانی بیان شاعر را کاسته اند.
فکر می کنم توجه بیشتر شاعر به زبان و نیز روشهای شاعرانه کردن روایت، می تواند سبب شود که افضلی روایتگر لحظه های شاعرانه درخشان تری باشد. چنین باد .
باران گرفته است زمان آب می رود - مریم افضلی - انتشارات فصل پنجم - چاپ اول 1389 - 2000 تومان
(لینک این مطلب در روزنامه جام جم)
*****************
چهارم اینکه
: چارپاره ای از «به رنگ نارنگی» تقدیم به شما :
شبانه باغ
باغ بر انحنای دلتنگی ش
در دهن دره ای عمیق شکست
کش که آمد شبیه یک گربه
زیر مهتاب ِچرک مرده نشست
در قدمهای خسته ام انگار
لحظه ها ذره ذره می مردند
کرمهایی که لای ذهنم بود
باغ را برگ برگ می خوردند
سطل ابر و سر بریده ماه
بر سرانگشت ِسرو آویزان
خون شب بر ستاره می ماسید
ناله می کرد آسمان ، پنهان
ناگهان قد کشید سایهء باغ
جغد از ترس شیونی سر داد
سایه های درختها مثل
صد حرامی به جان شب افتاد
خنجر سایه ها، هوا مجروح
سوزش زخم-بارش یکریز
روح تبدار باغ شد مثل ِ
قامت استخوانی پاییز
تیرهء پشت شب شکافته شد
راه و بیراه بین هم گم شد
من دویدم به بی کجایی ِباغ
لحظه در لحظه بودنم گم شد
فوج فوج حرامیان در راه
ریشه در ریشه راه من را بست
زیر شلاق ِشاخه ها بغضم
در گلوگاه بی کسی م شکست
باورت می شود که یک گل سرخ
تیغ بر گردنم گذاشته بود ؟!
میزبان ِرگ بریدهء من
خون به چشمش قدم گذاشته بود ؟!
شاخه ای زد به صورتم سیلی
پیرهن را گرفت و خیره شکافت ؟!
پیچکی هم برای اعدام ام
آسمان را به ریسمان می بافت ؟!
[]
طرح کابوس می زدند انگار
کرمها لای ذهن خسته من
لغزش ِچندش آور ِتن شان
روی رویای پرشکستهء من
باغ اما ... به روی دلتنگی ش
در دهن دره ای عمیق شکست
کش که آمد شبیه یک گربه
زیر مهتاب چرک مرده نشست ....
*******************
روز شنبه 24/7/89 ساعت 5 عصر منتظر همه شما در جلسه نقد فرهنگسرای رازی هستم
روز و شبهاتان شاد
سیامک
سلام دكتر عزيز !
خوشحالم بابت كتابتان و تبريكات مرا پذيرا باشيد
به اميد سلامتي و سربلندي تا هميشه
Posted by: ليلا حيدري at October 10, 2010 8:23 AMسیامک عزیز ... کاش برای وبلاگت یک بخش درست می کردی که وقتی به روز میشه برای کسانی که ثبت نام کردن ، خبرش رو بفرسته ...
Posted by: هومن غفوری at October 11, 2010 4:04 AMسلام آقا. سر ميزنم به شما و پربارتر ميشوم هربار كه حكم استادي را داريد كه اين شاگرد را در گوشه خانه مينوازيد. به هر حال هرچند اين روزها بسيار غمگينم منتظر نقد و نظر شما. با غزل بغض به روزم. (مينا)
Posted by: شكوفايي at October 13, 2010 11:48 AMدر ضمن سعي ميكنم حتما به جلسه بيايم اين فرهنگسرا نزديك منزل پدري ام است.
Posted by: مينا اروجلو at October 13, 2010 11:52 AMسلام ممنون خیلی استفاده کردم بی تعارف برای نقد کتابتون خیلی دوست دارم بیام امیدوارم که فرصتی دست دهد
Posted by: مریم افضلی at October 13, 2010 7:29 PMناامیدانه اومدم اینجا اما در کمال تعجب آپ کرده بودین.
خیلی خوشحالم که کتابتون تو شهر کتاب تنکابن هست و میشه تهیه کرد.
ممنون.
برادر و خواهر خوب شاعرم سایت شعر ناب شما را صمیمانه دعوت به همکاری می نماید.موفق در خوبی و احسان و افراغ اندیشه باشید.http://www.sherenab.com
سلام نخوانده ها را خواندم...
قدم ساميار عزيز هم مبارك باشد.
گلاره بانو را سلام فراوان برسانيد.
مي دانم مجالتان محدود است اما كاش مثل پيشترها نقدمان مي كرديد!
چشم انتظارتان هستم.
سلام بزرگوار. خوش خبر باشيد. كاش خبردار بودم از سفر مشهدتان تا اصرار به چند ساعتي ميزباني مي كردم. كماكان دنبال "به رنگ نارنجي" در مشهد هستم. برقرار باشيد.
Posted by: نويد خطيب زاده at October 15, 2010 6:56 PMنمایشگاه مجسمه های محمد تقی صداقتی
مکان : بابل.کمربندی شرقی، خیابان انتقال خون، بعد از پل ، کوچه سمت راست، نگارخانه ی مولائیان
زمان افتتاحیه : چهارشنبه ۲۸ مهر ماه ، ساعت چهار عصر
ساعات بازدید: ۱۰ الی ۱۲ و ۱۶ الی ۲۰
از تاریخ ۲۸ مهر ماه تا ۳۰ مهر ماه
Posted by: روجا صداقتي at October 16, 2010 5:24 AMسلام.
واقعا زیبا نقد میکنید.
شعرهای خودتان را هم خواندم...زیبا بودند.
امیدوارم شاعر و پیروز و سربلند و موفق باشید.
امضا:
"بی برگ"
سلام آقای دکتر
ممنونم بابت دعوتتان. بسیار مشتاق و علاقه مند بودم که در این جلسه حضور داشته باشم اما متاسفانه سفر دیگری پیش آمد.
شاید عجیب باشد برای شهری مثل اصفهان، اما کتاب های جدید یا به اینجا نمی رسد و یا خیلی کم می رسد!
کتابتونو می شه به صورت آن لاین از سایت خاصی سفارش داد؟ اگه ممکنه معرفی بفرمایید.
با تشکر
کتابتونو می شه به صورت آن لاین از سایت خاصی سفارش داد؟ اگه ممکنه معرفی بفرمایید.
با تشکر
"به رنگ نارنگي"رو ديشب از شهر كتاب تنكابن گرفتمـ.
ممنونمـ به خاطر اين كتاب خوب...
با سلام و سپاس
ضمن اینکه شما در وبلاگ من لینک شده اید از شما دعوت می شود
تا با آخرین نظرات دکتر شفیعی کدکنی در مورد شعر امروز ایران آشنا شوید
همچنین دعوتید به برنامه نقد کتاب پیر خواهر سروده ی رسول ادهمی
و در بخش ویژه:
به برنامه نقد شعر گروس عبدالمکیان تشریف بیاورید
همیشه شاعر باشید[گل]
سلام جناب بهرام پرور
بسيار مممنون از لطفي كه به سرفه هاي گرامافون ما داشتيد... باعث افتخار است كه تجربيات كودكانه ام توانسته قلم پخته ي شما رابه نوشتن در باره خود بر انگيزد...
...
چند روز پيش با دوستان به رنگ نارنگي شما را تورقي مي كرديم... بسيار بسيار لذت بخش بود... تبريك عرض مي كنم...
درود جناب بهرام پرور. خوشحالم که بعد از دو سال هستم و خوشحال تر اینکه بازم میشه به دوستان قدیمی سری بزنم و امیدوارم منو یادتون نرفته باشه. منتظر حضور سبزتون هستم . در ضمن لینک خواهید شد و لینک من در وبلاگ شما باعث افتخار من خواهد بود
در قدمهای خسته ام انگار
لحظه ها ذره ذره می مردند
کرمهایی که لای ذهنم بود
باغ را برگ برگ می خوردند
سلام سیامک. خوبی؟ به سامیار خان سلام برسون.
Posted by: kambiz at October 27, 2010 11:40 PMسلام ...
مدت زیادی است که به شاعرانه های شما سر می زنم. خیلی استفاده می کنم و لذت می برم ... ایام عاشقی تان مستدام
آشیانهی قمری
افتاده
کنار برکهی خون.
.
.
.
.
.
.
.
دعوت به مراسم نقد و بررسی "تقویم عقربهدار ماههای بهار"
با حضور مهرنوش قربانعلی، شیوا فرازمند و آرش نصرتاللهی
در خواب های هرشبه ام درد می کشم
از غصه های جمع شده زیر بالشم
به روزم با خواب هایی که راه به جایی نمی بردند
و دلتنگی همیشه ی یک جفت چشم خیس....
منتظر نگاهتان هستم!
با احترام:
صدیقه حسینی/رشت
پ.ن:
تير/باران هم با يك سپيد به روز شد!
http://tirbaraan.blogfa.com/
در آستانه ۲۱ آبان سالروز ميلاد شاعر بزرگ ملي
« نيما يوشيج »
در پاسداشت پدر شعر نوين ايران
به كمپين حاميان "روز شعر نوين ايران " بپيونديد .
www.hojum.com
Posted by: مجله ادبی شمال- هجوم at October 31, 2010 1:23 PMبا سلام و سپاس
ضمن اینکه در شعر یعنی رهایی لینک شده اید از شما دعوت می شود
1ـ در VIP به نقد شعری از گروس عبدالمکیان (به طور ضمنی نقد شعر دهه هشتاد)
2ـ در جام جهان نما از شعری از ملیح جودت شاعر بزرگ ترکیه لذت ببرید
3ـ در ویترین با جدیدترین کتابهای چاپ شده آشنا شوید
4ـ در نظر سنجی اسیب شناسی شعر امروز ایران شرکت کنید
(البته این نظر سنجی در اینده به طور جامع و کامل ارایه خواهد شد)
همیشه شاعر باشید
[گل][بدرود]
راستی دکتر جان کتاب شما در ویترین موجود است...
Posted by: بابک اباذری (م. بوژاک شوپی) at November 1, 2010 3:58 PMسلام
سکسکه های یک مست بروز شد
هر چه دیوار از تو دورم کرد
مرگ با شاه ، شاه وارونه
منتظر دوستان گرانقدر هستم ...
نادعلی
سلام استاد
ارمغان غزلم چند قدم باران است
آخرین منظره ی طوطی و بازرگان است
با جنونی به روزم و منتظر نقد شما - با سپاس . علی سلیمانی
Posted by: علی سلیمانی at November 6, 2010 12:34 AM_____________________________________________________________
______________ دوست دارم دست کنم تو . . . مو . . . هات_______________
_____________________________________________________________
Posted by: طه at November 6, 2010 10:14 PMآقای دکتر عزیز شما ذاتا شاعر هستید و پیشتر از آن انسان. تبریک اگرچه بسیار با تاخیر!
Posted by: احسان at November 10, 2010 2:59 PMبه خواندن یک ترانه و دو ترجمه دعوتید
Posted by: katy at November 11, 2010 8:59 PMسلام بر استاد ارجمندم جناب بهرام پرور عزیز
با اجترام و با همین بهانه خواستم از جنابعالی دعوت کنم به عنوان یکی از اعضای برجسته شورای مرکزی هیات دبیره انجمن مجازی طراز سخن برای رشد استعداد ها و کمک به شاعران جوان امروز در خدمتتون باشم . اگر افتخار دهید ممنون خواهم شد .
با احترام بی شائبه - ترمک
http://ghazalerooz.blogfa.com
افسوس!
دستان تو
در شعلههای شقایق سوخت.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
● دعوت به نُهمین مراسم خوانش "تقويم عقربهدار ماههای بهار"
● نگاه بهاره رضایی به چهارمین مجموعهشعر پژمان الماسینيا
سلام دوست عزیز من آپم خوشحال میشن سر بزنی
Posted by: محاکمه at November 12, 2010 9:04 PMسلام
بیصبرانه در انتظار چراغ نقدتان روشنایی جستجو میکنم
موفق باشید
یاعلی
به منظور ارتقاي سطح كيفي شعر و گسترش هرچه بيشتر آن ،به عنوان پشتوانه فرهنگي و ثروت ملي،پنجمين چشنواره بين المللي شعر فجر برگزار مي شود.
اميد است شركت فعال و موثر كليه عزيزان شاعر ، باهر گرايش ، سليقه و سبك شعري موجب بالندگي هرچه بيشتر اين هنر ملي گردد.
اين جشنواره كاملا رقابتي است و تمام سنين، مضامين، قالب ها و حوزه هاي شعري (سنتي،نيمايي و سپيد، سرود و ترانه) و بخش ويژه كودك و نوجوان را در بر مي گيرد.
بديهي است ارزيابي براساس آثار ارسالي خواهد بود و از برگزيدگان در مراسم اختتاميه تقدير شايسته اي به عمل خواهد آمد
شرايط شركت به 2صورت:
1- ارسال مجموعه هاي شعر منتشر شده در فاصله زماني 1388و 1389
یا
2- حداقل 10 شعر با حداكثر20 صفحه (از تازه سروده ها) در هر يك از بخش هاي موردنظر
- تكميل و ارسال فرم شركت در جشنواره به ضميمه يك برگ تصوير شناسنانه يا كارت ملي
لینک فرم ضمیمه:
http://ibna.ir/images/docs/files/000083/nf00083419-1.JPG
مهلت ارسال آثار: تا پايان آبان ماه 1389
نشاني دبيرخانه : تهران،خيابان شهيد مطهري،خيابان قائم مقام فراهاني،خيابان فجر،پلاك 7 ،طبقه چهارم
تلفن:88342979 نمابر:88861324
با سلام.از اینکه به وب شما راه پیدا کردم خوشحالم. از این همه تازگی پویایی لذت بردم.( یک رقیب قدیمی- مدرسه شهید قلندری و عسگری)
Posted by: فروغ نجفی at November 16, 2010 5:50 PMسلام خوشحال می شم به وب من سربزنیدونظرتون وراجع به شعرهام بدونم..........
Posted by: الهام محمدی at November 19, 2010 7:04 PMسلام دكتر عزيز.توفيقي دست داد و خواندم كتاب جديدت را.بسيار زيبا و دلنشين.البته فرصتي دست دهد برايت مينويسم.الحمدا... مثل هميشه پربار.عرض شود كه داريم پروژه ادبي را آغاز مي كنيم كه انشاا... مي تواند اثرگذار و مستدام باشد در فضاي نت.دست گرم دوستي به سمتتان دراز مي كنم.مي خواهم از شما مشورت و ياري بطلبم.اگر صلاح دانستيد تلفنتان را به ايميل ارسال كنيد.با شما تماس ميگيرم.اگر هم ديدم دير كرديد پر رو مي شوم و از دوستان شماره ات را ميگيرم و تماس ميگيرم.پيشاپيش ببخشيد.يا علي.به بانو سلام برسان و فرزند گلت را هم ببوس
Posted by: مهدي نقيپور at November 20, 2010 12:09 PMسلام از اشعارتان لذت بردم
به وبلاگ تازه طلوع كرده ي( اذان شعر به افق رفسنجان ) سري بزنيد و به (فريادهاي بي صدا) ي (حضرت آسمان) از قلم طبع علي حيدري زاده گوش فرا دهيد و آن را به وبلاگ خود پيوند دهيد.
افسوس
افسوس كه از عشق خبر دار نبوديم
ما لايق انجام چنين كار نبوديم
صد حادثهى عشق در اين دهكده رخ داد
ما شاهد اين حادثه يك بار نبوديم
در خاك تنيديم اميد دل خود را
همسايهى احساس خود انگار نبوديم
انديشهى گل يخ زد و در حنجره پژمرد
ما در غم گلهاى چمن زار نبوديم
خواب تبر آشفته نمودهست دلم را
اى كاش در اين باغ، سپيدار نبوديم
(سروده 1374.چاپ در فرياد هاي بي صدا)
Posted by: Anonymous at November 21, 2010 1:52 AMجناب دکتر خوشحال می شم غزلم را که مضمون انتظار و عصر انتظار را دارد مورد نقد و نظر قرار دهید نظر کارشناسانه شما برایم بسیار مهم است
Posted by: سعید غیاثی پیمان at November 21, 2010 1:53 PMسلام دكتر... اندازه ساميار دوستت دارم.
Posted by: عليرضا بديع at November 22, 2010 6:04 AMسلام اقای دکتر ممنون از غزل زیبایتان که باز خوانی اش منو برد به خاطرات سالها قبل. همای اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مزار ما افتد
Posted by: زهرا مشیر at November 23, 2010 12:34 AMسلام قربان . خسته نباشید . امشب باسایت زیبا و پر بار شما آشنا شدم . تقریبا بیشتر نقد و نظرات زیبایتان را خواندم و لذت بردم . مایه ی مسرت بنده خواهد بود سری به وبلاگ بنده هم بزنید و نظری بر کلیات آن مرقوم فرمایید . ممنونم
Posted by: شرق at November 23, 2010 9:35 PMعید بهانه ایست تا به همه ی کسانی که دوست داریم سلامی و تبریکی تقدیم کنیم. نام شما در اندیشه و مهرتان در قلب ماست .
عید های قربان و غدیر بر شما و خاندان محترم مبارک باد .
خوش می نگارید و شیرین به چالش می کشید.
روزگارتان خوش و زندگی تان شیرین باد.
salam
modathast dar peye khandane asarae jadide shoma hastam
khoshhalmisham be alachigheman sar bezanid
تیر/باران
با یک سپید منتظر نقد و نظرات شماست....
.
.
.
به پیانیست شلیک کنید!
صدیقه حسینی/رشت
Posted by: sedighe hoseini at November 29, 2010 4:36 PMآخ خدا میدونه چقدر این 4 پاره را دوست دارم. این گونه سرودن را بسیار دوست دارم. پر از هوس رفتن به باغ آن هم شبانه! سر بزنید خیلی خیلی خوشحالم میکنید. تقریبا میشه گفت تنها شاعری هستید که بسیار بسیار شعرهایش را میپسندم.
Posted by: شکوفایی(مینا) at November 29, 2010 10:06 PMسیاهپوشست
خانه.
.
.
.
.
.
دعوت به خوانش شعر●
مادربزرگ می گفت:
امام حسین به انقلاب می رسد و انقلاب تنها راه
رسیدن به آزادی است.
اینجا هوا آفتابی است
به دیدارم بیا
انجمن شاعران ایران برگزار می کند:
مراسم تجلیل از " استاد دكتر مظاهر مصفا "
شاعر پيشكسوت، محقق گران قدر و از برجسته ترين چهره هاي ادبيات دانشگاهي معاصر
پنجشنبه آينده هجدهم آذرماه از ساعت 17 تا 20
نشاني: خيابان شريعتي، خيابان دولت، نبش خيابان شهيد نعمتي (كيكاووس) ، خانه شاعران ايران
سلام
شماره ی اول از کتاب صفحات گرامافون به صورت زیر زمینی به چاپ رسید
جهت قبول نمایندگی فروش، خرید برای هدیه دادن به بهترین دوستانتان
و سایر موارد مشابه، کامنت خصوصی بگذارید.
سلام. شاعر و صاحبنظر گرامی
از شما دعوت می کنیم در وبلاگ شعر فارسی زبانان شاعر این هفته و در وبلاگ همزبانان شاعر این ماه را انتخاب کنید.
http://hamzabanan.blogfa.com
salam
Posted by: منیره حسینی at December 5, 2010 11:23 PM.
به روزم با پنجگانه ی تعطیل
http://fatemeentezar.com/blog/
بیایید با نقد و نظر...ممنون
"به نام کلمه"
سرانجام به روز شدم...
شما دعوتید به خوانش فراشعری عریانیستی.
منتظر نقد و نظرات علمی و کوبنده ی شما هستم.
با سپاس
Posted by: هنگامه امجدیان at December 8, 2010 6:54 PMسلام . لینک مصاحبه شما در مورد ادبیات عاشورایی رو می فرستم . ممنون از همکاری تون . خدا نگه دار
Posted by: علی سلیمانی at December 8, 2010 8:03 PMبا درود و عرض تسليت به مناسبت شهادت حضرت سيدالشهدا ع
با دو رباعي و يك غزل عاشورايي چشم به راه شما و همه عزيزاني هستم كه در اين بخش پيام مي گذارند.
سپاس.
بعد از مدت ها نبودن
اینبار آمده ام تا بیشتر از اینها در کنار هم باشیم...
سوغاتی این روزهای دوری
آدرسی برای
دانلود رایگان مجموعه «یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها»ست
منتظرتان هستم
با دو تا شعر
و کلی خبر و لینک خوب
و غم های مشترکمان که هرگز تمام نخواهد شد
هرگز...
داشتم کتاب عزیزت را می خواندم
گفتم
سلامی عرض کنیم...
به راه بیا
و به گنجشکها لبخند بزن
شبانه!
●
●
●
●
●
●
●
●
●
● دعوت به دهمین مراسم خوانش "تقویم عقربهدار ماههای بهار"
●● یادداشت مریم اسحاقی بر چهارمین کتاب پژمان الماسینیا
قربان مهرت
راستی پی دی اف سه تا از کتاب ها را
برایت ایمیل زدم
سلام
به روزم
سلام و احترام
استاد گرامی از شما دعوت می کنیم مطالب و اشعار ارزنده ی خود را در سایت " شاعران پارسی زبان" نیز عرضه کنید تا شاعران کشورهای دیگری که علاقمند به شعر پارسی هستند نیز از مطالب وبلاگ شما مطلع و بهره مند شوند. به این ترتیب شما هم از نظرات و میزان استقبال آنان در مورد نوشته های خود مطلع خواهید شد.
در صفحه اصلی سایت، بخش "ورود به سایت" را از نوار بالای آن انتخاب کنید و با انتخاب نام کاربری و پسورد برای خود، پس از فعال شدن آن، مطالب وبلاگتان را در آن فضا نیز ارائه دهید.
سپاس از توجه و لطف شما.
دوستم با شعردلنشینتان
همواره شعر
همواره مانا
بنویس!
بر شیار گندمهای جوان
نامم را خواناتر ز خون باد.
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
● دعوت به یازدهمین مراسم خوانش "تقویم عقربهدار ماههای بهار"
● نگاه آرش نصرتاللهی به چهارمین مجموعهشعر پژمان الماسینیا
با نام خدا
سلام دکتر جان.
بعد از مدتها به روز شدم تا شما را مهمان شعرهای خود کنم
با یک غزل-مثنوی در خدمت شما هستم
منتظر نقد ها و نظرات سبزتان هستم
راستی چهار پاره ئ زیبایت را خواندم که مثل همیشه قلم سبزت منو به فکر فرو برد.فقط من عقیده دارم که این نوع کارها نوعی مثنوی هستند که فقط فرم نوشتنش عوض شده.ولی به هر حال بسیار لذت بردم
همیشه سبز اندیش باشید
یا حق
سیامک بهرام پرورعزیز
سلام
شما از طرف اهالی جایزه ادبی دعوتید به شرکت در دومین فراخوان جایزه ادبی ایران ، امیدواریم که افتخار چاپ مجموعه آثار شما را به صورت کامل یا چاپ تک اثر در کنار داستان نویسان و شاعران مطرح ایرانی داشته باشیم . امسال در مجموع ده میلیون تومان جایزه به برگزیدگان دومین جایزه ادبی ایران اهدا خواهد شد و امیدواریم شما یکی ازبرگزیدگان این رخداد ادبی بزرگ در کشور باشید.
www.jayezeyeadabi.com
ای بی انصاف
ابراهیم حسنلو
سلام
طبعتان در فوران باد
دعوت حقیر را پذیرا باشید-جسارتا-
"پس از باران جهان را غرقه در مهتاب خواهم كرد"
سلام دوست عزيز
با "بي خوابي" به روزم
در انتظار نقد و نظر ارزشمندتان...
يا علي
سبز سبز سبز[گل]
Posted by: مهيار خاوري نژاد at January 1, 2011 3:12 PMسلام تازگی ها طرف شعر آمده ام وهر اسمی را که چندبار بشنوم دنباله اش را میگیرم
دنباله ای را گرفتم وبه اینجا رسیدم واقعا" لذت بخش بود هم نقد ها وهم شعر وهم ...همه چی
با احترام لینک میشوید
موفق باشید
سلام بر شما
بهره بردم
با احترام
با غزل :
" حق من نیست..."
به روزم
و منتظر حضرت عالی...
با سلام و احترام بر محضر شریف شما زحمتکش عرصه ی ادبیات و هنر
بروزم با موضوعات زیر :
1- خبر انتشار اولین کتاب شعر در سبک و قالب زلال در ایران و تاجیکستان ( در دو زبان ).
2- دو زلال در استقبال از اولین مجموعه ی چاپی شعر زلال .
3- خبر تمدید فراخوان اینترنتی شعر زلال
4- خبر تدریس سبک زلال در سطوح دانشگاهی برخی کشورها از سال آینده.
تنها سلام می کنم و هیچ گفتنی
Posted by: محمد روحانی ( نجوا کاشانی ) at January 7, 2011 10:44 PM:::::::::::::::::::::::::کارگاه شعر نو:::::::::::::::::::::::::
با حضور مصطفی علی پور
به همراه بررسی و تحلیل تئوری های شعر نیمایی و سپید
و همچنین نقد و بررسی آثار شاعران حاضر در جلسه
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
زمان : دوشنبه ها ساعت 16
مکان : حوزه هنری . خیابان حافظ . تقاطع خیابان سمیه . سالن شماره 2 اندیشه
تلفن : 84172315
درود
برای خوانش برگردان سروده ای از فریدون مشیری دعوتید
با سپاس
سلام . مثل همیشه بی نظیر . سلامت باشید استاد
Posted by: سکوت at January 12, 2011 12:42 AMسلام جناب بهرام پرور
وقت خوش
ومن همچنان منتظر نقدم
یاعلی
و کسانی که در من اند فراموش کرده اند
ساحل سهمی از دریاست
نه تعریفی از خشکی.
دعوتید به خواندن شعر
درود بر شما
روز
ادامهی شب است
و آفتاب
توتیای چشم.
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
● دعوت به دوازدهمین مراسم خوانش "تقویم عقربهدار ماههای بهار"
●● نگاهِ شیوا فرازمند به چهارمین مجموعهی شعر پژمان الماسینیا
سلام و خسته نباشيد. اگه ممكنه نظرتون رو راجه به اين نوشته كه مال من هست بفرماييد
از خير جهان گذشتم برای تلاوت تو، تنها
ولی يادم رفته بود که اينقدر بزرگی
که تلاوت تو از تلاوت جهان سخت تر است.
من هنوز نه دستان وضو گرفته ای دارم ،در چشمه عشق
و نه چشم شسته شده از اشکی به حرمت ديدار تو.
بی هيچ حنجره مقدسی برای خواندن سطر سطرت.
ونفس هم اينقدر بزرگوار نيست که تا آخر تلاوت تو تاب بياورد!
آه ای مامن نفسهای لرزان من !
پنجره را باز کنم
يا هنوز به اندازه يک دور گردش محال خورشيد دير می کنی ؟
سلام
معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری برگزار می کند
نخستین جشنواره ملی شعر دانشجویان و طلاب
با توجه به اینکه هیچ محدودیتی در قالب ، موضوع و تعداد اثر وجود ندارد،دبیرخانه جشنواره پذیرایی آثار شاعران گرامی در موضوع و قالب های مختلف خواهد بود. آثار پس از دریافت تفکیک شده و در بخش های زیر، مجزا داوری خواهد شد.
مهلت ارسال آثار : 5 اسفند ماه 1389
به 20 اثر برگزیده کمک هزینه عمره مفرده اهدا خواهد شد.
علاقه مندان می توانند آثار خود را از طریق آدرس پستی، پست الکترونیکی و نمابر به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند.
نشانی دبیرخانه:قم.خیابان شهید فاطمی(دورشهر)نبش کوچه 28 مجتمع بعثت واحد 14. کدپستی 66359-37156 دبیرخانه جشنواره ملی شعر دانشجویان و طلاب
poemfestival@yahoo.com / shear@ iusfestivals.com : پست های الکترونیکی
نمابر: 7839398-0251
برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس http://poemfestival.blogfa.com مراجعه فرمائید.
سلام بر حضرت بهرام پرور
نشانی وبلاگ حقیر تغییر کرده است
شما را در وبسایت جدیدم(شکروک) ببینم خوشوقت خواهم شد
http://shekarook.blogspot.com/
هوالعلی
سلام دوست
دلتنگم
مثل سکوت بین کلام های محبت
ودردهای من...
به روزم
با قولی که داده بودم
انتظارت را بارانیم
تاریکیم را چراغی مهمان میشوی؟
یاعلی
Posted by: مریم حقیقت at January 20, 2011 1:14 PMدکمه های قفس را باز می کنم ------ وبلاگ ارسطو در نیاوران ِ حسین ناصرالملکی راه اندازی شد
http://arastooo.blogfa.com
منتظرتان هستم...
سلام
جلسه ی نقد کتابتون در آمل حالا دیگر خاطره ای شده برای خودش.
اما:
با احترام دعوتيد به:
خوانش چند رباعي از بنده،
يادداشت: تلويزيون... مفيد يا مضر؟!
نکته اي در باب شعر: انرژي در سرودن و خواندن
نگاهي به مجموعه رباعي «بخت گشايي با وقت قبلي» سروده «سعيد ربيعي»
و
خلاصه اي از رويدادهاي ادبي مازندران در دي ماه
منتظر حضور ارزشمندتان هستم.
Posted by: محمد جواد کشوري at January 22, 2011 1:37 AMسلام
نقدکتاب را زدم
سربلند باشید.
چو غبار شكسته در سر راهت نشسته ام
قدمي بر زمين گذار و مرا سرفراز كن
سلام سي پل به روز شد
ضمنن از وبلاگ ترانه هاي من بازديد فرماييد مشتاق شنيدن نقد ونظر ارزشمنتان هستم
www.msaffarian.blogfa.com
www.iakhchal.blogfa.com
سلام
خوبین؟
خوشحال میشم راجب کتابم نظرتونو بنویسین یا بهم بگین...
سلام . منتظر دیدار شما هستم
Posted by: پاسندی at January 24, 2011 2:23 PMسلام
1» به خودم
آخر عمر هم نفهمیدم / زندگی فاعل است یا مفعول
2» به تو
پیش بینی نکن چه خواهد شد / عشق مثل هواشناسی نیست
3» به تهران گرگ و میش
رفتن و آبروی مانده ی تو ماندن و آبروی رفته ی من
4» در مورد چاپ کتاب و برگشتنم
دارم از دست می روم اما / نگرانم نباش من خوبم
5» شعر
مثل دالی بدون مدلول است / شعر گفتن بدون بدبختی !
به روزم ..
و منتظر نظرات شما ..
با احترام
یاسر قنبرلو
سیامک جان چرا به روز نمی کنی؟
Posted by: amis at January 26, 2011 2:43 PMكجاييد آقا؟ اين مطلبتان را تقريبا حفظ شديم! سر بزنيد.
Posted by: شكوفايي(مينا) at January 29, 2011 1:06 AMفرهاد کنج بیستون جان می کند، اما فقط
در قلب شیرین تا ابد، پرویز یعنی اتفاق...
من عاشقم، تو عاشقی، دیگر تعارف کافی است
پشت کلاس درس هم، دیگر توقف کافی است...
گفتم اگر نظر به تو خواهر برادری ست
شرمنده! آن نگاه برایم عوض شده ست...
شما دعوتید به خوانش سه غزل نو کلاسیک و حسی(غیر عریانیستی) از جناب استاد آرش آذرپیک-بنیان گذار مکتب ادبی اصالت کلمه"orianism"-
شما کدام یک از این سه غزل را می پسندید و برای این انتخاب چه دلیلی دارید؟
با سپاس
Posted by: هنگامه اهورا at January 29, 2011 2:18 PMبا سلام.
حاصل اعتقاد تو
به اینکه شعله ی عشق
نمی سوزاند
حمید یک پروانه است
ای سمندر
میلاد عبدی زاد(م.حمید)
سلام:
خوندمتون
زیبا بودید وپر بار
دوستی مون پایدار
التماس دعا
بدرود.........
سلام
بعد از مدت ها برگشته ام...ومنتظر حضور شما
با کمی حرف و یک مثنوی
از ترس، از در رفتنت از دست توضیحات
از سرنخ یک جرم در آدامس موزی هات!
...
با سپاس فراوان/حامد عباسیان
Posted by: حامد عباسیان at February 5, 2011 4:23 AMسلام جناب بهرام پرور عزیز! دست مریزاد
Posted by: عابد اسماعیلی at February 6, 2011 11:35 AMسلام
با شعر تازه ای از استاد محمدرضااحمدی به روزم و منتظر نقد و نظر شما[گل]
جایگاهی برای انتشار داستان های کوتاه نویسندگان جوان.اولین باشید.
www.daastanha.wordpress.com
میان بنفش و آبی کوهستان
نطفهی شقایق سرخ،
شناور.
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
● دعوت به چهاردهمین مراسم خوانش «تقویم عقربهدار ماههای بهار»
نگاه ِ مهرنوش قربانعلی به چهارمین مجموعهی شعر پژمان الماسینیا.
عرض سلام و ادب
نشاني من در يك كوچ اجباري تغيير كردو به بلاگفا آمدم
زنده باشيد
Posted by: حسين رضوي فرد at February 14, 2011 9:03 AMسلام.
اگه امکان داره توو ساحل قدم بزنید و چَک و لـقدش کنید.
پیشاپیش از نقدهاتون بر کارهام ، صمیمانه سپاس ...
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]ساحلو ترک نکنین...[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
Posted by: ساحل at February 16, 2011 8:10 AMسلام
ماه پابه ماه به روز است با:
از تاریخ هنر تا بهانه های سا ده خوشبختی
لال شده ام
واگویه
با احترام و بدرود
Posted by: Anonymous at February 20, 2011 4:17 PMسلام بروزم با شعر
Posted by: داوود مالکی at February 22, 2011 11:19 AMدوست شاعر
سلام
با یک شعر تازه و خبر انتشارمجموعه شعر جدیدم به روزم
خوشحال می شوم سر بزنید و نظر بدهید.
....
لطفاً با قرار دادن خبر انتشار مجموعه شعر طهران خیابان جمهوری در وب سایت تان جهت معررفی این کتاب مرا همراهی کنید.
مجموعه شعر طهران خیابان جمهوری را می توانید از طریق این تهیه کنید.
مراکز فروش کتاب ها :
۱- خیابان کریم خان زند - نبش میرزای شیرازی - نشر چشمه تلفن : ۸۸۹۰۷۷۶۶
۲- خیابان دکتر شریعتی - نرسیده به خیابان دولت - نشر جمهوری تلفن : ۲۲۶۰۲۵۵۵
۳- خیابان انقلاب - روبروی دانشگاه تهران - پاساژ فروزنده - فروشگاه خانه شاعران
۴- خیابان انقلاب - خیابان قدس - نبش بزرگمهر - کافه پیاده رو
۵- میدان هفت تیر - خیابان خردمند جنوبی - کافه هفت
۶- خیابان ولی عصر - نرسیده به زرتشت غربی - کوچه روشن - پلاک۱۲ - کافه کوچ
۷- خیابان دماوند - جنب بیمارستان بوعلی - کتاب فروشی ولی عصر
Posted by: مرحوم سید احمد حسینی at February 22, 2011 12:30 PMسلام عزیز
وبلاگ سکسکه های یک مست
با
نقد گونه ای بر یک شاعر جوان وبلاگ نویس
چند لینک
و شعری تازه بروز شد :
دست و پای مرا به تخت نبند،مثل دیوانه ها بلند نخند
من فقط یک هزار پایم که دوست دارد تو را ،قطار شود
برود به کجا ! نمی داند
قدم رنجه بفرمایید
نادعلی
Posted by: میرزایی at February 26, 2011 6:28 PM با حضور «خسرو آقایاری» و «حمید رضا شکارسری»
نشست تخصصی «نقد ساختار گرا ، نقد معنا گرا»
دومین جلسه از سلسله نشست های تخصصی لوح با عنوان « نقد ساختارگرا ، نقد معنا گرا » با حضور «خسرو آقایاری » و «حمید رضا شکارسری» برگزار می شود . هدف از برگزاری این جلسات آسیب شناسی فضای نقد امروز ایران و بررسی راههای برون رفت از مشکلات نقد می باشد . این نشست ها به تبیین و بررسی موارد استفاده و نقاط قوت و ضعف انواع نقد می پردازد . این نشست از ساعت 16 تا 18 روز دوشنبه 9 اسفند در سالن جلسات انتشارات سوره مهر واقع در خیابان حافظ، خیابان رشت، پلاک 23 برگزار می شود .
Posted by: لوح at February 27, 2011 10:00 PMسيامك بهرام پرور عزيز
سلام
با خبر چاپ مجموعه شعر جديدم
و دو شعر به روزم
خوشحال مي شوم سر بزنيدو نظر بدهيد.
لطفاً لينك مرا اضافه كنيد.
لطفاً در معرفي مجموعه شعر جديدم به دوستان وبلاگي با من همراهي كنيد.
اين كتاب را از طريق خريد اينترنتي مي توانيد از سايت نشر چشمه تهيه كنيد.
با مهر
مشتی سنگ میان سطرها
Posted by: هاجر فرهادی at March 1, 2011 11:52 PMسلام سیامک عزیز.
یکی دو سال بود نیومده بودم اینجا. امشب در کشاکش دلتنگی هام هوس لحظه هایی شاعرانه کردم و شاعرانه ها رو باز کردم. خوشحالم که هستی. لذت بردم به وفور. معرفی هات و نقدهات عالی بودن و کاش کاش کاش برای من که دستم کوتاهه از فروشگاهی که بتونم کتاب اخیرت رو تهیه کنم (ایران نیستم) امکان داشتنش به صورت الکترونیکی وجود داشت (می دونم درخواست زیادیه و غیرمنطقی... حداقل چند تا از شعرهات رو...)
دلتنگتونم :) به گلاره بانو هم سلام برسونید. خانه ی جدید هم مبارک :)
سلام به همه
Posted by: Anonymous at March 10, 2011 12:15 AM
سلام عزیز
.......................
فرشته ی شب ِ دنیا ، سپیده عاشق تان شد
و شاهزاده ی قصه ، ندیده عاشق تان شد
.................
وبلاگ مصرع ابرو با
معرفی یک کتاب و
بروز بودن چند وبلاگ و
دو غزل
بروز شد...
منتظر حضور نقد و نظرتونم ........
یاعلی
Posted by: محمد نوروزی at March 10, 2011 6:52 PMسلام
از 89 که گذشتیم، ساعت هم به تیک تاکها ی خودش به دیوار تکیه داده
تـــــا 90، خدا می دونه، وقت اضافه ای باشه یا نه...
با حرفهای هر ساله به روزم، حرفهایی که تازه تر می شوند...
خاطراتش کمی به هم خوردند
مشکلش را به زور حل می کرد
وسط آن همه گرفتاری
منتظرم دوست...
بالشش را فقط بغل می کرد
بعد از مدتها نبودن
به روزم با شعر و سه تا کارتون معرکه:
ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی
چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم؟
و منِ نفرت انگیز!
منتظرتان هستم
با آرزوی بهترین ها برای شما در سال جدید
[لبخند]
نیستی داداش
Posted by: سید مهدی موسوی at March 20, 2011 7:06 PMسلام از وبلاگ من دیدن کنید بد نیست هم عاشقانه و هم شاعرانه میتونید در وبلاگم به تبادل لینک بپردازیم با تشکر
Posted by: jafar at March 20, 2011 8:46 PMدر اين بهار كه تو رفتهای
گلهای باغچه همه اطلسی شدند
اطلسیهای سفيد.
به بهانهی تبریک سال تازه؛
با عرض ادب و احترام/
پژمان الماسینیا●
با سلام و تبريك سال نو
با چارپاره اي اجتماعي-انتقادي به روزم
نقد هايتان گواراست
سربلند باشيد
علي مددي
.............
كتاب جديدتون رو خوندم...دست مريزاد
این وبلاگ
اولین جمعه ی هر ماه
با داستانی جدید
به روز خواهد بود (بدون اطلاع رسانی )
داستان های من بر عکس من تنهایی را دوست ندارند!
پگاه ِ فروردین و
ارغوانی نو.
● دعوت به خوانش یک شعر و یک خبر کوتاه.
با احترام /
ممنون براي معرفي كتابا. كتاباي شما رو هم نخوندم. نمايشگاه كتاب تهيه ميكنم.
مویرگ های خوشحال مغز من و نمایشگاه کتاب امسال و شعر و اینا
تو
پنجره ی شعرهایم را
گشوده ای
ومن هنوز
به انتظار آمدنت
نشسته ام
لااقل
حالا که
درخت شعرهایم
به گل نشسته است
بیا به دیدارم...
: : : : : : : : : : : : : : : : :
به روزم و منتظر آمدنتان.
درود بر آقاي بهرام پرور پركار! خسته نباشيد !بسيار استفاده بردم از نقدها ومطالبتان . من از مدت ها قبل لينكتان كردم ولي فرصت نبود بيام . ممنون مي شم بهم سري بزنيد وشعرم رو نقد كنيد.
غزل پیشرو این بار باعناوین زیر به روز شد:
در انتظار قطاری که برنمی گردد
جامانده از جت یک ملودرام شاعرانه .عاشقشم.
دنبال یک خواننده ی خوب همی گشت گرد شهر.گفت آنچه یافت ......
کوتاه از مجموعه ی از روزها و روزگاران
فستیوال ادبی لیکو تا پایان مهلت ارسال آثار دوماه مانده قدری شتاب کنید.
فیلم لبنان را ببینید
به فیس بوک فارسی من بپیوندید
و این بار با دوغزل منتشر نشده از مجموعه ی در دست انتشار" اتاق بی لبه"
روی اعصاب گیج یک آهنگ
و به چارلز غمگینم برای زندگی سگی اش....
بیایید در این دهه برای ادبیات جدیت بیشتری از خود نشان بدهیم.حضور جدی شما حضور جدی ما را به همراه دارد.دوستتان دارم .نه عاشقتونممممممممممممممم
Posted by: علیرضا عاشوری رودپشتی at April 16, 2011 6:28 PMسلام با نقدي بر "لبت را غلاف كن" به روزم
Posted by: حسين رضوي فرد at April 17, 2011 2:47 PMسلام
بعد از مدتها با ترانه و شعر و خبرها به روزم
با افتخار منتظرتون
پیروز باشید
Posted by: مینا ارشدی at April 22, 2011 12:36 AMاستاد عزیز! خوشحالم که باز هم کتابی خوب چاپ شد. تبریک به شما و جامعه ی ادبی!
....................راستی سلام!
سلام
کارهایتان را دنبال می کنم.
با غزل به روزم.به امید دیدار
امیر نقدی لنگرود
سلام
ماهی ام پر و بالی باز کرده.
در انتظار نقد و نظرات شما هستم[گل]
سلام عزیز
...............
"مصرع ابرو " مجموعه غزل من.........نمایشگاه تهران انتشارات سخن گستر
معرفی چند کتاب دیگه ...
کشتی ات می زند به کوه یخی
چون که آب از سر ِ زمانه گذشت
عشق ، بخت بدِ من است که با
گاوصندوق گنج ها برگشت
.............................................
چند وبلاگ بروز شده
و
یک غزل صمیمی:
فقط تو را به خودم قول داده ام ، اما
اگر خلاف همین شد خدا مرا بکشد
یاعلی[گل]
Posted by: محمد نوروزی at May 2, 2011 9:21 PM
