June 06, 2006

سه شنبه - 16 خردادماه 1385

سلام
اول اینکه : ...
...تو را نمی شود گم کرد ! هیچ کجا !...نه لا به لای نسیم نوازشگر ساحل ، نه در هزار توی موجهای سبز-آبی دریا ، نه در میان ماسه های نمناک و گوش ماهی های کمیاب ساحل خزر ! ...نمی شود از تو رها شد ! ...نه در آواز چکاوکان مست جنگلهای «جنت رودبار» ، نه توی حریر سبز کوههای سر به فلک کشیده «سرولات» ، نه در خنکای زلال چشمه های جوشیده از کوه !... نمی شود تو را گم کرد !...نمی شود از تو رها شد !....باید مثل من بود!...باید در تو گم شد !...باید در تو رها شد ! ... گم شد ...رها شد ... توی خنکای ِ سبزآبی ِنمناک ِمست ِ نوازشگر ِحریری تو !...همین !

دوم اینکه : مثل اینکه باز هم مدرسه ام دیر شد !!...

سوم اینکه : در ادامه روند معرفی کتابهایی که می خوانم :

- «بی هم شدگان» مجموعه رباعی های جدید بیژن ارژن شاعر خوب کرمانشاهی ست . بی شک نام ارژن در رباعی معاصر نامی آشنا و درخور توجه است و نیازی به تعریف من ندارد. نکات بسیار جذابی در این مجموعه رباعی ست که فرصت و مجالی بیشتر از چند سطر می طلبد که همین جا وعده می دهم که پست بعدی مفصلا درباره این مجموعه خواندنی باشد . چرا که نحوه چینش رباعی ها و نیز تصاویر بدیع اکثریت آنها و نیز عمق دلپذیرشان نیاز به تحلیلی دقیق دارد.پس فعلا همین را داشت هباشید که این کتاب به شدت توصیه می شود به خصوص برای علاقه مندان به رباعی و ایجاز شگفت آورش .... نشر هزاره ققنوس – 135 صفحه - قیمت 5000 ریال

قطره ، قطره ، کلام دریا به من است
خاکم ، خاکی که نام صحرا به من است
مثل امضای کوچکی می مانم
پایینم و [] اعتبار بالا به من است

*************
- « مرده های حرفه ای » مجموعه جدید اشعار علی محمد مودب . مودب با دفتر پیشینش – عاشقانه های پسر نوح – نشان داد که شاعری ست که به محتوا و اندیشه شاعرانه بیش از فرم اهمیت می دهد یا لااقل در این زمینه می کوشد . شاعرانی چون مودب به واسطه محتوای شعریشان بیشتر مورد توجه و تحلیل قرار می گیرند و سلیقه شعری من با این دسته موانست بیشتری دارد . بر این کتاب نیز حرفهای زیادی دارم که فرصتی مجزا می طلبد اما فعلا این اندک را داشته باشید که هر چند به نظر من این کتاب نسبت به اثر قبلی شاعر کاستی هایی دارد و دلیل ان نیز – البته به نظر من – به کاستی های اندیشگی شاعر در مورد موضوع مورد بحث – عشق - باز می گردد ، اما بنده ای درخشان شعری مودب در کتار تصویر سازی های گاه و بی گاه وبکرش به خصوص در چند شعر مشخص از این مجموعه – به ویژه شعر یکدست و درخشان 69 – خواندن این مجموعه را دلپذیر می سازد . مهمترین مشخصه کتاب نزدیکی بسیار شدید لحن و فرم و فضای منتخب شاعر به آثار قبانی و ترجمه های موجود از آثار اوست که البته به طور توامان ضعف وقوتی به مجموعه بخشیده است . مسلما مطلبی مجزا در این باره خواهم نوشت ، اگرنه بحث به درازا خواهد کشید !... نشر هزاره ققنوس – 140 صفحه – 15000ریال

50

شماره عوضی نبود
صدا عوضی نبود
چیزی عوض شده بود

جمله ها کوتاه تر شده بودند
**************
- « قطار روم - خراسان » دفتر غزلهای ناصر حامدی ست که اهالی قدیمی وبلاگستان خوب می شناسندش . حامدی غزلسرای خبره ایست که قالب شعری اش را می شناسد و هرگاه به زبان خود سخن گفته است اثری دلنشین خلق کرده است . طنزهای گاه و بیگاه او غافلگیر کننده است و تصاویرش بعضی وقتها مبهوت کننده . به عنوان نقد می شود به این نکته نیز اشاره کرد که در برخی اشعار و ابیات ، شاعر به واسطه سهل انگاریهایی دچار فرودهایی در کیفیت شعر می شود که کلیت غزل را تحت الشعاع قرار می دهد .با مثالی کوتاه می توانید هر دو نکته ای را که گفتم ببینید :

زیر نور ماه

می خندی و تمام لبت قند می شود
یعنی که عشق صاحب فرزند می شود

جایی که سبز چشم تو بر آسمان وزید
زیباترین بهار خداوند می شود

گل می کند طراوت البرز در دلم
وقتی تنت سپید دماوند می شود

این شعر تازه شیربهای لب تو بود
حالا لبت عروس دو لبخند می شود

[]
فصل بهار ، ماه عسل زیر نور ماه
یک شب اقامت دو نفر چند می شود ؟

بی شک زیبایی کلی شعر به خصوص در ابیات 1و3و5 را نمی شود انکار کرد اما کمی توجه در بیت 4 آشکار می کند که تصویر دلپذیر مصراع اول که حاصل تصویری محکم و نیز هم نشینی لب و شیر – تداعی دهنت بوی شیر می دهد – و سایر کلمات است در مصراع دوم با سهل انگاری از دست رفته است و تنها اوردن کلمه عروس محملی شده است که شاعر از پرداخت بیشتر طفره برود . این طفره رفتن به خصوص در کلمه «دو» که آشکارا حشو دارد خود را نشان داده است . بی شک پرداختی بسیار درخشان تر از این در توان ناصر حامدی عزیز بوده و هست چنان که همین شعر با سایر ابیاتش و نیز کلیت دفتر زیبای غزلش بر ایبن امر اذعان دارد....
انتشارات دفتر شعر جوان –67 صفحه - 7000ریال
***********

- « اقلیت » دفتر شعر جدید فاضل نظری ست . دفتر شعری که جدید است اما بی شک شعرهایش جدید نیست !... نشر هزاره ققنوس - 92 صفحه – قیمت 15000 ریال..... فاضل نظری با دفتر اول اش – گریه های امپراطور – نوید غزلسرایی آگاه و هوشمند و مسلط بر زبان و فرم را داد که اندیشه را در تصاویر زیبایش قاب می گرفت . اما متاسفانه کتاب حاضر هیچ یک از برجستگی های اثر پیشین شاعر را ندارد . نه از ان تصاویر بکر خبری هست و نه از آن زبان دلپذیر که مابین غزل کلاسیک و مدرن به تعلیقی دلنشین رسیده بود . کتاب حاضر به نظر من مجموعه ایست از آثار سالهای پیش فاضل نظری که نباید چاپ می شد یا لااقل نه پس از کتاب نخست . بی شک در این شعرها هم ردپای شاعری که در حال تولد است دیده می شود اما متاسفانه یا خوشبختانه هر شاعری با سابقه های شعری اش سنجیده می شود و کتاب گریه های امپراطور – علی رغم اینکه به نظر من منطقا باید تاریخ شعرهایش پس از این مجموعه باشد – سابقه درخشان شاعری فاضل نظری ست و کتاب حاضر در بهترین شرایط چیزی بر آن نیافزوده است . ....

روزی که ارغوان به تو نفروخت گلفروش
پیراهنی به رنگ گل ارغوان بپوش

از یاد بردن غم عالم میسر است
اکنون که با شراب نشد شوکران بنوش

گیرم که مثل موری از این سنگ بگذری
کوهی ست پشت سنگ ، از این بیشتر مکوش

چون نی نفس کشیدن ما ناله کردن است
در شور نیز ناله ما می رسد به گوش

آتش بزن به سینه اتش گرفته ام
آتش گرفته را مگر آتش کند خموش

امیدوارم موافق باشید که گذشته از لحن آرکائیک و تعلیق شعر مابین سبک هندی و عراقی ، هیچ تصویری – مگر در بیت دوم آن هم با اغماض – غافلگیرکننده و ناب نیست . چنان که گفتم رد شاعری خوش قریحه در شعر هست اما پرداختهای شاعرانه نه ...هنوز دلم می خواهد این بیت زیبا را از فاضل نظری عزیز زمزمه کنم و او را شاعر چنین شعرهایی بدانم ....که می دانم هست و خواهد بود :
...
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند !

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند ...( گریه های امپراطور )
*******************

چهارم اینکه : خوب برسیم به یک غزل برای امروز ... غزلی از خودم تقدیم به شما و نازنین ترین !

« خرماپزان »

رویای رود باش ، غزل در مَصَب بریز!
شط الشراب باش به شط العرب بریز –

- تا شور پارسایی ات اروند سازدش ،
دُر دَری درون خلیج ادب بریز !

کج کج نگاه کن به من و جرعه جرعه می
از تُنگ چشمهات بر این تشنه لب بریز

اصلا بیا و فرض بکن قرن هشتم است !
یکسان به جام رند ومن و محتسب بریز !

لیلی تر از لیالی پیشین حلول کن
در من برقص و در رگ و خون و عصب بریز

عیسای من ! حواری ات از دست رفته است
یک کاسه لطف باش ، به پای طلب بریز ! *

آتش بگیر ! باد شو و خاک کن مرا
آب از... سَرَم ...چه یک وجب و صد وجب ! ...بریز !!

خرما پزان عشق و جنون باش و بی امان
بوسه به بوسه در دهن من رطب بریز

بگشای بند موی خودت را و ناگهان
بر روی صبح ِبالش من ، عطر ِشب بریز ...

* اشاره به داستانی که در آن مسیح پاهای حواریون خویش را از غبار راه می شوید .
**************
منتظر نقدهایتان هستم .
میهمان عشق باشید و جنون تا هماره عمر !
سیامک

Posted by siamak at 07:22 PM | Comments (56)