May 04, 2008

یکشنبه - 15 اردیبهشت ماه 1387

سلام

1- پست امروز اختصاص به نمایشگاه کتاب دارد و در واقع یک پست ویژه است !
لذا آداب و ترتیب شماره های قبل را ندارد و قرار است کوتاه تر و شاید کاربردی تر باشد !
پس :...

2- من و نمایشگاه : امسال من فقط همان دو کتاب سالهای قبل را در نمایشگاه دارم :

- «عطر تند نارنج» - مجموعه شعرهای من - در غرفه انتشارات داستان سرا که گویا رو به روی غرفه نشر چشمه است ، احتمالا عرضه می شود ! دلیل این «احتمالا» این است که بر اساس گفته ناشر– آن هم درست یک هفته به نمایشگاه ! – کتاب یا تمام شده یا به شدت رو به اتمام است .... با توجه به اینکه ناشر از من درخواست سرمایه گذاری برای چاپ دوم کرده است و این به نظر حقیر – به خصوص در چاپ دوم – هم کاملا غیر حرفه ای ست و هم اصولا امکان پذیر نیست ، بنابراین فعلا چاپ دوم در پرده ای از ابهام است !...فعلا قرار شد ناشر انبارش را بگردد تا اگر کتابی موجود بود در نمایشگاه عرضه کند ...

- «بر تابی از ترانه» - ترجمه اشعار نزار قبانی - در غرفه «نشر دقایق» که غرفه مشترکی با «نشر شانی» برپا کرده است عرضه می شود . خوشبختانه این یکی مطمئنا موجود است !

دو کتابی که در پست قبل هم از آنها صحبت کردم هر دو به نوبت چاپ 1388 رفته اند !.....پس فعلا تا آن موقع خبری از کتاب جدید نیست !

نکته دیگر اینکه در روزهای 19و20 و21 به همراه گلاره بانو در نمایشگاه خواهیم بود . دوستان و مهربانانی که در آن ایام در نمایشگاه هستند یک خبری بدهند تا زیارت شان کنیم . در ضمن هم به غرفه نشر شانی – دقایق و هم غرفه نشر داستان سرا در این سه روز سر خواهم زد و دیدار دوستان شادمان خواهد کرد.


3- بر اساس شنیده ها و خوانده هایم ، امسال «نشر شانی» یک رویکرد ویژه و فراگیر به شعر جوان داشته است . کتابهای دوستان زیادی در این انتشارات امسال به زیور طبع آراسته شده است . نام نمی برم چون هنوز به نمایشگاه نرفته ام و ممکن است نامی از قلم بیافتد و شرمندگی به بار آورد . ولی براساس آن چه شنیده ام اگر امسال به غرفه «نشر شانی» بروید بی شک دست خالی برنمی گردید .... در میان این کتابها « از لاله زار تا جمهوری» هم هست که به همت مهدی موسوی میرکلایی عزیز جمع آوری شده است و مجموعه ای از ترانه های تمام ترانه سرایان فعال معاصر را در خود دارد ، به همراه چند مقاله و نقد . یکی از این نقدها نیز به قلم نگارنده است ....

4- چند کتاب هست که به خودم وهمه خوانندگان این وبلاگ به شدت توصیه می کنم !...به عبارت دیگر هر که این کتابها را نخواند به نظر حقیر چیزهای زیادی را از دست داده است :

- « داستان من و شعر» : توصیه اول من به هر کسی !... اتوبیوگرافی بی نظیر و شاعرانه «نزار قبانی» با ترجمه بسیار زیبای دکتر یوسف حسی بکار و دکتر غلامحسین یوسفی نخستین بار در سال 1356 توسط «انتشارات توس» چاپ شد و بعد از ان دیگر تجدید چاپ نشد !...پارسال در نمایشگاه کتاب از مسؤول غرفه پرسیدم حیف نیست این کتاب را تجدید چاپ نمی کنید ؟ گفت که اتفاقا در برنامه است و برای اخذ مجوز در ارشاد است ....حالا این اثر بی نظیر چاپ شده است !...به هیچ وجه این کتاب را از دست ندهید !...چه طرفدار شعر هستید چه نیستید .... چه نزار را دوست دارید چه ندارید !...درک عمیق نزار از پدیده های پیرامونی و به خصوص درک او از رفتارشناسی عشق در کنار نثر بسیار زیبا و شاعرانه کتاب فراموش ناشدنی و البته به نظر من تکرار ناشدنی ست !

- «بی وتن» : خیلی ها مثل من منتظر این کتاب بودند ..«رضا امیرخانی» با «من ِاو» انتظارها را بالا برد و چاپ فصلی دوم کتاب «بی وتن» در گزیده « قصه هشتاد و چهار» سبب شد که بفهمیم این کتاب جدید می تواند یک شاهکار باشد . اگر همه کتاب مثل همین فصل دوم باشد با اثری درخشان تر از «من او» رو به رو خواهیم بود ....مطمئن نیستم اما گمانم «نشر علم» این کتاب را چاپ کرده است ....

- « مجموعه شعر معاصر» : این مجموعه شامل 10 جلد کتاب است از ده شاعر جوان و توسط نشر «سوره مهر » منتشر شده است . ویژگی مهم این مجموعه ، سطح کیفی بالای شاعران و شعرهای انتخابی ست . قرار است هر سال 10 جلد از این سری منتشر شود که مجموعه حاضر سری اول آن و مربوط به سال 1386 است . هر یک از کتابها مربوط به یک شاعر و دارای نامی مجزاست اما فرمت کلی کتابها مشابه است . رضا علی اکبری ، علی محمد مودب ، محبوبه ابراهیمی ، سید محمد ضیا قاسمی ، کبری موسوی ، آرش شفاعی ، مجتبی صادقی ، انسیه موسویان ، علی داوودی و غلامرضا طریقی شاعرانی هستند که در این مجموعه ها آثارشان را منتشر کرده اند . از این مجموعه شخصا 7 کتاب را خوانده ام و معتقدم بسیار قابل تامل و زیبا هستند . لذا توصیه می کنم خواندن این مجموعه 10 جلدی را از دست ندهید . به خصوص که قیمت بسیار مناسبی – بین 400 تا 1300 تومان – برای هر یک از انها در نظر گرفته شده است ....

- « رویای بابل» : مجموعه دیگری از داستانهای براتیگان با ترجمه پیام یزدانجو . ترجمه قبلی یزدانجو از آثار براتیگان بسیار خوب بود . امیدوارم این یکی هم این گونه باشد .....

_____________
فعلا همین قدر از نمایشگاه اطلاعات دارم ! ... باقی اش را می گذارم برای وقتی که نمایشگاه را دیدم ! ... برای اهل مطالعه شاید شوق انگیز ترین اتفاق سال، همین نمایشگاه ، علی رغم همه کاستی ها و نواقص اش ، باشد . حداقل اش این است که چرخه غلط و نابسامان پخش کتاب در ایران شکسته می شود و بهتر می توان به کتابهای مورد نظر دست یافت ....
این فرصت را از دست ندهید .

سیامک

Posted by siamak at 10:24 PM | Comments (19)

April 08, 2008

سه شنبه - 20 فروردین ماه 1387

سلام
اول اینکه : ...

... بهار نشسته است روی لبه پنجره و دارد طراوت تو را مرور می کند تا یادش نرود غنچه های گلهای سرخ را چگونه باید شکوفاند !
....باران لم داده روی ایوان خانه و دارد به موسیقی صدای تو گوش می دهد تا یادش بماند کدام واژه ها را باید زیر گوش درختان یخ زده بخواند تا سبزناکی را سلامی دوباره گویند !
... آفتاب پیشانی اش را چسبانده به پنجره ، زل زده است به گیسوان بلندت تا یادش نرود شب می توانست آن قدر دراز باشد که هیچ قلندری را یارای بیداری نباشد !
... درخت با انگشتان کشیده اش می زند به پنجره تا برای دوباره رستن از تو اجازه بگیرد .... مگر نه اینکه تو ذات بهاری ؟!...روزهای بهاری تقویم ، پیش طراوت بهاری تو از خجالت سرخ می شوند و دنیا تعطیل می شود !... تعطیل تعطیل !..تا جهان زیبایی تو را جشن بگیرد سر سفره های هفت سین ....

دوم اینکه : دلی خوش ، روزی نو و سالی شادمانه را برایتان آرزو دارم .

سوم اینکه : این لینک ها را ببینید :

- آنها که مرا می شناسند یا لااقل در این مدت 7 سال و اندی این وبلاگ را خوانده اند به این نکته اذعان خواهند کرد که در مقوله ادبیات تعارف را بر نمی تابم . گلاره بانو شاعر خوبی ست و این اصلا ارتباطی به این ندارد که تک تک حرکات اش می تواند برای من شعر باشد . مشکل اینجاست که معتقدم او با نسرودن 5 ساله اش هم به خود و هم به مخاطبین شعر ظلم کرده است . به گمانم اگر شما هم این چارپاره را که اخیرا و بعد از همان 5 سال کذایی سروده است ببینید و بخوانید با من هم عقیده خواهید شد که با وجود زبان ویژه او و نیز تسلط اش بر قالب چارپاره ، همچنین خلق تصاویر مناسب و هارمونی اجزای شعرش ، بی شک نسرودن اش ظلمی به خود و به مخاطب خواهد بود . نظرات شما بی شک مفید فایده خواهد بود ...

- امضا شماره دوم خود را منتشر کرد ... امضا نشریه ادبی خوبی ست . امیدوارم بتواند طیف وسیع تری از ادبیات معاصر را به خود اختصاص دهد و در چرخه نامهای تکراری نیافتد و نیز بتواند استعدادهای ناب شعر اصیل – و نه بازیگران عرصه نمایش خود ! - را شکار کند .... ترجمه ای از من هم در این شماره هست . اینجا را ببینید و لطفا نظر بدهید .

- صحبت های آیدا در باب احمد شاملو و زندگی اش بسیار شنیدنی ست . بعد از شنیدن این صحبت ها ، بیش از پیش دریافتم که چرا عاشقانه های خود را تا پایان عمر به نام آیدا نوشت و اینکه چرا آیدا نامی یگانه در ادبیات عاشقانه معاصر است ....شما هم با شنیدن این مصاحبه به درک عمیق عاشقانه او پی خواهید برد .....

چهارم اینکه :
ترجمه نوولی از ساموئل بکت را به نشر کاروان داده ام که گمانم انتشارش به سال 88 بکشد . در ضمن دارم مجموعه شعر جدیدی جمع می کنم و به ناشر می دهم ...تا خدا چه خواهد ....

پنجم اینکه :

همیشه فکر کرده ام که پخش کتاب در ایران بیشتر به یک فاجعه شبیه است ! به خصوص وقتی پای مجموعه های شعر و به خصوص مجموعه های شعر جوان در میان باشد ....ناشر کتاب را به پخش می دهد ، ÷خش کتاب را در بهترین حالت طی یک بروشور به کتاب فروش معرفی می کند و کتاب فروش هم با توجه به اینکه نه نام کتاب را تا به حال شنید هاست و نه شاعر را به جهت حفظ سرمایه – که امری طبیعی در تجارت است - از خیر خرید می گذرد !...در نتیجه کتاب اصولا در پیش چشم مخاطب قرار نمی گیرد که بخواهد خریداری شود و باز در نتیجه کتاب در انبار می ماند ومی پوسد و مخاطبی که دنبال کتاب هم می گردد پیدایش نمی کند !! ... به نظرم تنها راه برون شد از این وضعیت ایجاد فضایی دیگرگونه است ...عرضه مستقیم کتاب در اینترنت توسط ناشرین وبرخی کتابفروشی های مجازی و حتی خود مولفین کار بدی نیست اما کافی نیست . کتاب را باید دید و ورق زد و بعد خرید !... دوستمان تورج بخشایشی یک ایده جدید دارد که به شرط همکاری دوستان مفید فایده است ... غیر از ان حقیر به راه حل مشابهی در حیطه محل زندگی خود اندیشیده ام :
در شهر محل سکونت من –آمل- یک شهر کتاب جدیدالتاسیس وجود دارد که بسیار مجهز و وسیع است . با توجه به لطفی که گردانندگان این مجموعه نسبت به حقیر دارند ، قول قفسه ای برای شعر جوان را از آنها گرفته ام . به این شرط که دوستانی که مایل به عرضه کتاب خود در این شهر کتاب هستند 5 نسخه از آثار خود را برای کتاب فروشی بفرستند و تسویه حساب این 5 کتاب بعد از فروش آن و همزمان با سفارش نسخ بعدی خواهد بود . در حقیقت همان روالی که در روزنامه فروشی ها اعمال می شود .... یعنی همان کاری که شرکتهای پخش کتاب برای معرفی آثار ناشناخته شان باید انجام بدهند و نمی دهند !!.... به هر حال هر یک از دوستان که تمایل داشت می تواند با ایمیل بنده هماهنگ کند تا ترتیب عرضه کتاب داده شود .
نکته بعدی اینکه فکر می کنم با همکاری هر کدام از دوستان در اقصا نقاط ایران و در کتابفروشی های معتبر می شود این طرح را در تمام کشور اجرا کرد . مسلما هدف از این کار صرفا رساندن شعر به مخاطبان آن است و اگر نه از لحاظ مادی فروش 5الی 10 نسخه کتاب در هر شهر نه سودی برای کتاب فروش دارد ، نه برای شاعری که اصولا در بند این حرفها نیست . غرض این است که آن که می خواهد بیابد !..همین !

ششم اینکه : برویم سراغ کتابها :

- باغ های معلق انگور : نشر سوره مهر در اقدامی بسیار ارزشمند دست به چاپ یک سری کتاب با عنوان کلی « شعر امروز» زده است که از جهات بسیاری شایان توجه است . نخست اینکه این سری کتابها ، مجموعه شعر شاعران جوان و مطرح این سالهاست . دوم اینکه سعی شده است شعری سالم از لحاظ زبان و فرم انتخاب شود ، شعرهایی که فارغ از دغدغه های فرمی و تکنیکی صرف ، به خلق شاعرانگی همت گماشته اند. در واقع شما در این سری از کارها با جریانات اصیل شعری بیشتر طرف هستید تا با موجهایی که در حال آیند و روند هستند . نتیجه اینکه می توان مطمئن بود که تمامی کتابها استانداردی مشخص از نظر زیبایی شناسی عمومی مخاطب ادبی جامعه ما را دارا هستند. خود من کاملا به صورت اتفاقی متوجه این سری کتابها شدم . 7 کتاب را به شکل تلفنی به انتشارات سوره سفارش دادم و دیدم هر هفت کتاب از یک مجموعه هستند و بعدتر متوجه شدم که در واقع این مجموعه دارای 10 کتاب است که در سال 1386 منتشر شده اند.
نکته سوم سر و شکل آبرومند و شکیل کتابها و چاپ آنهاست که در حین حفظ وحدت فرم – که لازمه کارهایی از این دست است – زیبایی دلپذیری دارد .
در پست های بعدی به معرفی تک تک این کتابها خواهم پرداخت . تنها اکنون توصیه دارم که همه مخاطبین جدی شعر این کتابها را تهیه کنند . چه از طریق کتاب فروشی ها ، چه از طریق سایت سوره مهر و چه از طریق تلفنهای انتشارات سوره مهر .
اما کتاب باغهای معلق انگور اثر شاعر جوان و خوش قریحه افغان « سید ضیا قاسمی » ست . تورق نخستین کتاب ما را با مجموعه ای متشکل از دو قالب شعری روبه رو می کند : غزل ( که حجم عمده دفتر است ) ، سپید و در کنار این دو البته دو رباعی و یکی دو نیمایی .
غزلها :
غزل قاسمی ، غزل عاشقانه دلنشینی ست که مبتنی بر تصویرسازی ها و مضمون پردازی های نوست . در کنار این ، نسیم غمی آشنا در لا به لای واژگان او وزیده است : غمی برخاسته از غربت و نوستالژی وطن .
هر چند تمامی غزلهای دفتر عاشقانه نیست و برخی مستقیما به مسائل اجتماعی و به خصوص حضور افغانها در غربت می پردازد ؛ مثل غزل (افغانی) :
خیابان ،ظهر، خلوت بود و او پر موج و توفانی
قدم می زد خودش را ، غرق در افکار طولانی ...
...
به روی نرده خم شد ..بعد چشمان خودش را بست
کسی از پشت سر او را صدا زد : آی افغانی !
اما در بسیاری از آثار این پرداخت بسیار درونی تر از این غزل – روایت است :
ای روح سرگردان سرگردان سرگردان
از بلخ تا قونیه ، از بهسود تا تهران ...
گذشته از این زبان پرداخته و بیان روان شاعر در تمامی اشعار نمودی آشکار دارد که در مجاورت با واژگان فارسی دری یا شیوه بیان متفاوت برخی واژگان حلاوتی دیگر به شعر داده است :
ز روی راه سیبی گَنده را با پا به جوی انداخت
- چه بیهوده ست این دنیای مدفون در فراوانی
یا :
لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان را
روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را ...
...
چنانت دوست می دارم که با شوق تو می خواهم
بسازم وقف چشمت تاکهای مست پروان را ...
چنان که از همین مثالها نیز مشخص است ، شاعر با توجه به تصویرسازی بر آن بوده است که از فرمزدگی بگریزد و شعر سالم و بی پیرایه بگوید .
نکته مشخصه دیگر طنز شیرین نهفته در برخی ابیات است که چنان که گفته شد بیشتر غمگنانه است :
زمانه یک خبر خوش برایت آورده است
سلام ! چشم تو روشن که عاشقت مرده است ...
یا :
کسی که این طرف خط نشسته مجنون است
- الو ! سلام عزیزم ! صدات محزون است ...
...
نمی شود که بگویم که دوستت دارم
نمی توانم لیلی ! خلاف قانون است
( توجه کنید به استفاده هوشمندانه از اختیار شاعری در مصراع پایانی . استفاده از چنین اختیاری در اشعار قاسمی بسیار نادر است بنابراین بر چرایی آن در این مصراع می توان تامل کرد . شاعر با ایجاد لکنت موسیقایی – و نه اشکال وزنی – «نتوانستن» مورد اشاره در مصراع را پررنگ تر کرده است .)
می بینید که این طنزها بیشتر ماهیت مفهومی دارد اما گاه نیز این طنز در نتیجه تضاد درونی واژگان شکل می گیرد مثلا در غزلی که این گونه کلاسیک است :
نگاهت ناز گل ها نرمی آب روان دارد
دو چشمت شور باغستان مگر در خود نهان دارد ؟
صداین باغ سیالی پر از آواز و پرواز است
که مرغان جهان بر شاخه هایش آشیان دارد
...
شاعر به این پایان بندی متفاوت می رسد که لبخندی شیرین بر لب می آورد :
صدایت دور از من ، ماه من ! بردار گوشی را
مگر این روح عاشق تا کجا تاب و توان دارد
در حقیقت این تفاوت ناشی از یک تفکر عاشقانه است . این اندیشه که عاشقانگی ماهیتی ازلی ابدی ست، رودساری که در اکنون جاری ست اما سرچشمه اش در ازل است و مصب اش در ابد . لذا هر ماجرای عاشقانه ای با لیلی و مجنون نسبت دارد چنان که با رومئو و ژولیت و .... این همان پیوند عاشق کلی با معشوق کلی ست که در حقیقت ستایش عشق است نه معشوق و عاشق . همان که به شکلی دیگر در گفته سعدی هست :
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
و در همین غزل قاسمی نیز می گوید :
ببین در غارهای دور هر سو کنده ام نقشی
گلی ، ماهی ، نه ، آهویی که چشمی مهربان دارد

تو را در کوزه ها ، در جام ها ، روی قلمدان ها
تو را در هر چه از این شور شیرین داستان دارد ...

نکته دیگر در عاشقانه های قاسمی ، توجه او به معشوق به عنوان یک ماهیت زنانه است . معشوق شعر قاسمی بی شکل و صورت نیست و ماهیت ماورایی هم ندارد . زنی ست اهل همین حوالی : انسانی که دوست دارد و دوست داشته می شود .
کنار پنجره گیسو به گیسوی شب و باران
حواست نیست عاشق کرده ای حتی درختان را
( توجه کنید به دو واژه شب و باران که هر یک وجهی از گیسو را در خود می پرورند : سیاهی را و رشته رشته بودن را )
و هر گاه که معشوق را تا مرتبت خدایی بالا می کشد مقصودی دارد که در تصویرسازی اش نمود می یابد :
تو را من می پرستم بعد از این تا هر زمان باشم
نمی سازم دگر در بامیان بودای ویران را
غیر از اشاره روزآمد شاعر در مصراع دوم می توان به این نکته نیز توجه کرد که تفکر ویران کننده مجسمه بوداها همان تفکری ست که شاعر به مدد عاشقانگی اش با آن می ستیزد .
و البته شعر شاعر ما در عین سادگی اش ، از ظرافتهای زبانی نیز خالی نیست :
چنان ملاحت ات افکنده شور در آفاق
که در پی ات همه جا خون دل روان بوده
( توجه کنید به رابطه ملاحت و شور )
البته می شود به عنوان یک پیشنهاد شاعر را به توجه بیشتر به این مقوله معطوف داشت .
سپیدها :
سپیدهای قاسمی همان زبان روان را دارند با این تفاوت که اینجا به زبان به عنوان یک گستره مناسب برای نمود شاعرانگی ، در کنار خلق تصاویر توجه بیشتری شده است :
زمین سیاره کوچکی ست
با غمهای بزرگ

حنجره ام را در باد می تکانم
چشمهایم را در رود

خوشا به حال گنجشکان
که می توانند بر سیم های خاردار
بنشینند و آواز بخوانند
خوشا به حال آفتاب و نسیم
که در فرودگاه ها از آنها اثر انگشت نمی خواهند ....

نکته اینجاست که در شعرهای سپید ، قاسمی به زبانی امروزی تر ، با واژگانی پرطراوت تر می رسد و در نتیجه خلق تصویرهای نو برای او آسان تر نیز می شود .
در کنار این همان ویژگی های کلی غزل قاسمی در سپیدها نیز هست : طنز غمگنانه :
نه مثل پرنده
از آسمانی که پاسبان ندارد
نه مثل نسیم
تن ساییده به سیم خاردار
مثل یک آدم
دو ساعت در صف می ایستم
پاسپورتم مهر می خورد
و از مرز می گذرم ...

همان غم غربت و توجه به وطن :

سلام بر تو
ای ماه !
تو نه ماه تهرانی
نه ماه لندن وپاریس
نه ماه صحاری اعراب
تو ماه کابلی
که با زیبایی افسانه گونت
پشت کلکین نشسته ای
و با من چای سبز می نوشی ...

و البته همان عاشقانگی :
تن تو
بیداری درختان انگور است
تن تو
رویای دشت های گل سرخ
تن تو باغ های معلق بابل است
و من شاعری بیابانگرد
که از نظاره ات
مشاعرش را از دست داده است .

نکته جالب توجه تاثیر پنهانی ست که به نظر نگارنده در شعرهای قاسمی از آثار نزار قبانی و شیرکو بی کس وجود دارد . در عاشقان هها مثل همین مثال بالا ، اشتراک لحن با نزار به وضوح وبا کمی تدقیق آشکار می شود . همان تصاویر منقطع و فلاش وار و البته با ارتباط پنهان در کنار مضمون پردازی تنانه :
حالا
او
تنها یک ضمیر مفرد غایب است
در شعرهایم
که زیبایی اش را خلع کرده ام
و نامش را
از قطار کلمات
از پنجره
بیرون انداخته ام ...
( توجه کنید به ضد عاشقانه های نزار )
و البته در شعرهای میهنی لحن شیرکو را با همان شیوه پرداخت و غم غربت و البته گاهی فریادگون :
ماه پشت ابر است
آهسته تر بخوانید
آهسته تر پا بکوبید
زمین پوشیده است از مه
کلمات من !
کلمات عزیز من !
یادتان باشد
از زیر آوار بیرون کشیده ام شما را
چون مادران هراسان
باران بمب ها و موشک ها را
به جستجویتان دویده ام
با قایقی شناور بر خون
به خانه ام آمدید ....
...
من بیست وسه سال است که با مرگ قدم زده ام
بیست وسه سال است
از میله های کلاشینکف
آب و نانم داده اند
شعرهایم همیشه با یک انفجار شروع شده است
و در همان آغاز
ماه هایم تکه تکه شده اند
و پرندگان از شاخه های کلماتم گریخته اند ....
بی شک در شیوه بیان وتصویرپردازی می شود مشابهت هایی بین این اثر زیبا و اثر پرشکوه شیرکو ( نپرسید چگونه ...) پیدا کرد . البته بدیهی ست که این تاثیر ، امری مذموم نبوده و اصولا در حیطه تقلید نیست . بلکه برخاسته از درک صحیح شاعر از مقتضیات ژانر شعر است . او این لحن آشنا را به زیبایی به کار می گیرد تا حرف خودش را ، تصویر خودش را و اندیشه خودش را به مخاطب منتقل کند . بی تردید ممکن است که همه اینها کاملا ناخودآگاه نیز باشد . شاعر ناخودآگاه لحنی را برگزیده که مألوف به ذهن اش بوده است و اتفاقا مألوف با ذهن مخاطب نیز هست و به انتقال حس و درون مایه کمک می کند .
و یک جمله معترضه در باب مثال فوق : به نظر می رسد «لوله های کلاشینکف» شکل مناسب تری به شعر بدهد.
خلاصه آن که مجموعه «باغ های معلق انگور» مجموعه ای شیرین و دلچسب است که شعرهایش مثل خود شاعر صمیمی و مهربان اند . این مهربانی سبب می شود که مخاطب با شعر همراهی بیشتری پیدا کند و دست در دست آن به کشف زیبایی ها برود .

باغهای معلق انگور – سید ضیاء قاسمی – انتشارات سوره مهر – چاپ اول – 1386 – 1100 تومان
________________________

- گدا : این کتاب رمانی ست از نجیب محفوظ نویسنده معاصر عرب و برنده جایزه نوبل 1988. داستان حکایت روشنفکرنمایی واپس خورده ای ست که با یک غوره سردی اش می کند وبا یک مویز گرمی اش ! ...حکایت یاس ودلمردگی انسانهایی که در جوانی در میان «ایسم» های گوناگون غرق می شوند وسرآخر از ناکجایی سر در می آورند که هزار معجزه یز نجات بخش شان نخواهخد بود ... گدا ماجرای فقر اندیشه مبنایی ست وشعارزدگی های سطحی ... قصه همه آدمهایی که فکر می کنند سیگار دود کردن و آه کشیدن و به زمین وزمان فحش دادن وکلمات قلنبه بلغور کردن و دچار یاس فلسفی شدن ، نشانه بارز فهمیدگی وکمال است !...به شدت توصیه می شود برای این دوران پر از فریبی که در آن زندگی می کنیم !
ناگفته نماند ترجمه کتاب نیز کم نقص است .

گدا – نجیب محفوظ – ترجمه محمد دهقانی – نشر نیلوفر – چاپ دوم 1385 – 1900 تومان
______________________

هفتم اینکه :

شعری از پابلو نرودا برایتان ترجمه کرده ام از مجموعه صد شعر عاشقانه :

سونات 33( متن انگلیسی در ضمیمه این پست آمده است.)
پابلو نرودا
برگردان : سیامک بهرام پرور

عشق من !
اینک به خانه باز می گردیم
جایی که تاکها
از داربستها بالا می روند و
حتی پیش از تو
تابستان می رسد
با پاهای پیچ امین الدوله
به اتاق خوابت !

بوسه های کولی مان
جهان را گشته اند :
ارمنستان ،
توده ای عسل فرآوری شده ؛
سیلان ،
کبوتر سبز؛
و یانگ تسه
که با صبوری دیرسال اش
روز را از شب جدا می کند .

آنک ، عزیزترین !
ما بازگشته ایم
از میانه دریایی خروشان
چونان دو پرنده نابینا
به چاردیواری شان ؛
به آشیانه شان در بهارانی دوردست !

چرا که عشق
نمی تواند بی وقفه بال بگشاید
بدون آسودن .
حیات مان باز می گردد
به چاردیواری؛
به صخره های ساحل .
بوسه هایمان
رو می کنند به خانه ای
که به آن تعلق دارند .
************************
بهارستان بوسه هایتان پرشکوفه باد.
سیامک

Continue reading "سه شنبه - 20 فروردین ماه 1387"
Posted by siamak at 09:33 PM | Comments (36)

 

لينک‌دونی

 

دلگرمي يا سرگرمي؟ : این مطلب روزنامه همشهری را هر که نخواند چیزهای زیادی را از دست داده است !...آن قدر چرند و ÷ند و حرف بی ربط درباره عشق زده شده است که آدم از دیدن چنین مطلب سرشاری ذوق می کند ...مانده ام با تمام هجمه ای که این مقاله بر بنیان تفکرات محافظه کارانه دارد چگونه به چاپ رسیده است !! ... به هر حال این مقاله بسیار زیبا و تحلیلی خانم مهشید سلیمانی را بخوانید و فکر کنید و لذت ببرید ....


سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم : بعضی وقتها در هزار کتاب و مقاله ریز ودرشت یا اصلا در ذهن خودت هزار صغری کبری می چینی که شعر خوب یعنی این وآن و فلان وبهمان !...تصویر خوب ، کشف بزرگ ، موسیقی مناسب، استحکام فرم و هارمونی واژگان و ... هزار جور چیز دیگر ! ...بعد ناگهان یک شعر غافلگیرت می کند !...یعنی همان کاری را می کند که باید ! ...این غزل کم نظیر را از محمد رضا حاج رستم بیگلو بخوانید !...من می گویم وقتی حسی قوی با پرداختی هوشمندانه همراه شود به هیچ تکنیک وتاکتیک پیچیده ای نیاز نیست !...شعر خودش عین آبشار روی سرت می ریزد و سیلش تو را با خود می برد ...عین همین شعر با همه سادگی حیرت آور و البته وحشی اش !...با تشکر از آب و کاشی عزیز ...


همان كبوتر شكاك پر، كه دل دل كرد/
مرا ميان زمـيـــن و كلاغها ول كرد
: غزل مثنوی فرهاد صفریان خواندن دارد ....اصولا غزل مثنوی همیشه جوششی و زیباست ...


خانه پر بود، پر از شهوت شب بیداری : یک غزل بسیار زیبا از حسین میررکنی. درنغلتیدن به وادی شعار و حفظ شاعرانگی در اکثر لحظات شعر ، مهمترین ویژگی این غزل عاصی ست ...


احمد و آیدا : این را ببینید ...


ماجراي يك كليك: ابن محمود وبلاگستان بسیار زیبا می نویسد ..طنز گزنده او در کنار آگاهی اش بر ظرایف ادبی و نیز آشنایی عمیق اش با روح ادبیات و البته وقت وسیع (!) و احاطه اش بر کلیه اتفاقات ادبی روز مجموعه ای را فراهم می آورد که «طنز ادبی» عنوانی شایسته و بایسته برای آن است ...وبلاگ ابن محمود را دریابید ..


تو کلانشهر ِ دل من/ تو شدی شرکتِ واحد : مهدي استاد محمد هم طنزي درخشان دارد و هم قدرت كم نظيري در پردازش شعر طنز...اين همه در كنار تسلط خوب او بر ادبيات كلاسيك و نيز ظرافت اش در بيان تصاوير و به خصوص نكته پردازي هاي اروتيك اش - كه ملاحت دارد اما وقاحت نه !- سبب شده است كه شعرهاي طنزش جزء بهترين نمونه هاي اين دست آثار در سالهاي اخير باشد ...به نظر من مي شود اين شعرها را با شعرهاي طنز زرويي نصر آباد مقايسه كرد ... اين شعر را البته با تتمه اش ! ، و نيز اين يكي را بخوانيد تا با من هم عقيده شويد ...


مصطفي مستور : سايت شخصي مصطفي مستور خيلي پر و پيمان و كامل است ... تقدهاي نوشته شده بر كتابهاي نويسنده و شعرهاي جديد او وگوشه هايي از آثارش و كلي مطلب ديگر ...طراحي سايت هم البته چشمگير است ...


تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار ! : اميد نقوي اين بار غزل-يا بهتر بگويم غزلواره اي - نوشته است كه بسيار حسي ست ...بايد سربازي گذرانده باشي و آن عكس - گمانم 01 - را بالاي غزل ببيني و بعد حس شعر را تمام و كمال درك كني ! ...شعر خوب و رواني ست ...


خبري درباره « بر تابي از ترانه» در ايسنا : « بر تابي از ترانه» هنوز منتظر مجوز انتشار است ، چنان كه همه ما اعم از مترجم اصلي اثر سركار خانم پورشيري ، ناشر و كليه دوستاني كه براي كتاب زحمت كشيده اند و نگارنده كه كمترين سهم را داشته ام ...


لوگو


بانوی نازنين من



موسيقی


صدای زمينه وبلاگ مربوط به اين مطلب است .... لطفا كليك كنيد

آدرس پست الکترونیک من

sbahramparvar@yahoo.com

کتاب من

عطر تند نارنج



آرشيو

May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002

آرشيو موضوعی

توضيح واضحات

نقل مطلب از اين وبلاگ با ذكر منبع يا ارائه لينك بلامانع است. هر گونه استفاده انتشاراتی يا موسيقيايی از اشعار منوط به كسب اجازه از نويسنده می‌باشد. لينك‌های اين صفحه به معنای تاييد كليه مطالب طرح شده در آنها نيست.

لينک‌ها

7sang Persian E-zine

آدمك - مرتضي قاسمي
آركاداش - غلامرضا خسروشاهي
اتاق203 - امير مرزبان
اتاق عمل- جليل آهنگر نژاد
ادیپوس-کاوه بهبهانی
اسپريچو - سيد علي مير افضلي
اشعار نازبانو- نازبانو
الفباي باران - وحيد اميري
اندوه
اندوه مهربان - مريم رزاقي
اينجا مركز جهان است - سعيد اميري
باران اسيدي - فرامرز حجازي
برو دارمت - امير قافله
به تو تكيه مي زنم - نيما عابد
بي سرزمين تر از باد - حسن عليشيري
پشت ديوارها - راضيه ايماني
تشنه تر از سراب - زينب چوقادي
ترانه بانو
ترنم مردي از كوير - مسلم فدايي
چريك - هادي مهري خوانساري
چوپان - حسن قريبي
چهار فصل ناتمام - محسن اشتياقي
چه وير - مجموعه شعر ايلام
خانه عروسك
خون ...خامه - هاني
دختر فاطي خانوم - فاطمه فروغيان
دوزخ - روح الله ساريجلو
رابعه - محبوبه ابراهيمي
رقص در سلول انفرادی - یغما گلرویی
ريوار - ژيلا رضايتي
زخم نوشته ها - مهرداد امين هراتي
ساده دل - رامين خرسندي
ساحل بي دريا - كودك
سارا شعر - محمدخسین بهرامیان
ستاره صبح - زهره
سنگچين - سعيد بيابانكي
سوشيانت - پوريا سوري
شعر روز - ضيا قاسمي
صداي سخن عشق - حسين شكربيگي
طلوع نسل سبز -
عقده هاي تا هميشه بسته در گلو - غزل كريمي
غزل امروز - ابراهيم اسماعيلي و دوستان
غزل امروز افغانستان-آتش
غزلسرا- محمد صالح دروند
غزل معاصر - فرهاد صفريان
فاصله ها
فرخار - سيد رضا محمدي
فرزند آتش - تيرداد
فرشته ها هم عاشق مي شوند - زهرا باقري شاد
فرهنگستان
قاصدك سوخته - احسان پرسا
کبوتر و یاس - سیما
كتيبه زخم - مرتضي پاريزي
کرگدن - محسن باقرلو
گلاره و نارنج طلا - گلاره
ماه مانا-آرش ثابتي
مژگان بانو
مسيح
مفهوم سبز خشكساليها - رضا كرمي
منار آشنایی- محمود رضا نوربخش
نگاه كن چگونه مي نويسمت - مريم افضلي
نگاه - زینت نور
نوا
نبروانا - فاطمه حق ورديان
واران - جليل صفربيگي
هبوط - سهيل فرامرزي
هذيون- رضا
هزار اسم قلم خورده - مهدي فرجي
يك جرعه غزل - نغمه مستشارنظامي
يمگان - سيد ضيا قاسمي

بلاگ رولینگ


Powered by
Movable Type 2.63